امروز: 1405/06/18 ساعت : 12:47
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • حذف دوراهی فطری ـ اجتماعی برای زنان خانه‌دار

    در پاسخ به ادعای دنیای اقتصاد

     

    نویسنده: عادل پیغامی

    رهبر معظم انقلاب در پیام اخیر خود بر اهمیت و منزلت زنان خانه‌دار و جایگاه فرا-راهبردی آنان در ترسیم آینده مطلوب جامعه تأکید کردند. اما پرسش این است: چگونه می‌توان این جایگاه را در عمل تقویت کرد؟
    در تمامی دنیا، خانه‌داری به معنای نگهداری و صیانت از بنیان خانه و خانواده بعلاوه تأمین همه یا بخش مهمی از آنچه می‌توان آن را “زنجیره ارزش در خانه” نامید، بر دوش زنان است ؛ چه زنانی که صرفاً خانه‌دارند و چه زنانی که در کنار خانه‌داری، فعالیت اقتصادی و معیشتی نیز در خارج از خانه دارند.
    خانه‌داری مساوی “کار در خانه” نیست! خانه‌داری یک نقش چندوجهی و بی‌بدیل اجتماعی ـ اقتصادی است. بخش مهمی از سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و سرمایه عاطفی جامعه در خانه شکل می‌گیرد. فرزندآوری و حفظ پویایی های جمعیتی کشور، تحکیم خانواده، مدیریت بودجه خانوار، الگوی بهینه مصرف، صرفه‌جویی، پس‌انداز، ایجاد دارایی‌های احتیاطی و حتی گاه مشارکت در درآمدزایی و کسب‌وکارهای خانگی، همگی بخشی از این زنجیره ارزش هستند.
    از این منظر، شاید کمتر نقشی اجتماعی را بتوان یافت که تا این اندازه با سرشت انسانی و فطرت پیوند خورده باشد.
    بنابراین، اگر این نقش برای جامعه اهمیت راهبردی دارد، باید هم از آن حمایت کرد و هم موانع ساختاری پیش روی آن را برداشت.
    مهم‌ترین حمایتی که از این نقش باید کرد *هویت بخشی به مقوله خانه داری* در ساختار حقوقی کشور است. ابتدا باید چنین نقشی و چنین نهادی موجودیت رسمی داشته باشد. آیا این نقش مورد حمایت قانون است؟ آیا این نقش در کنار سایر نقشها، در قوانین و آیین نامه ها از حمایتهای متعارف سایر مشاغل برخوردار است؟ آیا زن خانه دار می تواند بیمه شود؟ آیا حوادث خانه داری، مشمول بیمه حوادث می شوند؟ آیا زنجیره ارزش خلق شده در خانه داری زن اساسا در اذهان ملاحظه می شود؟ آیا در مرکز آمار، ارزش‌هایی که زن خانه دار خلق می کند حسابداری می شوند؟ آیا در تولید ناخالص کشور محلسبه می شود؟ آیا ما به ازای صرفه های خارجی که خلق می کند از یارانه برخوردار است؟ و….
    اساسا “خانه داری” برای نظامات حقوقی و ساختاری و نهادی ما هنوز موجودیت خارجی و رسمی ندارد، بلکه جزو نهادهای غیررسمی، پنهان و زیرزمینی است و تا این نقیصه حل نشود، زن خانه دار، مجبور است در جستجوی هویت و منزلت خود بر سر دوراهی ایفای نقش فطری خانوادگی خود و نقش اجتماعی انسانی خود ،مرارتهایی مضاعف تحمل کند و گاه یکی را فدای دیگری کند.

    رهبر معظم انقلاب در پیام اخیر خود بر اهمیت و منزلت زنان خانه‌دار و جایگاه فرا-راهبردی آنان در ترسیم آینده مطلوب جامعه تأکید کردند. اما یکی از مهم‌ترین موانع در پاسداشت منزلت زن خانه دار، تزاحم “سن طلایی خانواده‌سازی” با “سن طلایی پیشرفت اجتماعی” است.
    برای زنان، تقریباً در بازه ۲۰ تا ۴۰ سالگی، دو اتفاق مهم به‌طور همزمان رخ می‌دهد. از یک طرف، این دوره همان زمانی است که زن می‌تواند مانند مردان، مسیر رشد علمی، حرفه‌ای، و ارتقای مدیریتی و اجتماعی خود را طی کند و با کسب فرصت‌های مهم شغلی و منزلتهای اجتماعی، بخشی از نیازهای جاری و آتی خود را برآورده یا از مشکلات و تهدیدات متوجه زنان، دوری کند .
    از طرف دیگر، همین دوره، برای بسیاری از زنان، دوره طلایی ایفای یک نقش فطری-اجتماعی بی بدیل با فرزندآوری، مادری، همسری، شوهرداری، خانواده‌سازی و تربیت نسل است.
    یعنی جامعه از زن در یک دوره سنی واحد، همزمان دو نوع تلاش و سرمایه‌گذاری متفاوت می‌طلبد:
    تلاش و سرمایه‌گذاری در ایفای نقشهای جنسیتی
    تلاش و سرمایه‌گذاری برای مشارکت اجتماعی و حرفه‌ای و ارتقای خود.
    مشکل از جایی آغاز می‌شود که بدلیل یک بی توجهی ساختاری، نظام اجتماعی ما این دو مسیر را نه مکمل یکدیگر، بلکه عملاً رقیب و در تزاحم با یکدیگر قرار داده است.
    در قوانین و آیین نامه های جاری، بسیاری از فرصت‌های شغلی، علمی، مدیریتی و اجرایی، سقف سنی یا محدوده زمانی مشخص دارند. در نتیجه، زن در مهم‌ترین سال‌های ایفای نقش بنیادین فطری-اجتماعی خود در *خلق ارزش در زنجیره ارزش‌ خانواده* با یک انتخاب دشوار مواجه می‌شود.
    به نظر می‌رسد یکی از راه‌حل‌های اساسی، نه حذف حضور اجتماعی-اقتصادی زنان و نه کاستن از نقشهای جنسیتی آنان، بلکه جابجایی هوشمندانه زمان بهره‌گیری از ظرفیت‌های انسانی-اجتماعی برای زنان است.
    پیشنهاد این است که این تزاحم ساختاری در قوانین و نظامات اجتماعی تا حد امکان حذف شود.
    اول: تمامی سقف‌های سنی موجود در قوانین و مقررات، در مواردی که مانع بازگشت زنان به مسیرهای علمی، شغلی و مدیریتی می‌شود، برای آنان برداشته یا شناور شود.
    دوم: برای ادامه فعالیت علمی، اقتصادی، مدیریتی و حرفه‌ای زنان در دوره پس از سال‌های اصلی فرزندآوری، مشوق‌های مثبت ایجاد شود؛ از جمله مشوق‌های مالیاتی، اداری، استخدامی، آموزشی و دانشگاهی.
    سوم: نظام اجتماعی به‌گونه‌ای طراحی شود که وقفه ناشی از مادری و خانواده‌سازی، به معنای “خروج دائمی” زن از مسیر پیشرفت علمی و اجتماعی نباشد.
    چهارم، تمامی خلق ارزش‌هایی که زن در طول حیات خود در ایفای نقشهای جنسیتی خود در زنجیره ارزش خانه داری خلق می کند، حسابداری شده و به نوعی به زن تادیه و پرداخت شود.
    در چنین الگویی، زن مجبور نیست میان «زنجیره ارزش خانه» و «زنجیره ارزش اجتماع» یکی را انتخاب کند.
    بلکه می‌توان با یک جابجایی هوشمند زمانی، از ظرفیت‌های او در هر دو عرصه استفاده کرد.
    مسئله اصلی، انتخاب زن نیست؛ طراحی نظام است
    اگر زنی تصمیم بگیرد در یک دوره از زندگی، تمرکز بیشتری بر خانواده و فرزندآوری داشته باشد، نباید این تصمیم به معنای از دست رفتن دائمی فرصت‌های علمی، شغلی و اجتماعی او باشد.
    و اگر زنی تصمیم بگیرد همزمان در عرصه اجتماعی و اقتصادی نیز فعال باشد، نباید ساختارهای موجود او را با فشار و فرسودگی مضاعف مواجه کنند.
    هدف این نیست که زنان را از جامعه دور کنیم؛
    هدف این است که جامعه را از مجبور کردن زنان به انتخاب میان “زن بودن” و “اجتماعی بودن” نجات دهیم.
    جامعه‌ای که بتواند زمان‌بندی فرصت‌های خود را هوشمندانه‌تر طراحی کند، می‌تواند از یک زن، هم مادر و خانواده‌ساز موفق و هم کنشگر فعال و مؤثر اقتصادی- اجتماعی بسازد.
    به جای آنکه زن را بر سر یک دوراهی فطری ـ اجتماعی قرار دهیم، باید خودِ دوراهی را از میان برداریم.

    عصر ایرانیان

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم