امروز: 1405/04/25 ساعت : 15:13

آنچه امام رضا آموخت و جمهوری اسلامی از آن استفاده کرد

این روزها شاهد حضور حماسی و میدان‌داری مردم در عرصه‌های حساس کشور هستیم. حضوری که دوست و دشمن آن را مؤلفه بنیادین قدرت ایران و عامل پیروزی در نبرد با ابرقدرت‌ها می‌دانند. به همین‌جهت شایسته است به بازخوانی ریشه‌های این قدرت مردم‌پایه بپردازیم.
به نظر می‌رسد ریشه این قدرت در الگوی ارتباطی و نوع نگاه و رفتار رهبران الهی با آحاد مردم نهفته است. موضوعی که در سیره امام رضا (ع) به عنوان یکی از درخشان‌ترین الگوهای حکمرانی مردم‌سالار به آن توجه شده و جمهوری اسلامی نیز با وام‌داری از مکتب رضوی توانسته خود را از تلاطم‌های سهمگین زمانه خود، نجات دهد. به چند نمونه از سیره امام هشتم در اتخاذ رویکردهای مردم بنیان توجه بفرمایید:
1 مأمون -که از زیرک‌ترین و مکارترین خلفای عباسی است؛ از ارتباط وسیع و عمیق امام با آحاد مردم احساس خطر کرد. آوردن امام به مرو تلاشی برای مهار قدرتی بود که از متن چنین ارتباطی در جامعه اسلامی برخاسته و دستگاه ظلم را به چالش کشیده بود.
2 با توجه به گزارشات رسیده به حکومت عباسی در اصرار امام به ارتباط مستقیم با مردم در مدینه و در مسیر حرکت به خراسان، پس از استقرار امام در مرو، دستگاه خلافت کوشید میان امام و مردم فاصله ایجاد کند، اما حضرت این جدایی را خط قرمز خود قرار داده و با سکونت در مسجد به عنوان مکانی در پیوند اجتماعی با مردم و حضور در میان آنان، از راهبرد خود برای خنثی‌سازی سیاست‌های انزواییِ و کانالیزه شدن توسط مأمون جلوگیری نمودند.
3 توصیه مشهور امام رضا (ع) به فرزندشان امام جواد (ع) مبنی بر اینکه هنگام عبور و مرور از درب پشتی خانه خارج نشوند و مستقیماً در میان مردم حضور یابند و حوائج آنان را برآورده سازند، مورد دیگری از اهتمام آن امام به ارتباط با مردم است. (اگر امروز این فرهنگ در سازمان‌ها و میان مسئولان ما نهادینه شود، بسیاری از گره‌های کور گشوده خواهد شد.)
4 نشستن امام (ع) سر سفره‌ای که خادمان (به عنوان قشرهای فرودست)، عدم توجه امام به کانون‌های قدرت و ثروت و توجه به جنبه‌های مردمی در سیره رهبران الهی را به رخ کشید.
رهبران انقلاب اسلامی نیز، به درستی این مشیِ مردمی را از مکتب رضوی وام گرفته و تکثیر کرده‌اند. موضوعی که منجر به تولید قدرتی در ایران شد که امروز ده‌ها کشور به ظاهر قدرتمند، نتوانند آن را از میان بردارند. برای مثال با مروری بر بیانات رهبر شهید در می‌یابیم بیشترین تأکید ایشان به مسئولان، همواره بر ضرورت مردمی بودن و مبارزه با خوی اشرافی‌گری متمرکز بوده است.
در همین راستا حضرت آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، در اولین پیام خود بر همین منطق پدر بزرگوارشان تأکید کرده و فرمودند: «از جمله‌ هنرهای رهبر شهید و سلف کبیر ایشان، *وارد کردن مردم در همه‌ عرصه‌ها* و بصیرت و آگاهی دادنِ مستمر به ایشان و در مقام عمل، *تکیه بر نیروی آنان* بود. ایشان این‌طور معنای حقیقیِ جمهور و جمهوریت را فعلیت بخشیدند و از عمق جان هم به آن معتقد بودند. اثر واضح این مطلب در این چند روزی که کشور بدون رهبر و فرمانده کل قوا بود، دیده شد.» در پیام دوم نیز تاکید کردند که خود در میان مردم در زمان جنگ حضور داشته و نظرات آنها را شندیده اند.
مردم وقتی رهبران دینی و مسئولان کشوری را در میان خود ببینند و آن‌ها را از خود بدانند، اعتماد کرده و حاضر به فداکاری می‌شوند. موضوعی که در جنگ اخیر خود را نشان داده است. لذا توصیه می‌شود، تقویت پیوند میان کارگزاران نظام و مردم به عنوان یک مطالبه جدی و راهبردی، نامحرم ندیدن مردم، عدم تصمیم گیری در اتاق‌های بسته و استفاده از ظرفیت عظیم مردمی در تمامی عرصه‌های کشور، توسط مسئولین هر حوزه به عنوان رویکرد اساسی پیگیری گردد.

علی مسیبی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم