قدرتنمایی یمن؛ از مدیریت بابالمندب تا اجرای حملات دقیق و شدید، در امتداد مدیریت ایران بر تنگه هرمز و حملات روزهای گذشته، نشاندهنده آرایش هماهنگ جبهه مقاومت برای تغییر میدان است
بررسی تحولات میدانی و معادلات جدید نظامی در نبرد یمن نشان میدهد که ارتش و نیروهای مردمی انصارالله با اتخاذ یک استراتژی پیچیده و چندلایه، توازن قوا را در شبهجزیره عربستان و پهنه آبی دریای سرخ به طور بنیادی تغییر دادهاند. در این میان، زنجیرهای از عملیاتهای دقیق و هدفمند هوایی و موشکی به وقوع پیوسته که ضربات جبرانناپذیری به ساختار فرماندهی و نیروهای عملیاتی ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی وارد آورده است. در همین راستا، حمله موشکی دقیق به مواضع استراتژیک ائتلاف منجر به کشته شدن رئیس ستاد مشترک نیروهای ائتلاف و جمعی از فرماندهان ارشد میدانی شد؛ رویدادی که شوک عمیقی به بدنه تصمیمگیری نظامی آل سعود وارد کرد و اختلال شدیدی در هماهنگیهای عملیاتی آنان به وجود آورد. این اقدام با بهکارگیری همزمان موشکهای بالستیک نقطهزن و پهپادهای انتحاری و افپیوی ها صورت گرفت که نشاندهنده ارتقای چشمگیر توانمندیهای تجسسی و تسلیحاتی انصارالله در انهدام هدفمند عقبه فرماندهی دشمن است.
در جبهه زمینی و در استانهای کلیدی و درگیر نظیر تعز، مارب، الجوف و صعده، نیروهای یمنی موفق شدند با اجرای تکهای هماهنگ و استفاده گسترده از کوادکوپترهای انتحاری، تسلط نظامی ائتلاف بر ارتفاعات کلیدی و سوقالجيشی را در هم بشکنند و با تصرف این نقاط مرتفع، بر خطوط مواصلاتی دشمن اشراف کامل پیدا کنند. همزمان، بنادر حیاتی تحت کنترلی مانند بندر مخا در استان تعز و همچنین اسکلههای پشتیبانی ائتلاف به مقصدی برای شناورهای حامل تجهیزات و تسلیحات نظامی سنگین تبدیل شده بودند که با حملات دقیق پهپادی و موشکی انصارالله، فرآیند تسلیح مجدد نیروهای ائتلاف کاملاً مختل گردید و کشتیهای پشتیبانی متعددی هدف قرار گرفتند. این شکستهای متوالی در زمین و هوا، ائتلاف را در وضعیت دفاع انفعالی قرار داد و تلفات انسانی و تجهیزاتی سنگینی به مزدوران داخلی و نیروهای خارجی آن وارد ساخت.
در ابعاد دریایی و ژئواستراتژیک، اجرای محاصره متقابل دریایی علیه عربستان سعودی در پهنه بنادر حیاتی مانند جده، ینبع در عربستان و الحدیده، مخا و معلا در یمن معادلات ترانزیت انرژی را وارد فاز نوینی کرد. انصارالله با تسلط بر آبراه حیاتی بابالمندب و بخشهای جنوبی دریای سرخ، تنگنای شدید ناوبری برای نفتکشهای وابسته به ائتلاف ایجاد نمود و چندین نفتکش و شناور تجاری مرتبط با عربستان را با موشکهای کروز ضدکشتی و شناورهای هدایتپذیر از راه دور هدف قرار داد. این تحرکات، مقامات آل سعود را مجبور ساخت تا مسیرهای بینالمللی کشتیرانی خود را تغییر داده و ناوبری را به سمت راههای طولانیتر، پرهزینهتر و ناامنتر منحرف کنند که این امر به نوبه خود هزینههای بیمه دریایی و حملونقل انرژی را برای ریاض به شدت افزایش داد.
همزمان، اجرای حملات ترکیبی به تأسیسات پالایشگاهی و انبارها و پایانههای نفتی شرکت آرامکو در استان جیزان و مناطق همجوار نظیر نجران و عسیر، فلج شدن بخش مهمی از زیرساختهای صادراتی انرژی عربستان را به همراه داشت. ضربات دقیق موشکی به پالایشگاهها و مخازن آرامکو در جیزان، صادرات و روند کلی تولید نفت عربستان را با کاهش شدید و اختلال گستره مواجه کرد و آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی اقتصادی آل سعود را در برابر پاسخهای تلافیجویانه به نمایش گذاشت. این زنجیره از اقدامات نظامی متقابل، پیامی روشن و قاطع را در معادله جنگ به ثبت رساند؛ معادلهای ساده اما خدشهناپذیر که تأکید میکند تا زمانی که تجاوز نظامی، محاصره اقتصادی و اشغال خاک یمن توسط عربستان سعودی و مزدورانش ادامه داشته باشد، حملات موشکی، عملیاتهای پهپادی و محاصره دریایی انصارالله نیز با قاطعیت و بدون توقف ادامه خواهد داشت.
پیونداستراتژیک آبراهها و دکترین جدید جبهه مقاومت
ابعاد جدید این نبرد با ترسیم نقشه یگانه پدافندی و هجومی در حوزههای موازنه قدرت بینالمللی، جلوهای کاملاً متفاوت به خود گرفته است. در محور تحولات اخیر، «وحدت ساحات میان دو تنگه حیاتی و عالمگیر هرمز و بابالمندب پیوند خورده است. این همافزایی ژئوپلیتیک میان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تنگه هرمز و جنبش انصارالله و ارتش یمن در تنگه بابالمندب، خط سرخ نوینی را در کل پهنه ترانزیت انرژی و مراودات تجاری غرب ایجاد نموده است. بر اساس این دکترین دفاعی هوشمندانه، بازدارندگی نوینی شکل گرفته که تمامی محاسبات نظامی قدرتهای فرامنطقهای و متجاوزان منطقهای را با چالش عمیق روبرو ساخته است.
تحت این آرایش دفاعی و موازنه یکپارچه، قانون جدیدی بر ناوبری دریایی حاکم شده است؛ بر طبق این مقررات محکم و بومی، هیچ شناور نظامی یا کشتی تجاری وابسته به جبهه دشمن، بدون اخذ مجوز رسمی و هماهنگی قبلی با نیروهای مسلح انصارالله یمن و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حق عبور از شاهراههای دریایی منطقه را ندارد. این سازوکار نظارتی متقابل به دنیا اثبات کرد که تسلط بر شریانهای حیاتی جهان، دیگر در سیطره ناوگروههای غربی نیست، بلکه مدیریت واقعی امنیت در این آبراههای بینالمللی در اختیار بومیان منطقه و جبهه مقاوم قرار دارد. هرگونه بیتوجهی به این هشدارها، واکنش سریع، ضربتی و انهدامی را برای کشتیهای متخلف در پی داشته است.
این تحولات میدانی عمیق و انسجام همزمان در جغرافیای غرب آسیا نشان میدهد که مقاومت، پویاتر، زندهتر و مقتدرتر از هر زمان دیگری در میدان حضور فعال دارد. جبهه مقاومت با گذشت زمان نه تنها دچار فرسایش نشده، بلکه با دستیابی به فناوریهای بومی تسلیحاتی، رصدهای هوشمند هوایی و پهپادی و بازتعریف زنجیره فرماندهی یکپارچه، ابتکار عمل کاملی را در جبهههای زمینی، هوایی و دریایی به دست گرفته است. انعطافپذیری عملیاتی نیروها و هوشمندی در تطبیق با شرایط متغیر نبرد، به روشنی تثبیتکننده این واقعیت است که هیچ تحول یا معادله نظامی و سیاسی در منطقه بدون در نظر گرفتن اراده و قدرت بازدارندگی جبهه مقاومت رقم نخواهد خورد.
برآمدِ این همافزایی استراتژیک میان انصارالله یمن و سپاه پاسداران، ساختار جدیدی از موازنه وحشت را ایجاد کرده است؛ جایی که خطوط مواصلاتی بینالمللی از خلیج فارس و دریای عمان گرفته تا دریای سرخ و اقیانوس هند تحت چتر پدافندی و موشکی جبهه یکپارچه مقاومت قرار دارد. این اقتدار برآمده از میدان، نشان داد که دوران یکهتازی قدرتهای فرامنطقهای و ائتلافهای تجاوزکار به پایان رسیده و هرگونه ماجراجویی جدید با پاسخی همزمان، کوبنده و فراگیر از تمامی محورهای جبهه مقاومت مواجه خواهد شد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید