امروز: 1405/04/25 ساعت : 22:07

از شهادت تا ولایت

خدار را شاکرم که در نقطه ای از هستی ، چشم به جهان گشودم که همه ی مظلومین عالم به آن چشم دوخته اند و امید یاری دارند .
خدا را شاکرم که در سرزمینی به دنیا آمده ام که رهبرش از پاک ترین انسانهای تمامی اعصار است.
خدار را شاکرم که من نیز پیرو ولایت خط امامین انقلاب جمهوری اسلامی ایران هستم و ان شاالله به مدد و دعای حضرت ولی عصر (عج) همچنان در صراط مستقیم بمانم .
خدا را شاکرم که در ایران ، سرزمینی که اولین نفسم را کشیدم و اولین گریه را سر دادم ، سرزمینی که دلاور مردان و شیر زنانش تا پای جان بر خط ولایت می مانند ، متولد شده ام .
ایران، سرزمینی که مردمانش شهادت را آغاز می دانند نه پایان !
ایران ، سرزمینی که مادرانش به عشق حسین ، ام البنین گونه فرزندانشان را فدایی مسیر مولایشان کردند .
ایران ، سرزمینی که مردمانش ریشه ی صهیونیست را به لطف و کرم دادار هستی بخش ، از جا می کنند .
ایران، سرزمینی که سردار دلهایش می گوید “ما ملت امام حسینیم” و با تکیه بر همین حسینی بودن ، به دشمنان، مستکبران و به خصوص به این سردمداران جهان کفر یعنی همین سگ زرد و اربابش نتانیاهوی ملعونِ خون خوار و کودک خوار می گوید : حریفت منم!
خدا را شاکرم چرا که به محض اینکه ملت ، خبر شهادت رهبر عظیم الشان جهان اسلام را شنیدند راهی کوی کریمه ی اهل بیت شدند؛ راهی حرم مطهر خانم فاطمه ی معصومه (س) ، فاطمه ی ثانی .
خدا را شاکرم که در قم هستم ، جهان شهر معنویت ؛ شهر اهل بیت و شهر حرم اهل بیت تا اهل این کوی و برزن در کنار عمه ی سادات، در کنار عمه ی آقا سیدعلی جانمان ، قلب زخمی شان را بر ضریح نور گره زنند تا بلکه تشعشعی از طلیعه ی نور را دریافت کنند ؛ برای مرهم این قلب بیتاب ، برای روشن ساختن کوره راه های مسیر سعادت ، برای تاب آوری در برابر نقشه های دشمنان خارجی و منافقین داخلی ، برای ادامه ی حیات بدونِ نورِ تابنده ی حضور رهبری که پیشوا و پیشتاز است در عشق الهی، تا از جا کنده نشود ، این قلب و همچنان در سینه بتپد تا شریانش مسیری باشد بر ذکر اللهم عجل لولیک الفرج!
مگر یکنفر یا دونفر بودند ، هزاران هزار عاشق بیتاب روشنایی ، بیتاب عشق بودند ، بیتاب یگانه رهبر جهان یعنی امام سیدعلی حسینی خامنه ای .
هزاران هزاران نفر با چشمانی مملو از اشک، از دلتنگی رهبر انقلاب در صف لمس ضریح کریمه اهل بیت بودند تا قلب ناآرام خود را آرام به دیدار نور اهل بیت نمایند ، تا خط بگیرند از خط دهنده ی خدا ، نه از وطن فروشان و کفار و از همه بدتر منافقان ، تا محکم بایستند و بکوند بر پوز قاتلان شهدای میناب ، بر قاتلان سرداران و فرماندهان ، بر قاتلان دانشمندان و مردم بی گناه و بر قاتلان قائد امت امام شهیدمان .
هر لحظه به جمعیت افزوده می شد ، فوج فوج ، طوری که حتی نمی توانستی قدم از قدم برداری و به قول معروف جای سوزن انداختن هم نبود . اما این تجمع یک عزاداری ساده نبود و نیست ، این حضور برای خونخواهی امام شهیدمان بود که همچنان هم ادامه دارد .
با خود نگویید که حضور به چه کار آید !
حضور چه مشکلی را حل می کند ؟
حضور امام را زنده می کند ؟
حضور دست دشمن را کوتاه می کند ؟
آری ، حضور تمام این کارها را می کند و به آن ها جامه ی عمل می پوشاند . مگر نه اینکه پهلُوی مادر امت ، پهلُوی سرور زنان بهشتی ، پهلوی فاطمه ی زهرا شکست ، صدیقه ی طاهره پشت در رفت ، چون حضوری نبود ، چون علی تنها بود و یاوری نداشت .
همین حضور است که ترامپ کودک خوار را نگران کرده و هراس به دلشان انداخته است .
همین حضور است که نقشه های دشمن را یکی پس از دیگری بر آب می کند .
همین حضور است که ایران عزیزمان را ، کشور لاله های سرافراز را ، یکپارچه و متحد نگه می دارد و تجزیه را به پایگاه های اسرائیل و آمریکا در منطقه تزریق می کند .
همین حضور است که به جهان می گوید ما هستیم و همگی سراپا ، گوش به فرمان صاحب الزمانیم و نائبش ؛ تا قطع کنیم دست متجاوز به خاک و وطنمان را ، تا گردن زنیم استکبار جهانی را ، تا سر خم نکنیم در مقابل ظلم و ستم متوهمان قدرت ، متوهمانی که گمان می برند برده اند ، در حالی که بد باخته اند ، باختی که هم دنیایشان را نخواهند داشت و هم بد جایگاهی در آخرت انتظار هیزم جهنم شدنشان را می کشد ، همچون شمر و عمر سعد ، عمر سعدی که به فرموده ی اباعبدالله (ع) از گندم ری نخواهد خورد . ترامپ و نتانیاهو و همدستان فاسدشان چه خیال خامی در سر دارند ، خیال می کنند سنت اللهی تغییر خواهد کرد ؟ مِثل حسینی با مِثل یزدی بیعت می کند و یا سر خم می کند ؟ آگاه باشید که جمهوری اسلامی ایران نجاسات را در خود جای نمی دهد و در هوایش ذره ای اکسیژن برای غده ی سرطانی جهان نیست و نخواهد بود .
امام عزیزمان ، قائد امت ، رخت زیبای شهادت به تن دارد و از بالا ما را نظاره می کند . علمداری و سکان داری جبهه ی حق ، به حق ، بر دست سید محتبی نشست . با خود می گویم حتی اسم ها هم معنا دارد ؛ امیرالمومنین ، علی ابن ابی طالب است و آقای ما هم علی بود و از نسل او ، فرزند امیرالمومنین حسن مجتبی (ع) است و فرزند آقای ما هم مجتبی. خدا چه زیبا پازل نام هایش را چیده است و ملت غیورمان چه خوش آهنگ شعار سر دادند دست خدا عیان شد ، خامنه ای جوان شد .
امروز هم مثل روزهای دیگر در شب قدر همگی در تجمعات مردمی و خود جوش حاضر می شویم که عهد ببندیم ، دست در دست ، بیعت کنیم با امام شهیدمان ، با سومین رهبر انقلاب ، با امام خامنه ای جوان که همان اندیشه را دارند و بگوییم آقا ، ما با شما هستیم تا آخرین قطره ی خونی که در بدن داریم . ما خون می دهیم ، شهید می شویم اما ولایت را تنها نمی گذاریم .
فتح نزدیک است اگر سست نشویم
فتح نزدیک است اگر در خط امام زمان بمانیم
فتح نزدیک است اگر نائب بر حق او را یاریگر باشیم
و فتح نزدیک است اگر أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ ( آیه ی 29 سوره ی فتح ) را سرلوحه ی کارمان قرار دهیم تا به یقین از رستگاران شویم و در زمره ی شکست دهندگان کفار قرار بگیریم .

طیبه جعفریان فرد

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم