امروز: 1405/05/24 ساعت : 01:09

امارات و اردن؛ چشم و گوش بسته

 بحران «مغز و چشم» در ساختار پدافندی THAAD و فروپاشی سپر دفاعی منطقه

مفهوم پدافند موشکی یکپارچه بر پایداری کامل و هم‌زمان سه پایه اصلی استوار است: کشف و شناسایی (Detection)، رهگیری و هدایت (Tracking) و انهدام (Destruction). در طول سال‌های اخیر، کشورهای منطقه مانند امارات متحده عربی، عربستان سعودی و اردن با هزینه‌کردهای میلیاردی، اقدام به خرید و استقرار سامانه‌های پیشرفته آمریکایی نظیر THAAD (دفاع موشکی ارتفاع بالای منطقه‌ای) کرده‌اند تا سدی نفوذناپذیر در برابر تهدیدات موشکی و پهپادی ایجاد کنند. با این حال، تحلیل دقیق آخرین تحولات میدانی نشان می‌دهد که تمرکز بر افزایش تعداد پرتابگرها (لانچرها) و ارتقای آن‌ها به استانداردهای جدیدی مانند Configuration 3، دچار یک مغالطه راهبردی و فنی شده است؛ چرا که گلوگاه اصلی این شبکه نه در تعداد لوله‌های شلیک، بلکه در سیستم‌های کشف و هدایت نهفته است.

سامانه THAAD، برخلاف برخی سامانه‌های تاکتیکی کوتاه‌برد، سیستمی کاملاً متمرکز و متکی به یک رادار مرکزی و قدرتمند به نام AN/TPY-2 است. این سامانه به‌خودی‌خود روی سکوهای پرتاب دارای رادار مستقل نیست و تمامی داده‌های حیاتی، شامل موقعیت دقیق هدف، سرعت، زاویه پرواز و تنظیمات اولیه مسیر پرتابه را از این رادار مرکزی در باند X دریافت می‌کند. موشک‌های THAAD که بر اساس فناوری برخورد مستقیم (Hit-to-Kill) و بدون کلاهک انفجاری کار می‌کنند، برای تنظیم دقیق مسیر خود در لایه‌های بالای جو، به هدایت لحظه‌ای نیاز مبرم دارند. به عبارت ساده‌تر، بدون سیگنال‌های داغ و داده‌های زنده رادار AN/TPY-2، موشک حتی قادر به تنظیم خلبان خودکار خود نخواهد بود. از این رو، لانچر بدون رادار، چیزی جز یک سکوی فلزی گران‌قیمت و بی‌مصرف نیست و با از دست رفتن رادار، کل زنجیره درگیری بلافاصله دچار فروپاشی می‌شود.

بررسی وضعیت میدانی در امارات، عربستان و اردن، همین آسیب‌پذیری ساختاری را به تصویر می‌کشد. هر دو رادار اصلی AN/TPY-2 امارات در همان روزهای نخست درگیری‌ها هدف قرار گرفته و کاملاً از چرخه عملیاتی خارج شدند. این اتفاق به معنای کور شدن کامل شبکه THAAD در جغرافیای این کشور است. در عربستان و اردن نیز آسیب دیدن بخش‌های کلیدی از زیرساخت‌های راداری آمریکایی و منطقه‌ای، پوشش ۳۶۰ درجه‌ای را از بین برده و ارتباط میان مراکز فرماندهی و سکوهای شلیک را قطع کرده است. در این شرایط، اضافه شدن لانچرهای جدید Configuration 3 به امارات یا سایر کشورها، هیچ توان عملیاتی جدیدی ایجاد نمی‌کند؛ زیرا این پرتابگرها نقطه‌ای برای دریافت داده‌های هدف‌گیری ندارند و تلاش برای متصل کردن آن‌ها به سامانه‌های دیگری مانند پاتریوت (PAC-3) نیز به دلیل تفاوت در فرکانس، برد و تفکیک زاویه‌ای، نتوانسته است خلأ رادار تخصصی THAAD را پر کند.

از سوی دیگر، جایگزینی رادار AN/TPY-2 یک کابوس بزرگ صنعتی و لجستیکی برای ایالات متحده است. این رادار پیچیده، مبتنی بر تکنولوژی آرایه فاز فعال (AESA) و ماژول‌های نیترید گالیوم (GaN) است که ساخت هر فروند آن بین ۲۴ تا ۳۶ ماه زمان می‌برد. محدودیت شدید خطوط تولید شرکت Raytheon، ترافیک سنگین سفارش‌های بین‌المللی و هزینه‌های سرسام‌آور چندصد میلیون دلاری باعث شده که تحویل رادارهای جدید به امارات، عربستان و اردن در کوتاه‌مدت و میان‌مدت عملاً غیرممکن باشد. بنابراین، مانور رسانه‌ای بر روی ورود پرتابگرهای جدید، تنها یک نمایش پدافندی و ایجاد احساس امنیت کاذب است، در حالی که سامانه در واقعیت، فاقد چشم و توان درگیری است.

ابعاد این کور شدن راداری، فراتر از بازیگران منطقه‌ای رفته و مستقیماً بر لایه‌های دفاعی رژیم صهیونیستی و پایگاه‌های آمریکایی در سراسر منطقه سایه افکنده است. ساختار پدافندی آمریکا برای حفاظت از نیروهای خود و پشتیبانی از رژیم صهیونیستی، بر پایه هم‌افزایی رادارهای AN/TPY-2 و اتصال آن‌ها به سامانه‌هایی نظیر گنبد آهنین، فلاخ داوود و آرو استوار بود. با از دست رفتن این رادارهای کلیدی، شبکه کشف زودهنگام فلج شده و مهم‌ترین فاکتور، یعنی «زمان واکنش»، از بین رفته است. در غیاب رادار زودهنگام کالیبر بالا، موشک‌های بالستیک و پرتابه‌های مانورپذیر با سرعت بالا به فضای هدف می‌رسند و سامانه‌های کوتاه‌برد مستقر در پایگاه‌های آمریکایی (مانند الحریر و احمد السالم و العدید …) و همچنین سپر دفاعی رژیم صهیونیستی را در برابر موج‌های انبوه حملات کاملاً اشباع و بی‌دفاع می‌سازند.

از منظر محاسبات راهبردی، ایجاد چنین شکاف عمیق و غیرقابل‌ترمیمی در سامانه کشف و رهگیری، دقیقاً نایاب‌ترین «پنجره طلایی» و بهترین زمان برای پاسخ، هدف قرار دادن پایگاه‌های اصلی آمریکا و وارد کردن ضربه نهایی به سپر دفاعی تحلیل‌رفته رژیم صهیونیستی است.
در علوم نظامی، بهترین زمان برای تهاجم، زمانی است که زنجیره فرماندهی و شناسایی (Kill Chain) دشمن دچار گسستگی شده و توانایی دیدن ضربه را قبل از اصابت ندارد. پایگاه‌های آمریکایی و رژیم صهیونیستی در حال حاضر پشتوانه‌ای جز سامانه‌های آسیب‌پذیر پاتریوت با برد محدود ندارند و اتکای آن‌ها به داده‌های راداری ایالات متحده به صفر رسیده است.

در نهایت، برهم خوردن موازنه پدافندی در منطقه نشان می‌دهد که انباشت تسلیحات و پرتابگرها بدون بازسازی زیرساخت‌های راداری، ساختاری کاملاً شکننده ایجاد کرده است. آمریکا و تل‌آویو اکنون در وضعیتی قرار دارند که پرتابگرهایشان پر از موشک‌های گران‌قیمت است، اما به دلیل نابودی چشمان سیستم، قابلیت سنتز داده‌ها و هدف‌گیری دقیق را از دست داده‌اند. این برهه زمانی، نقطه انقضای بازدارندگی آن‌ها در منطقه است؛ زیرا هرگونه اقدام تلافی‌جویانه یا ضربه سنگین به مقرها و پایگاه‌های آنان در این شرایط کور بودن سیستماتیک، مؤثرترین تصمیم نظامی برای خرق ساختار دفاعی دشمن و نیل به حداکثر انهدام محسوب می‌شود.

مهدی محمودی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم