(function (){ const head = document.getElementsByTagName("head")[0]; const script = document.createElement("script"); script.type = "text/javascript"; script.async = true; script.src = "https://s1.mediaad.org/serve/asre-iranian.ir/loader.js"; head.appendChild(script); })();
امروز: 1405/06/02 ساعت : 07:15
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • بسیج دانشگاه امیرکبیر: تضعیف عملکرد صدا و سیما نه نشانه وحدت بلکه دندان تیز کردن وفاق برای تصاحب آن است

    جنگ که آغاز شد، یکی از نخستین سنگرهایی که اهمیت آن برای افکار عمومی روشن شد، سنگر روایت بود؛ جایی که خبر، پیش از آنکه در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های بیگانه بازتولید شود، باید از یک منبع معتبر داخلی به مردم می‌رسید. در چنین شرایطی، صداوسیما صرفاً یک رسانه نبود؛ «روایت اول» از میدان را برعهده داشت.

    واقعیت این است که صداوسیما در روزهای جنگ، با وجود همه کاستی‌ها و نقدهایی که می‌توان به عملکرد آن وارد کرد، بخش قابل توجهی از مسئولیت خود را انجام داد. حتی نظرسنجی‌های منتشرشده در آن مقطع نشان می‌داد که صداوسیما برای بخش قابل توجهی از مردم، در زمره منابع اصلی دریافت اخبار قرار گرفته است. این اتفاق را نمی‌توان نادیده گرفت؛ به‌خصوص در جنگی که یکی از مهم‌ترین میدان‌های آن، جنگ روایت‌ها بود.

    اما درست در همین نقطه، حاشیه‌ها آغاز شد.

    بازنشر سخنان رهبر شهید انقلاب درباره بی‌اعتمادی به آمریکا، با واکنش‌های سیاسی مواجه شد و هجمه‌هایی علیه صداوسیما شکل گرفت. مسعود پزشکیان نیز در مواضعی، رویکرد رسانه ملی را در تعارض با مسئله وحدت و انسجام دانست. مدتی بعد، محمدباقر قالیباف نیز با ادبیاتی مشابه به صداوسیما انتقاد کرد. به این ترتیب، رسانه‌ای که در بحبوحه جنگ باید بیش از هر زمان دیگری از حمایت و پشتیبانی برخوردار می‌بود، خود به یکی از سوژه‌های مناقشه سیاسی تبدیل شد.

    این البته نخستین‌بار نیست که عملکرد صداوسیما محل اختلاف جریان‌های سیاسی قرار می‌گیرد؛ اما هم‌زمانی این حملات و تکرار یک خط مشترک در انتقاد از مدیریت رسانه ملی، پرسش‌های مهم‌تری را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد: آیا مسئله صرفاً نقد عملکرد رسانه‌ای است یا رقابت بر سر آینده مدیریت این سازمان نیز در جریان است؟ آیا آقای قالیباف نگران وحدت هستند، مردم برای پاسخ به این سوال می‌توانند رسانه‌های منتسب به ایشان را بررسی کنند.

    بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر در واکنش به این روند نوشته است: «انسجام‌بخشی و امیدآفرینی با انفعال در برابر پروژه وفاق، حاصل نمی‌شود. تضعیف عملکرد صداوسیما که با همه کاستی‌ها کوشیده تا صدایی مطابق اصول مردم و رهبری باشد، نه به‌ منظور حفظ وحدت که‌ نشانه قدرت‌طلبی مضاعف و دندان تیزکردن جریان وفاق برای فتح کرسی ریاست آن سازمان است.»

    این موضع، یک ادعای سیاسی مشخص را مطرح می‌کند: اینکه فشارهای رسانه‌ای و سیاسی علیه صداوسیما ممکن است صرفاً ناظر به اختلاف بر سر شیوه اطلاع‌رسانی نباشد و در پس آن، رقابتی برای اثرگذاری بر مدیریت آینده سازمان نیز وجود داشته باشد.

    البته میان «نقد صداوسیما» و «فشار برای تغییر مدیریت» فاصله‌ای جدی وجود دارد و نمی‌توان صرفاً بر اساس هم‌زمانی رویدادها، رابطه علت و معلولی میان این دو برقرار کرد. اما مسئله آنجاست که وقتی یک جریان سیاسی از یک سو عملکرد رسانه ملی را به بهانه حفظ وحدت زیر سؤال می‌برد و از سوی دیگر درباره ترکیب مدیریتی و آینده این سازمان بحث‌های جدی شکل می‌گیرد، طبیعی است که این پرسش در افکار عمومی ایجاد شود که آیا «وفاق» قرار است به معنای همگرایی ملی باشد یا به ابزاری برای یکدست‌سازی برخی سنگرهای رسانه‌ای تبدیل شود؟

    مسئله صداوسیما در این میان فراتر از نام یک رئیس و تغییر یک مدیر است. رسانه ملی، به‌خصوص در شرایط جنگ و بحران، بخشی از زیرساخت امنیت روانی کشور است. هر مدیری که بر صندلی ریاست آن بنشیند، با یک مأموریت روشن مواجه است: روایت واقعیت برای مردم، حفظ اعتماد عمومی، ایستادگی در برابر عملیات رسانه‌ای دشمن و در عین حال پذیرش نقد و اصلاح کاستی‌های داخلی.

    از این منظر، اگر نقدی به صداوسیما وارد است، راه اصلاح آن نه از مسیر تضعیف رسانه ملی و نه از مسیر تبدیل آن به سهم یک جریان سیاسی می‌گذرد. صداوسیما باید آن‌قدر مقتدر باشد که صدای مردم و اصول مورد تأکید رهبری را نمایندگی.

    علیرضا خردمند

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم