هفت سال پس از حملۀ تاریخی به آرامکو، انصارالله یمن بار دیگر بزرگترین غول نفتی عربستان را هدف قرار داد
تاریخ جنگها پر از تحولات ناگهانی و غیرمنتظره است، اما کمتر نبردی در سده اخیر بهاندازه تجاوز ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی به یمن، دچار چرخشهای بنیادین در موازنه قدرت و بازدارندگی شده است. روزی که ائتلاف عربی با اتکا به دلارهای نفتی حاصل از غول انرژی جهان، یعنی شرکت آرامکو، شیپور جنگ علیه فقیرترین کشور عربی منطقه را نواخت، تصور حاکمان جوان آلسعود بر این بود که فتح صنعا و به زانو درآوردن مردم یمن ظرف چند هفته یا حداکثر چند ماه نهایی میشود. اما گذشت زمان نشان داد که معادلات واقعی میدان نبرد نه روی کاغذ و در اتاقهای عملیات مجلل، بلکه بر روی زمین و بر اساس اراده ملتها رقم میخورد. عنوان «از آرامکو تا آرامکو» حکایت تحولی عمیق است؛ روایتی از نقطه آغازین اتکای غرورآمیز متجاوزان به سرمایه نفتی برای ویرانی یک کشور، تا نقطهای که همان آرامکو به نمادی از عجز نظامی ائتلاف و شکنندگی شریانهای حیاتی آن تبدیل شد.
در مارس ۲۰۱۵، زمانی که عملیات موسوم به «طوفان قاطعیت» آغاز شد، ریاض و متحدانش با حمایت همهجانبه تسلیحاتی، اطلاعاتی و لجستیکی قدرتهای غربی، تهاجمی بیرحمانه را علیه یمن سازمان دادند. هدف اعلانشده، بازگرداندن حکومت دستنشانده و نابودی جنبشهای مردمی بود، اما آنچه در عمل رخ داد، یک تراژدی و جنایت تمامعیار بشری بود. بمباران روزمره زیرساختهای حیاتی، بیمارستانها، مدارس، بازارها و حتی مراسمهای عروسی و عزاداری، تنها بخشی از این تهاجم را تشکیل میداد.
شومترین بعد این تجاوز، تحمیل محاصره همهجانبه زمینی، دریایی و هوایی بود. بستن بندر استراتژیک الحدیده و تعطیلی فرودگاه بینالمللی صنعا، یمن را به بزرگترین زندان روباز جهان بدل کرد. قطع واردات دارو و غذا، شیوع بیسابقه بیماریهایی نظیر وبا و بروز قحطی گسترده، میلیونها کودک و شهروند بیدفاع یمنی را با بحرانی بیسابقه مواجه ساخت. ائتلاف متجاوز با اتکا به درآمدهای نجومی آرامکو و خریدهای میلیاردی اسلحه، گمان میبرد که سلاح گرسنگی و محاصره میتواند ملت یمن را به تسلیم وادارد.
بر اساس برآوردهای سازمان ملل، طی سالهای جنگ صدها هزار نفر بهطور مستقیم و غیرمستقیم جان خود را از دست دادند و میلیونها نفر در مقاطع مختلف به کمکهای بشردوستانه نیازمند شدند. همچنین بحران آوارگی، کمبود دارو، تخریب زیرساختهای درمانی و ناامنی غذایی، یمن را به یکی از بزرگترین بحرانهای انسانی جهان تبدیل کرد.
با این حال، سالیان نخست جنگ که برای مردم یمن همراه با تحمل دردهای گران و خسارات انسانی سنگین بود، نقطه عطفی تاریخی را در بطن خود پرورش داد. فشار محاصره و جنایات روزافزون نه تنها اراده یمنیها را نشکست، بلکه به محرک جهش نظامی و خوداتکایی بیسابقهای تبدیل شد.
اراده مردم یمن در کنار ارتش و کمیتههای مردمی، با تکیه بر دانش بومی و توان داخلی، به بازسازی و توسعه فناوریهایی چون پهپادها و موشکهای بالستیک انجامید. پاسخهای اولیه یمن ابتدا منحصر به بنادر و فرودگاههای حاشیهای بود، اما به مرور زمان و با تداوم محاصره فرودگاه صنعا، دامنه پاسخها گستردهتر شد. فرودگاههای ابها، جیزان و نجران و سپس فرودگاههای عمق خاک عربستان زیر آتش پهپادها و موشکهای یمنی قرار گرفتند تا این پیام روشن را به ریاض منتقل کنند که امنیت یکطرفه پایدار نخواهد بود و تعطیلی فرودگاههای یمن، هزینهای مشابه برای متجاوزان خواهد داشت.
در همین دوره، افزایش توان عملیاتی نیروهای یمنی موجب شد که دامنه پاسخها از حملات محدود مرزی فراتر رود و اهداف حساستری را در عمق خاک عربستان دربرگیرد. دهها عملیات پهپادی و موشکی علیه مراکز نظامی، فرودگاهها و زیرساختهای راهبردی عربستان انجام شد که نشاندهنده تغییر تدریجی موازنه میدانی و افزایش توان بازدارندگی نیروهای یمنی بود. این روند نشان داد که جنگ دیگر تنها در مرزهای یمن جریان ندارد، بلکه امنیت داخلی و زیرساختهای حیاتی عربستان نیز به بخشی از معادلات میدان تبدیل شده است.
نقطه عطف و ضربه اصلی اما زمانی فرارسید که یمن از مرحله دفاع صرف عبور کرد و به استراتژی بازدارندگی فعال دست یافت. در سپتامبر ۲۰۱۹، یکی از شگفتانگیزترین رویدادهای نظامی و اقتصادی تاریخ منطقه رخ داد؛ تأسیسات نفتی بقیق و خریص متعلق به شرکت آرامکو در عمق خاک عربستان هدف حملات دقیق پهپادی و موشکی قرار گرفتند.
این عملیات در یک شب، صادرات بیش از پنج میلیون بشکه نفت، یعنی حدود نیمی از توان تولید روزانه عربستان در آن مقطع را متوقف کرد و شوکی عظیم به بازارهای جهانی انرژی وارد ساخت. در پی این حمله، قیمت جهانی نفت در نخستین روز معاملات حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش یافت که یکی از بزرگترین جهشهای یکروزه قیمت نفت در دهههای اخیر به شمار میرفت.
ضربه به آرامکو تنها یک حمله به یک تأسیسات نفتی نبود؛ بلکه ضربهای نمادین و راهبردی به ستون اقتصادی عربستان محسوب میشد. آرامکو قلب اقتصادی عربستان، منبع اصلی درآمدهای نفتی و یکی از مهمترین داراییهای راهبردی این کشور است. هدف قرار گرفتن این مجموعه نشان داد که حتی برخورداری از بودجههای کلان نظامی، خریدهای گسترده تسلیحاتی و سامانههای دفاعی پیشرفته، نمیتواند امنیت مطلق برای زیرساختهای حیاتی ایجاد کند.
این حمله همچنین پیام مهمی برای حامیان خارجی عربستان داشت؛ اینکه ادامه جنگ و محاصره یمن میتواند هزینههایی فراتر از میدان نبرد داشته باشد و امنیت انرژی، اقتصاد و اعتبار نظامی ریاض را تحت تأثیر قرار دهد. از این منظر، آرامکو از یک شرکت نفتی صرف فراتر رفت و به نمادی از تغییر معادلات بازدارندگی در منطقه تبدیل شد.
تنشها و تنبیهها به همان برهه محدود نماند و در ادامه نیز با تحولات جدید، ابعاد تازهتر و تندتری به خود گرفت. در پی مانعتراشی عربستان سعودی برای جلوگیری از فرود هواپیمای ایرانی حامل کمکها و مأموریتهای انسانی در فرودگاه صنعا، نیروهای مسلح یمن این اقدام را بخشی از ادامه سیاست محاصره و فشار دانستند.
پس از این رویداد، فرودگاههای عربستان هدف حملات قرار گرفتند و به دنبال آن، عربستان با ادامه حملات هوایی، بنادر و زیرساختهای یمن را هدف قرار داد. این اقدامات بار دیگر موجب تشدید تنشها شد و شرایط را به سمت رویارویی گستردهتر سوق داد.
در واکنش به این روند، نیروهای یمنی اعلام کردند که محاصره دریایی عربستان سعودی را در دستور کار قرار دادهاند؛ اقدامی که هدف آن افزایش فشار بر شریانهای تجاری و اقتصادی عربستان عنوان شد. بر اساس موضع اعلامی انصارالله، تا زمانی که محاصره زمینی، دریایی و هوایی یمن ادامه داشته باشد، اقدامات متقابل نیز ادامه خواهد یافت.
انصارالله تأکید کرده است که پایان این چرخه تنش در گرو پایان محاصره یمن، بازگشایی کامل بنادر و فرودگاهها و رفع محدودیتهای اعمالشده علیه مردم این کشور است؛ در غیر این صورت، موازنه بازدارندگی ایجادشده همچنان حفظ خواهد شد.
بخش سوم
در ادامه این روند و پس از تداوم حملات عربستان به بنادر، زیرساختها و مراکز حیاتی یمن، نیروهای مسلح یمن دامنه پاسخ خود را به مهمترین شریان اقتصادی عربستان گسترش دادند. هدف قرار گرفتن تأسیسات شرکت آرامکو تنها یک عملیات نظامی نبود، بلکه پیامی راهبردی و اقتصادی برای ریاض و حامیان آن به شمار میرفت.
آرامکو بهعنوان بزرگترین شرکت نفتی عربستان و یکی از مهمترین غولهای انرژی جهان، ستون اصلی اقتصاد این کشور محسوب میشود. بخش بزرگی از درآمدهای دولتی، صادرات نفت، پروژههای توسعهای و قدرت اقتصادی عربستان به فعالیتهای این شرکت وابسته است. به همین دلیل، هرگونه اختلال در تأسیسات آرامکو، فراتر از یک خسارت فنی یا عملیاتی، پیامدهای اقتصادی و سیاسی گستردهای برای ریاض به همراه دارد.
حمله به آرامکو نشان داد که موازنه بازدارندگی از مرحله تهدیدهای سیاسی عبور کرده و وارد مرحلهای شده است که زیرساختهای راهبردی طرفهای درگیر نیز در معادلات امنیتی قرار گرفتهاند. این عملیات بهعنوان نشانهای از تغییر محاسبات در میدان جنگ مطرح شد؛ تغییری که نشان میداد ادامه جنگ علیه یمن میتواند هزینههایی مستقیم برای اقتصاد و امنیت انرژی عربستان ایجاد کند.
نیروهای مسلح یمن تأکید کردهاند که انتخاب آرامکو تصادفی نیست، بلکه بخشی از راهبرد پاسخ متقابل به ادامه محاصره و حملات علیه یمن است. بر اساس این دیدگاه، تا زمانی که فرودگاههای یمن بسته، بنادر این کشور تحت فشار و محدودیت قرار داشته باشند و حملات علیه زیرساختهای یمن ادامه پیدا کند، مراکز حیاتی اقتصادی عربستان، بهویژه تأسیسات انرژی، در محاسبات بازدارندگی قرار خواهند داشت.
هدف قرار گرفتن آرامکو همچنین یک پیام نمادین داشت؛ اینکه قدرت اقتصادی و درآمدهای نفتی بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده امنیت یک کشور باشد. جنگ یمن نشان داد که درگیریهای نوین تنها بر اساس تعداد هواپیماها، حجم تسلیحات یا بودجه نظامی تعیین نمیشوند، بلکه توان فناوری، ابتکار عملیاتی و قدرت ایجاد هزینه برای طرف مقابل نیز نقش تعیینکنندهای دارد.
از سوی دیگر، تداوم این چرخه درگیری نشان داد که محاصره و فشار اقتصادی نتوانسته است به نتیجهای که ائتلاف عربی در ابتدای جنگ انتظار داشت، منجر شود. در مقابل، این فشارها باعث شد نیروهای یمنی بر توسعه توان داخلی، افزایش ظرفیت موشکی و پهپادی و ایجاد ابزارهای بازدارنده تمرکز کنند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید