امروز: 1405/08/12 ساعت : 02:41
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • تلویزیون روایت کرد، سینما لکنت گرفت

    روایت جنگ ۴۰ روزه در قاب تلویزیون؛ از تولید زیر موشک‌باران تا کسب جایزه ABU

    گاهی یک جایزه، فراتر از ارزش هنری و اعتبار بین‌المللی‌اش، به معیاری برای سنجش عملکرد یک جریان فرهنگی تبدیل می‌شود. جایزه بهترین سریال سال ۲۰۲۶ اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های آسیا و اقیانوسیه (ABU) برای مجموعه تلویزیونی «سرو، سپید، سرخ» را باید از همین منظر دید؛ موفقیتی که تنها به معنای برگزیده شدن یک اثر نمایشی نیست، بلکه نشانه‌ای از امکان روایتگری در دشوارترین شرایط و یادآوری مسئولیتی است که بر دوش هنر و هنرمندان یک جامعه قرار دارد.

    «سرو، سپید، سرخ» در شرایطی تولید شد که ایران درگیر جنگ ۴۰ روزه با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا بود. آنچه این مجموعه را از بسیاری از تولیدات تلویزیونی متمایز می‌کند، صرفاً موضوع جنگ یا پرداختن به رخدادهای روز نیست؛ بلکه شرایطی است که در آن دوربین‌ها روشن ماندند، گروه تولید به کار خود ادامه داد و روایت جنگ، در میانه خود جنگ شکل گرفت. فیلم‌برداری این سریال در شرایط جنگی و حتی در برخی مواقع زیر موشک‌باران دشمن انجام شد؛ اتفاقی که در تجربه تولیدات نمایشی ایران، رویدادی کم‌نظیر و از حیث ثبت هم‌زمان واقعیت و بازنمایی آن، واجد اهمیتی ویژه است.

    در چنین شرایطی، تولید یک سریال تلویزیونی را نمی‌توان صرفاً یک فعالیت حرفه‌ای و معمول در صنعت تصویر دانست. اینجا مسئله، فراتر از دوربین و بازیگر و عوامل فنی است. مسئله این است که یک رسانه تصمیم می‌گیرد در لحظه وقوع تاریخ، از صحنه کنار نکشد. «سرو، سپید، سرخ» کوشید روایت‌هایی از جنگ رمضان را در زمانی ارائه کند که هنوز بسیاری از زخم‌های آن بر تن جامعه باقی بود و ابعاد مختلف این رویداد تاریخی در حال شکل‌گیری و آشکار شدن بود.

    البته این ویژگی به‌تنهایی تضمین‌کننده کیفیت هنری یک اثر نیست. شرایط دشوار تولید، به خودی خود جایگزین فیلمنامه، شخصیت‌پردازی، کارگردانی و ساختار دراماتیک نمی‌شود. اما در کنار کیفیت اثر، باید به این نکته نیز توجه کرد که چنین تجربه‌ای، امکان تازه‌ای برای روایتگری رسانه‌ای فراهم کرده است؛ امکان ثبت و بازنمایی یک واقعه تاریخی در فاصله‌ای بسیار کوتاه از وقوع آن.

    جایزه‌ای فراتر از یک عنوان بین‌المللی

    اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های آسیا و اقیانوسیه، نهادی تازه‌تأسیس یا یک رویداد تشریفاتی نیست. این اتحادیه که در سال ۱۹۶۴ شکل گرفت، از مهم‌ترین نهادهای حرفه‌ای حوزه رسانه و پخش در منطقه آسیا و اقیانوسیه به شمار می‌رود. جایزه‌های ABU نیز از نخستین سال فعالیت این اتحادیه، با هدف ارتقای کیفیت تولیدات رادیویی و تلویزیونی، افزایش استانداردهای فرهنگی و آموزشی و تقویت شناخت متقابل میان ملت‌ها تعریف شده‌اند.

    در مقررات رسمی این رقابت‌ها، تأکید بر تعالی تولید محتوا و تقویت درک متقابل میان جوامع عضو، از اهداف اصلی جوایز عنوان شده است. بنابراین، کسب جایزه بهترین درام تلویزیونی در چنین رویدادی، صرفاً یک موفقیت داخلی یا تقدیر از تولیدات یک سازمان رسانه‌ای نیست؛ بلکه به معنای قرار گرفتن یک روایت ایرانی در معرض ارزیابی حرفه‌ای رسانه‌های منطقه‌ای و کسب اعتبار در یک رقابت بین‌المللی است. کسب این جایزه را می‌توان نشانه‌ای از ظرفیت تلویزیون ایران برای حضور در رقابت‌های حرفه‌ای منطقه دانست؛ ظرفیتی که البته برای استمرار و تثبیت آن، باید به کیفیت آثار، تنوع روایت‌ها و قدرت داستان‌گویی توجه بیشتری کرد.

    دوربین‌هایی که روشن ماندند

    در روزهایی که جنگ، زندگی عادی مردم را مختل کرده بود، بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی و هنری نیز با دشواری‌های جدی مواجه شدند. طبیعی بود که در چنین شرایطی، تولیدات سینمایی و تلویزیونی با محدودیت‌های امنیتی، فنی و اقتصادی روبه‌رو شوند. اما در همین وضعیت، گروه تولید «سرو، سپید، سرخ» تصمیم گرفت روایت جنگ را به زمان پس از پایان آن موکول نکند.

    این تصمیم، اهمیت ویژه‌ای دارد. تاریخ معاصر ایران، بارها شاهد رخدادهایی بوده که روایت هنری آن‌ها سال‌ها بعد شکل گرفته است. فاصله زمانی، گاهی به تعمیق نگاه هنرمند و پختگی روایت کمک می‌کند؛ اما در عین حال، خطر فراموشی جزئیات، از دست رفتن موقعیت‌های ناب انسانی و دور شدن از تجربه زیسته مردم را نیز به همراه دارد.

    «سرو، سپید، سرخ» در نقطه مقابل این تأخیر قرار می‌گیرد. این مجموعه تلاش کرد در همان زمان وقوع حادثه، روایت‌هایی از مردم، شرایط جنگی و مواجهه جامعه با تجاوز دشمن ارائه کند. چنین تجربه‌ای، حتی اگر از نظر ساختار و کیفیت هنری نیازمند نقد و بررسی باشد، یک دستاورد مهم رسانه‌ای محسوب می‌شود.

    در واقع، این سریال یادآوری می‌کند که روایت جنگ، تنها وظیفه مستندسازان یا خبرنگاران نیست. سینما و تلویزیون نیز می‌توانند در لحظه بحران، بخشی از حافظه تاریخی جامعه را شکل دهند؛ به شرط آنکه هنرمند، خود را در برابر واقعیت مسئول بداند.

    سینمای ایران کجا ایستاده بود؟

    اما در کنار این موفقیت، یک پرسش جدی نیز مطرح می‌شود: سینمای ایران در برابر یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ معاصر کشور، چه عملکردی داشت؟

    فیلمسازان ایرانی در مواجهه با موضوعات مختلف، از بحران‌های اجتماعی تا مسائل خانوادگی و سیاسی، آثار قابل‌توجهی خلق کرده‌اند. با این حال، هنگامی که پای یک رخداد بزرگ ملی و تاریخی به میان می‌آید، انتظار می‌رود این ظرفیت روایی با حساسیت و مسئولیت بیشتری به میدان بیاید.

    در جشنواره‌های سینمایی، از جمله جشنواره فیلم کوتاه و جشنواره فیلم فجر، به‌جز معدودی از آثار، نمی‌توان نشانی از یک مواجهه پرشور، گسترده و متناسب با اهمیت جنگ رمضان مشاهده کرد. البته باید توجه داشت که جشنواره‌ها و فرآیند تولید فیلم، محدودیت‌های زمانی و اجرایی خود را دارند و نمی‌توان انتظار داشت همه آثار بلافاصله پس از وقوع یک حادثه ساخته شوند. با این حال، مسئله اصلی، نه صرفاً تعداد آثار، بلکه میزان توجه و حساسیت جریان سینمایی کشور به تجربه زیسته مردم است.

    گویی بخشی از سینماگران ایران، در مواجهه با این رویداد، دچار لکنت شدند؛ لکنتی که اجازه نداد روایت واقعی مردم، با تمام پیچیدگی‌ها، رنج‌ها، شجاعت‌ها و لحظات انسانی‌اش، آن‌گونه که باید، در آثار سینمایی بازتاب پیدا کند.

    این نقد به معنای نادیده گرفتن آثار ساخته‌شده یا تلاش هنرمندانی که در این زمینه فعالیت کرده‌اند نیست. مسئله، فاصله میان ظرفیت عظیم سینمای ایران و میزان بهره‌گیری از این ظرفیت در مواجهه با یک واقعه تاریخی است. وقتی یک مجموعه تلویزیونی در میانه جنگ و زیر موشک‌باران تولید می‌شود، اما بخش‌هایی از سینمای حرفه‌ای کشور در بازنمایی همان واقعه حضوری کم‌رنگ دارند، این تفاوت عملکرد، نمی‌تواند بی‌اهمیت تلقی شود.

    جشنواره فجر، به‌عنوان مهم‌ترین رویداد سینمایی ایران، و جشنواره فیلم کوتاه، به‌عنوان یکی از بسترهای مهم کشف استعدادهای تازه، می‌توانند نقش مهمی در شکل‌گیری جریان روایتگری جنگ رمضان ایفا کنند. این رویدادها تنها محل نمایش آثار تولیدشده نیستند؛ بلکه می‌توانند با ایجاد زمینه برای تولید، حمایت از فیلمنامه‌ها و توجه به موضوعات مغفول، به شکل‌گیری یک جریان سینمایی کمک کنند.

    مسئولیت روایت؛ فراتر از جشنواره و جایزه

    موفقیت «سرو، سپید، سرخ» نباید تنها به جشن گرفتن یک جایزه بین‌المللی محدود شود. این موفقیت، فرصتی برای بازاندیشی در نسبت رسانه، هنر و تاریخ معاصر ایران است. صداوسیمای ملی ایران با این تجربه نشان داد که حتی در شرایط دشوار جنگی نیز می‌توان به تولید و روایتگری ادامه داد. اکنون این تجربه باید به پرسشی جدی برای سینمای ایران تبدیل شود. هنرمند، قرار نیست صرفاً در روزهای آرام و در شرایط عادی، به سراغ روایت جامعه خود برود. مسئولیت او در لحظات بحرانی، گاهی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند. جنگ، تنها میدان نبرد نظامی نیست؛ میدان روایت‌ها نیز هست. هر جامعه‌ای که نتواند تجربه تاریخی خود را روایت کند، ناگزیر بخشی از حافظه‌اش را به دیگران واگذار خواهد کرد. «سرو، سپید، سرخ» با کسب جایزه ABU، یک موفقیت برای تلویزیون ایران رقم زد؛ اما شاید مهم‌تر از این جایزه، پیامی باشد که در دل آن نهفته است: روایت تاریخ، مسئولیتی است که نمی‌توان آن را به فردا موکول کرد.

    امیرحسین کرکوندی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم