برای درک و فهم عمیق سرتیتر این مقاله، فقط کافی است مطالعه و نگاهی گذرا و حتی کاملا سطحی به زندگانی و زیست نیاکان مان چه در تمدن ایران باستان و چه در دنیای پهناور اسلام بی اندازیم.
چه افراد مجاهد و بعضا جانباز نبردهای مسلحانه حق علیه باطل که در سیاهه اعوان قرآن ناطق زمانه خویش مشق شمیر و پیکار با خصم می کردند و عاقبت به بیراهه رفته، فریفته وساوس شیطانی و دنیا طلبی و ولع تاج و پادشاهی و مقام گشتند و سر از پیکر پیشوای عصر خود جدا نهادند…
و در ورای این سکه ، روی مثبتی نیز وجود دارد.
امثال حر بن یزید ریاحی نه تنها در یوم العاشورا بلکه در اوراق مختلف و جای جای دیگری از تاریخ کهن اسلام و بشریت وجود خارجی داشته اند که نهایتا طرف صحیح تاریخ و جانبداری و جانفدایی لَه قهرمان های حقیقی تاریخ را برگزیدند و فی الواقع “حریت” را به نحو احسن معنا کرده و بدان وجه وقوع بخشیدند تا امروزه ما هم اگر چنانچه در این عصر فناوری که ممزوج شده با فرامین و نظام نامه های شیطانی امپراتوری رسانه ای غرب، خدایی ناکرده راه را گم کرده و مفقود شدیم، با مطالعه تاریخ و سرگذشت ایشان ، از ظلمات فکری رهایی یافته و مصباح حقیقت را مجددا دریابیم.
کتاب نهضت حسینی اثر شهید بزرگوار و مجاهد دکتر مرتضی مطهری را حتما مطالعه نمایید.
ایضا کتاب قیام حسین تالیف مرحوم جعفر شهیدی.
در این دو گوهرنامه ناب، فرای نکات فلسفی آموزنده، اشاره مستقیمی به وقایع حیات و سیر ماموریتی انبیا و اهل بیت علیهم السلام خاصه مقاومت حضرت اباعبدالله و یارانشان دارد که نهضت حسین ابن علی دربرابر دستگاه فسادزا و فرعونیت حاکمیتی امویان و مشخصا حکومت غصبی و الیگارشی یزید پسر معاویه ، چه نقش پر رنگی در نجات انسان های قرون متاخر دارد.
و حتی خیل عظیمی از مدعیان عرصه علم و دانش اقتباس شده از مکاتب غربی را از گمراهی نجات داده است.
اساسا قانون بقا و طبیعت و سرشت این جهان فانی چنین است و از روز ازل الی الابد اینگونه بوده و خواهد بود که همواره انسان با دوگانه های حساسی زندگی می کند.
به طور کلی دوگانه و تضاد خیر و شر در طالع آدمی وجود دارد و این امری اجتناب ناپذیر و غیرقابل انکار و کتمان است.
زیرا جنود و نوادگان ابلیس در ظواهر و انحای متعدد برای نابودی اشخاص مامور به وظیفه خود هستند و نفوس زکیه بشریت نیز می بایست دائما در تکاپوی جنگ و نبرد با وسوسه های خناسان و پلیدان باشد و لذا؛ از جنبه انفرادی هم که بخواهیم داوری و دادرسی و وارسی نماییم، آگاه می شویم که نبرد و جنگ های کلان و عظیم، ابتدا در ابعاد دامنگیر و تنگ تر و باریک تری شکل گرفته و سپس رشد و نمو پیدا کرده و به مظهر تفرعن، تبختر و منیّت صاحب منصبان مبدل گشته است و این مهم سندیت لایتناهی و بی پایان بودن کارزار حق و باطل، بدی و نیکی و مثبت و منفی را هویدا می سازد.
بنا بر این بی نهایت می بایست مراقب احوالات و آینده شخصیتی مان باشیم که مبادا دچار لغزش شویم.
مواظب باشیم در تاریخ محو نشده و نیست و نابود نگردیم.. نسیان و فراموشی بلای مهلکی برای مسلمین و شیعیان امیرالمومنین است.
حواسمان باشد که با هر منش و نیات و رویکرد های فکری و بینشی جهان بینی و سیاسی که در ذهن داریم، یک نکته مهم را باید مد نظر قرار دهیم که به هر ترتیب آیندگان درباره ما و درباره اعمال، افعال و حتی ترک فعل هایمان در این دوره از تاریخ ، قضاوت خواهند کرد.
کما آنکه امروزه ما وقتی گاهنامه های پیشین را مرور می کنیم در خصوص اشقیا و اولیا و نیکان و دَدان قضاوت می کنیم.
به عقیده حقیر؛ با توجه به این شرایط پیش آمده در هفت ماه اخیر، جانفدایانی که دویست و خرده ای شب را در بطن جامعه و اصطلاحا کف میادین اقصی نقاط کشور گذرانده اند و در جبهه خیابان برای عقب راندن و خنثی سازی طرح های کودتاگرایانه بدخواهان این مملکت پاسداری کرده اند، نمونه بارزی از بحث جاودانگی در تاریخ هستند و انصافا در دهه های بعدی، تاریخ جمهوری اسلامی ایران و تاریخ کل ملت های آزاده و ضد سلطه گری جهان از اینان به نیکی یاد کرده و جای تکریم شان را به قوت باقی خواهند گذاشت.
خالی از لطف نیست چند فرازی از واپسین لحظات زندگی سردار سرافراز سپاه امام حسین علیه السلام جناب بشیر خضرمی را مطالعه کنید… که چقدر زیبا قید دنیا و راحت طلبی و اموال و دارایی ها و حتی تعلقات خاطر به اقربای خود را می زند و دوشادوش پسر پیامبر دل به دریای شمشیر و نیزه های ریگ های بیابان خشک نینوا می سپارد و عاقبت نامش در فهرست شهدای کربلا ثبت در تاریخ شد.
دشمن دقیقا در همین نقطه در کمین ماست.
که در تشخیص بین فرعون و موسی دچار تردید و تشکیک شویم. بعضا تنازع و تسالم را با یکدیگر مخروط و ادغام نماییم، همینطور جای دیپلماسی اصولی و جنگ طلبی های متعصبانه بی حاصل را باید با مطالعه مستمر و قاعده مند ، خوراک سالم به فکرمان دهیم در غیر این صورت، چنانکه با فقر وافر فرهنگی، کمبود سواد و قحطی آگاهی مواجه شویم، سامانه های پرتابگر منحوسی قبیل اینترنشنال و BBC فرصت را غنیمت شمارده و خوراک های رنگ و لعاب داده با طعم انقلاب های رنگی، آزادی خواهی های بی پشتوانه، بدون اندیشه و عمیقا نا به هنگام و غلط را به خورد فکر نسل جوان می دهند.
به طرزی که حتی شیوه و سبک زندگی مرام کوروش و دیگر خوانین و شاهان هخامنشی اصیل ایرانی و آریایی را نیز فراموش کنیم و در تشخیص آن دچار خطا شویم و عملا خودباختگی فرهنگی و بی بندوباری جای عقاید ناسیونالیسم و ارق ملی و میهنی مان را بگیرد.
در انتها و به جهت حسن ختام این مرقومه، باید گاها در خلوت از خودمان بپرسیم!
که اصولا وضعیت امروز جهان اسلام در دنیای کنونی و نظم فعلی جهان چه وضعیتی است؟
در چه سطحی از رضایت و نارضایتی ملل مسلمان قرار دارد؟
آیا جامعه عدل الهی و ایضا ساختار مهدویت، حکمرانی علوی و فرهنگ سلطه ستیزی حسینی شکل گرفته است؟
مقدار تاسی و اثر پذیری از وقایع و حوادث مهم تاریخی چقدر بوده است؟
هرگاه توانستیم از دل این مسئله یک پنجره ای از نور و دانایی را استحصال کنیم، یعنی بحمدالله امیدی هست و میتوانیم مدعی باشیم که نسل فردای شیعه خانه سرورمان حضرت بقیه الله الاعظم (عج)، سرشار از جانفدایان و پاسداران با سواد و با مطالعه و اهل قلمی است که می شود به قدرت از حقانیت ائمه اطهار، از محق بودن ابوتراب، مظلومیت حسنین علیهم السلام و مادر سادات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و سایر آن عالی جنابان دفاع کرد.
و الا اگر اریکه قدرت و طلیعه حاکمیت یک قلمرو اسلامی بدست افرادی صرفا متحجر نا آگاه افتاده و زمام امور امت را جاهلان به طور مبسوط الید گرفته و نخبگان مسلوب الید گردند، شرایط جامعه اسلامی وا مصیبتا خواهد شد و در آن صورت هیچ تمایز و تفاوتی مابین زمان ما با دوران اعراب جاهلی پیشا اسلام نمی باشد.
ان شاءالله که پروردگار، گمراهی و سستی و تزلزل را از دامان یکایک مسلمین ، پیروان حیدر و منتظران مهدی دور بدارد.
نکته مهم این است که کلیه انسان ها در ادوار گوناگون تاریخ می توانند جادوانه شوند، اما اینکه در کدام طرف قرار میگیرند و جاودانگی از نوع مثبت یا منفی را سهم خود می کنند، مهم ترین موضوع است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید