چرا سپاه پاسدران در بیانیه خود آتش بس را فریبنده خواند؟ نگاهی به فریب آتش بس های گذشته
به این تعبیر که در اطلاعیه اخیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آمده دقت کردید؟ «آتشبسهای فریبنده» ؛ این تعبیر حامل یک گزاره مهم سیاسی و امنیتی است. این تعبیر یعنی از نگاه سپاه پاسداران، آتش بس اخیر فریب بوده و دشمن از آن برای پر کردن ذخایر نفت و مهمات خود استفاده کرده است. حالا این پرسش به طور طبیعی مطرح است که اگر ارزیابی منتقدانی که هفتهها نسبت به همین پیامدهای منفی ناشی از آتش بس هشدار میدادند، درست بوده، چرا برچسب باران شدند و تهمتها شنیدند؟!
هفتهها هر صدایی که نسبت به اعتماد به دشمن، خوشبینی به توافق یا فرصت دادن به طرف مقابل هشدار میداد، با انواع برچسبها مواجه میشد؛ از تندروی تا جناح بازی. اکنون اما همان واقعیتی که زمانی انکار میشد، در قالب یک اطلاعیه رسمی با عنوان «آتشبسهای فریبنده» توصیف میشود با این حال عاملین توافق به همان سبک محمد جواد ظریف که ادعا کرد برجام اصلا هدف اقتصادی نداشته، ادعا میکنند که که اساساً هدف از آتش آتش بس و تفاهم، رسیدن به یک توافق نبوده است. برادران! ما راه سیاه میکنید یا خودتان؟!
آنچه بیش از خود خطا، سرمایه اجتماعی را فرسوده میکند، نپذیرفتن خطاست. اعتبار مسئولان و تصمیمگیران به این نیست که هرگز خطا نکنند، بلکه به این است که در برابر نتایج تصمیمات خود پاسخگو باشند. تغییر روایت، جایگزین پاسخگویی نمیشود.
اصلاً فرض کنیم که اطلاعیه سپاه را به نحوی ماست مالی کردید، آن وقت اگر ادعای تاکتیک جنگی بودن آتش بس درست باشد، با نظر علیالاصول متفاوت امام جامعه چه میکنید؟ این تاکتیک جنگی با تذکرات مکرر رهبر انقلاب در حین مذاکره، یا با مواضع مکرر امام شهید در خصوص نهی از مذاکره و توافق با آمریکا و دولت ترامپ چگونه قابل جمع است؟ اگر آن توصیهها مبنای سیاست کلان کشور بوده، چرا در عمل مسیر دیگری طی شد؟ آیا تصمیمگیران ارزیابی دقیقتری نسبت به ارزیابی رهبر انقلاب نسبت به شرایط کشور و میزان تابآوری آن دارند که خلاف رهنمودهای ایشان حرکت کردند؟
این پرسشها نه از سر جدال سیاسی، بلکه برای روشن شدن مسئولیتها مطرح میشود. تجربه نشان داده است که هرگاه از کنار تصمیمهای بزرگ بدون نقد و ارزیابی دقیق عبور شود، احتمال تکرار همان خطاها افزایش مییابد. جامعهای که گذشته خود را به درستی واکاوی نکند، ناگزیر هزینههای آن را در آینده نیز خواهد پرداخت.
امروز مسئله اصلی، دفاع یا مخالفت با یک تفاهم مشخص نیست؛ مسئله، صداقت در روایت تاریخ و مسئولیتپذیری در برابر نتایج تصمیمات است. اگر واقعاً آتشبس یا تفاهم، فرصتی برای بازسازی توان دشمن فراهم کرده است، نخستین گام، پذیرش خطا و توضیح صادقانه به افکار عمومی است، نه بازنویسی گذشته به گونهای که گویی همه چیز از ابتدا بخشی از یک نقشه از پیش طراحیشده بوده است!
ملت ایران بارها نشان داده است که از پذیرش حقیقت، هرچند تلخ، استقبال میکند؛ آنچه اعتماد عمومی را آسیب میزند، نه اعتراف به خطا، بلکه اصرار بر روایتهایی است که با گذشت زمان ناگزیر تغییر میکنند، بیآنکه مسئولیت تصمیمهای دیروز پذیرفته شود.
شاید اکنون بهترین فرصت باشد که به جای فرار به جلو و سینه خیز ادامه دادن به سبک برجامیان، بلند شوید، خود را بتکانید و با صراحت از مردم و منتقدین عذرخواهی کنید. این رویکرد نه تنها از شأن مسئولان نمیکاهد، بلکه سرمایهای برای آینده کشور خواهد بود؛ زیرا هیچ سرمایهای برای حکمرانی، ارزشمندتر از اعتماد مردم نیست.
در تاریخ ثبت شد که آن سند تفاهم، نه سند شکست آمریکا بلکه سند خوش خیالی تکراری برخی مسئولین، سند دل خوش کردن به وعدههای شیطان بزرگ و سند دوری تصمیم گیران از اصول روشن و وصایای مکرر امام شهید بود. سندی که نه تنها نمیشود لذتش را برد! بلکه مایه عذاب مردم مبعوث و مومنین دلسوز شد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید