استعمار از روایت شروع میکند: «ایرانی که نمیتواند یک لولهنگ بسازد، چگونه میخواهد صنعت نفت را ملی کند.» این جمله معروف رزم آرا، نخست وزیر ایران در دوران پهلوی، از همین روایت های استعماری است و شاهدی بر این مدعاست که استعمار فقط با اتکای به نیروی نظامی وارد نمی شود. اساساً استعمار یک پروژه سیاسی یا اقتصادی صرف نیست، بلکه مهمتر از همه یک پروژه معرفتی است. استعمار قبل از آنکه سواره نظام خود را گسیل دارد، پیاده نظام فکری خودش را می فرستد. سیاستمداران وابسته در کنار روشنفکران غربزده پیاده نظام استعمار هستند. آنچه رزم آرا بیان کرده است، همان ایده تقی زاده است که می گفت: «نخست، قبول و ترویج تمدن اروپا بلاشرط و قید و تسلیم مطلق شدن به اروپا و اخذ آداب و عادات و رسوم و ترتیب و علوم و صنایع و زندگی و کل اوضاع فرنگستان.» تنها زمانی که تقی زادهها ایده تسلیم مطلق به غرب را مطرح کنند، دشمن خارجی اندیشه تسلیم بدون قید و شرط ایران را در سر میپروراند.
در واقع نخستین گام استعمار ساختن روایتی است که سرزمین مستعمره را فاقد علم و خرد و دانش نشان دهد تا سلطه خود و تکلیف خودساخته مدنی سازی یا آنچه رویارد کیپلینگ «بار مرد سفید» می نامید را توجیه کنند. بکارگیری صفاتی چون وحشی برای مردمان دیگر سرزمین ها از همین روی بوده است. جیمز میل، فیلسوف برجسته انگلیسی و پدر جان استوارت میل درباره دانش هندی ها می گوید «پزشکی و نجوم هندی ها مایه خنده دختر بچه های انگلیسی است.» و به تبع او «موهان روی» از روشنفکران بنگال، در اعتراض به تأسیس کالج سنسکریت، خواستار آموزش «ریاضیات، فلسفهٔ طبیعی، شیمی و کالبدشناسی» به زبان انگلیسی شد، زیرا علوم سنسکریت را «بیفایده» میدانست.
البته روشن است که برای موفقیت پروژه استعمار، در کنار روشنفکرانی که با لولهنگ، کورتکس یا EQ خودتحقیری را تثبیت میکنند، به تعدادی خائن هم نیاز است تا به خاطر چند دلار وطن خود را بفروشند. کسانی چون برادران رشیدیان و برادران زاهدی که عمله و مزدور انگلیس و آمریکا در ایران بودند و دلار گرفتند و کودتای 28 مرداد را به انجام رساندند تا منافع اربابان شان به خطر نیافتد. اسناد زیادی وجود دارد که نشان می دهد دلارهای امریکایی یا پوندهای انگلیسی در میان اوباش توزیع می شد تا شهر را به آشوب بکشانند و زمینه کودتا را فراهم سازند.
کرمیت روزولت، افسر ارشد سیا و مسئول عملیاتی آمریکا در کودتای 28 مرداد می گوید: «همینکه رادیو تهران را تصرف کردیم، به پیروزی دست یافتیم.» و دونالد ویلبر یکی از طراحان این کودتا نیز چنین بیان می دارد: «تصرف رادیو تهران موفقیت کودتا را در پایتخت تثبیت کرد و باعث شد شهرهای استانی نیز به سرعت با حکومت جدید همراه شوند.»
رادیو در آن زمان مهمترین زیرساخت و فناوری ارتباطی در جامعه بود که با تسلط بر آن، امکان در دست گرفتن روایت رسمی و غالب میسر بود. جایگاه رادیو در آن دوره شبیه به اینترنت در زمان کنونی ماست. «روایت» آن چنان اهمیت دارد که مسئول عملیاتی کودتا، موفقیت کودتا را منوط به در دست داشتن روایت مسلط می داند.
در کنار بهره گیری از روایت، استعمار غربی همواره توانسته است برتری تکنولوژیک خود را به سلطه تبدیل کند. برای مثال یکی از نخستین ابزارهای فنی که استعمار را ممکن ساخت، کشتی بخار بود. برخلاف کشتیهای بادبانی، کشتیهای بخار میتوانستند برخلاف جریان رودخانهها حرکت کنند و بدینترتیب، به اروپاییان امکان نفوذ به دل سرزمینهای آسیا و آفریقا را داد. یک افسر بریتانیایی درباره جنگ اول برمه می نویسد «عضلات و نیروی انسانی نمیتوانست در برابر پشتکار دیگ بخار دوام آورد.»
همین امر در مورد سلاح های گرم نیز صدق می کند. در جنگ بریتانیا با سودان، مسلسلهای ماکسیم و توپخانه، در عرض پنج ساعت ۱۱ هزار سودانی را کشت، در حالی که تنها ۲۰ سرباز بریتانیایی و ۲۰ متحد مصری خود را از دست دادند. وینستون چرچیل که در این نبرد حاضر بود، نوشت: «این بزرگترین پیروزی سلاح علم بر توحش بود.»
همانگونه که چرچیل بیان داشته، غرب از علم به عنوان سلاحی برای سلطه طلبی استفاده می کند و همواره نیز موفق بوده است. شاید برای اولین بار در تاریخ باشد که تمدن غربی با پیشرفته ترین تکنولوژی های نظامی و ارتباطی و از جمله هوش مصنوعی نتوانست به پیروزی دست یابد، و آن در جنگ اخیر خود با ملت ایران بوده است. در ساعات آغاز عملیات آمریکا و اسرائیل در 9 اسفند 1404 نزدیک به ۹۰۰ حمله در دوازده ساعت انجام شد و سامانههای هوش مصنوعی در جمعآوری و ترکیب دادههای ماهوارهای، پهپادی، سیگنالی و ارتباطی و تولید توصیههای مربوط به اهداف نقش داشتند. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا(CSIS) نیز گزارش کرده است که در ۲۴ ساعت نخست جنگ، «سامانه هوشمند ماون» به نیروهای آمریکایی در حمله به بیش از هزار هدف کمک کرد؛ یعنی مقیاسی بسیار فراتر از توان عملیاتی پیش از استقرار چنین زیرساختی. سامانه هوشمندی که توسط صهیونیستی به نام الکساندر کارپ طراحی شده است و نام آن (maven) نیز ریشه عبری دارد. اما پیچیده ترین روایتها و پیشرفتهترین الگوریتمهای هوش مصنوعی نیز نتوانست ملت ایران را به تسلیم وادارد. و آنها دست به دامان طوفان فکری شدند تا راهی برای نجات خود پیدا کنند.
پیروزی ملت ایران قطعاً با امدادهای الهی بوده است. اما این امر مانع وظیفه و تکلیف ما در قوی تر شدن نیست. همچنانکه پیروزی در برابر استعمار نیارمند کنار نهادن خودتحقیری روشنفکرانه است، و باید روایت حقیقت را بر روایتهای جعلی استعماری غالب ساخت، نباید از بدست آوردن فناوری های نوین از جمله هوش مصنوعی غافل شد. احتمالاً هوش مصنوعی در جنگهای آینده چه نظامی و چه روایتی، نقش کلیدی را ایفا خواهد کرد و یکی از مهمترین منابع قدرت خواهد بود. لذا بنا دستور قرانی «اعدوا لهم ما استطعتم من قوه» باید تلاش و سرمایهگذاری لازم برای بدست آورن این فناوری یکی از اولویتهای اصلی کشور باشد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید