امروز: 1405/05/04 ساعت : 03:14

بازگشت به صحنۀ جرم؟

سخنان عراقچی در خصوص آتش بس، بی دقتی یا نشان از عاملین تجربه قبلی

با گذشت حدود ۷۵ روز از زمان آتش‌بس، دست‌فرمان مسئولین اجرایی، کشور را وادار به تجربه چرخه‌ای تکراری با مرور خاطرات تلخ برجامی کرد. برخی از این مسئولین که زمان جنگ در رسانه‌های خود بسیار دقیق در مورد چرخه جنگ-مذاکره-آتش‌بس سخن می‌گفتند، در عرصه عمل رفتار دیگری از خود نشان دادند. راهی اسلام‌آباد شدند و با وجود همه منع‌ها و هشدارها، کار را به امضای تفاهم‌نامه‌ای کشاندند که فاصله حیات ظاهری آن نیز دوام چندانی نداشت.
پایان رسمی این تفاهم و آغاز زد و خوردها در جنوب کشور و پاسخ‌های دلیرانه نیروهای مسلح به تجاوزهای آمریکا با در هم کوبیدن پایگاه‌های این رژیم در منطقه، فرصتی مناسب است تا تأملی در مسیر پیموده‌شده در این جنگ فراهم شود.
صحبت‌های مفصلی در خصوص مضرات آتش‌بس و آسیب‌هایی که در فضای تفاهم با آمریکا متوجه کشور شده است، بیان شده است. افرادی که تفاهم را از بین‌برنده محاصره دریایی معرفی می‌کردند، هیچ‌گاه به این موضوع اشاره نمی‌کنند که اصل همین محاصره دریایی در فضای آتش‌بس به وجود آمده است. یا استدلال‌های اقتصادی را با ژست دلسوزی برای معیشت مردم، به عنوان زیربنای تصمیم برای آتش‌بس و تفاهم بیان می‌کردند، بدون اینکه توضیح دهند در دوران جنگ وضعیت فروش نفت به چه شکل بوده، اصلاً قیمت نفت در جهان در چه بازه‌ای قرار گرفته بود، یا تخمین‌ها از وضعیت ذخایر نفت در دنیا چگونه بود.
برای اولین بار ظرفیت بالقوه ایران در اعمال فشار به مستکبرین بالفعل شده بود و آثار آن به وضوح پدیدار گشته بود. به وضوح دستورکار دشمن در این لحظه خارج کردن این ابزار فشار از دست ایران بود و تمام امکانات خود را با کشاندن مسئولین ایرانی به پشت میز مذاکره و هدایت ناوها به سمت دریای عمان در فضای امنیت حاصل از آتش‌بس برای انجام محاصره دریایی به کار بست و بعد از تفاهم نیز عملاً در حال نقض بند به بند مکتوبات آن بود.
تمام این تجارب این گمان را در ذهن ایجاد می‌کند که مسئولین ایرانی فضای ادامه جنگ و تعیین تکلیف آن را در مسیرهای دیگری پیگیری کنند. اما دیدگاه مسئولین گویا بر همان منطق قبلی می‌چرخد. عراقچی در آخرین مصاحبه خود گفته است: «مشکل امروز میان ایران و آمریکا، نبودِ میانجی نیست. پاکستان و قطر همچنان در انتقال پیام‌ها نقش میانجی را ایفا می‌کنند و در این زمینه مشکلی وجود ندارد؛ مشکل اصلی، رویکرد آمریکا است که باید اصلاح شود. در شرایط فعلی، ایران آتش‌بس موقت را نمی‌پذیرد و تا زمان تحقق خواسته‌های خود در موضوع تنگه هرمز، این مسئله در دستور کار نخواهد بود.»
این سخنان در ظاهر درست، این معنا را در باطن خود دارد که مسیر موردنظر هنوز تغییری نکرده است. استفاده از لفظ «فعلاً» توسط آقای عراقچی این پیام را دارد که هنوز پاشنه در بر روی باقی ماندن وضعیت در حالت نه جنگ و نه صلح است و قرار است همین سیاست بیمار ادامه پیدا کند. معلوم نیست این اعلام موضع آسان در مورد آتش‌بس آن هم در فضای فعلی با چه اختیاری از سوی آقای وزیر بیان می‌شود اما شاید مدرک دیگری از رفتار سرخود بعضی سیاستمداران در این سطوح در خصوص مسائل مربوط به جنگ باشد.
اگر قرار باشد تجربه ماه‌های گذشته درسی برای سیاست‌گذاری کشور داشته باشد، نخستین نتیجه آن باید پرهیز از تکرار همان مسیری باشد که پیش از این نیز آزموده شده و نتیجه‌ای جز افزایش فشار و گستاخ‌تر شدن طرف مقابل نداشته است. آنچه در هفته‌های اخیر رخ داده، برای بسیاری از ناظران مؤید این گزاره است که اتکا به تضمین‌های لفظی و امید بستن به تغییر رفتار آمریکا، بدون وجود ابزارهای بازدارنده و حفظ اهرم‌های فشار، نمی‌تواند منافع ملی را تأمین کند و تنها کشور را بار دیگر در معرض تکرار تجربه‌های پرهزینه گذشته قرار می‌دهد.

علیرضا خردمند

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم