شرح صحیفه سجادیه دعای سی و هفتم (۸۹۹)
حجت الاسلام والمسلمین موسوی مطلق: بسم الله الرحمن الرحیم فَمَنْ أَكْرَمُ يَا إِلَهِي مِنْكَ ، وَ مَنْ أَشْقَى مِمَّنْ هَلَكَ عَلَيْكَ لَا مَنْ فَتَبَارَكْتَ أَنْ تُوصَفَ إِلَّا بِالْإِحْسَانِ ، وَ كَرُمْتَ أَنْ يُخَافَ مِنْكَ إِلَّا الْعَدْلُ ، لَا يُخْشَى جَوْرُكَ عَلَى مَنْ عَصَاكَ ، وَ لَا يُخَافُ إِغْفَالُكَ ثَوَابَ مَنْ أَرْضَاكَ ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ هَبْ لِي أَمَلِي ، وَ زِدْنِي مِنْ هُدَاكَ مَا أَصِلُ بِهِ إِلَي التَّوْفِيقِ فِي عَمَلِي ، إِنَّكَ مَنَّانٌ كَرِيمٌ. پس کیست که از تو گرامیتر است، ای خدای من؟ و کیست بدبختتر از آن کس که در حالیکه به سوی تو راه دارد، هلاک شود؟ شگفتا! تو از آن برتر و پاکتر از آنی که به چیزی جز احسان وصف شوی، و بزرگمنشی تو چنان است که جز عدل از تو ترسیده نمیشود. هیچکس از ظلم تو بر گناهکار بیم ندارد، و هیچکس از فراموش شدن پاداش نیکوکار در نزد تو نمیترسد. پس درود فرست بر محمد و خاندانش، و آرزویم را به من ببخش، و از هدایت خویش بر من بیفزا، تا به توفیق در عملم برسم، که تو بسیار بخشنده و بزرگکرم هستی. نکات مهم این فراز عبارتند از: ۱. «فَمَنْ أَكْرَمُ يَا إِلَهِي مِنْكَ» پس چه کسی گرامیتر از توست، ای خدای من؟ امام در این جمله با استفهام تعجبی، به عظمت کرم الهی اشاره میکند: هیچ موجودی در جهان به اندازهی خداوند اهل کرم و بخشش نیست. در حقیقت، همه کرامتها پرتوی از کرم اویند. «أكرم» صیغه تفضیل از «كرم» است، به معنی شریفتر، بخشندهتر و دارای بزرگواری بیشتر. کرم الهی به معنی بخششی است که نه به استحقاق بنده، بلکه به مقتضای ذاتِ جمالِ اوست. یعنی خدا میبخشد، چون بخشنده بودن عینِ هستی اوست. ۲. «وَ مَنْ أَشْقَى مِمَّنْ هَلَكَ عَلَيْكَ» و چه کسی بدبختتر است از آنکه در حالیکه راهش به سوی تو باز است، هلاک شود؟ امام اینجا از نهایت حسرت گناهکار سخن میگوید: درِ رحمت همیشه باز است، اما بعضی از غفلت هلاک میشوند. این جمله نشان میدهد که هلاکت بنده، نه از بسته بودن در، بلکه از دور شدن دل است. «هلك» یعنی نابود شد، از میان رفت. «عليك» یعنی در حالی که در برابر تو و نزد تو بود. عارفان گفتهاند: بدبختی حقیقی آن است که انسان در حضورِ خدا غافل باشد. چنانکه گفتهاند: «ما رأيت شيئاً إلاّ رأيت الله قبله»؛ هرکه این حضور را نبیند، در حقیقت «هلک علی الله» است. ۳. «لَا مَنْ فَتَبَارَكْتَ أَنْ تُوصَفَ إِلَّا بِالْإِحْسَانِ» زیرا تو، ای خدای من، برتر و متعالیتر از آنی که به چیزی جز احسان وصف شوی. امام در این بخش، عصارهی توحید صفاتی را بیان میکند: ذات خداوند سراسر احسان است. یعنی در هیچ حالتی، از خدا جز نیکی صادر نمیشود؛ حتی اگر بهظاهر مجازات باشد. در نگاه امام، قهر الهی نیز جلوهای از احسان اوست، چون هدفش تطهیر و بازگرداندن بنده است. «تباركت» از ریشه «بَرَكَ» به معنی ثبات در خیر بسیار است؛ یعنی تو سرشار از خیر و برکت و احسانی ﴿تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ﴾ (اعراف/۵۴) «پربرکت و بلندمرتبه است خداوند، پروردگار جهانیان.» در عرفان، احسان خداوند یعنی تجلی اسم «الجميل» و «الرحمن». خدا در ذات خود جز جمال ندارد؛ هر قهر او نیز «لباس لطف» دارد زهر او تریاق شد، قهرش نگار / هر بلا شد در کف لطفش نگار. ۴. «وَ كَرُمْتَ أَنْ يُخَافَ مِنْكَ إِلَّا الْعَدْلُ» و تو چنان بزرگمنش و کریمی که جز از عدلت نباید ترسید. ترس از خدا، در حقیقت ترس از عدالت اوست، نه از ظلم. چون خداوند «عادل» است، نه ظالم. امام میگوید: هیچ بیمی از ذات تو نیست، جز بیمِ از مواجهه با عدل تو برای کسی که ظلم کرده است. ﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا﴾ (یونس/۴۴) «خداوند هیچکس را به اندک چیزی ستم نمیکند.» در عرفان، ترس از عدل، در واقع ترس از فراق است؛ زیرا عدل الهی نتیجهی دوری از رحمت است. کسانی که از عدالت میترسند، در حقیقت از قطع ارتباط با فضل الهی بیم دارند. ۵. «لَا يُخْشَى جَوْرُكَ عَلَى مَنْ عَصَاكَ» از ظلم تو بر کسی که گناه کرده، بیمی نیست. حتی گناهکار نیز یقین دارد که اگر مجازات شود، آن مجازات بر پایهی عدل است، نه ظلم. خداوند هیچگاه از حد انصاف نمیگذرد. این جمله نهایت اطمینان بنده به عدالت پروردگار را میرساند. ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ﴾ (فصلت/۴۶) ۶. «وَ لَا يُخَافُ إِغْفَالُكَ ثَوَابَ مَنْ أَرْضَاكَ» و هیچ بیمی نیست که تو پاداش کسی را که تو را خشنود کرده، فراموش کنی. امام با این جمله، امید را کامل میکند: نه ترس از ظلم هست، نه بیم از نسیان. خدا هیچ عمل نیکی را از قلم نمیاندازد. ﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ﴾ (توبه/۱۲۰) خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید