فضای سیاسی و اقتصادی کشور در شرایطی قرار گرفته که افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری منتظر شنیدن پاسخهای روشن، برنامههای عملی و نشانههایی از تغییر در مسیر اداره کشور است. در چنین وضعیتی، هر گفتوگوی رئیسجمهور صرفاً یک مصاحبه رسانهای نیست، بلکه فرصتی برای ترمیم اعتماد عمومی، تبیین سیاستها و ارائه تصویری امیدوارکننده از آینده محسوب میشود. از همین رو، افکار عمومی سخنان رئیس دولت را نه از دریچه شعار، بلکه با معیار عملکرد و نتیجه ارزیابی میکند و انتظار دارد میان آنچه گفته میشود و آنچه در میدان عمل دیده میشود، تناسبی قابل دفاع وجود داشته باشد.
فیلم گفتوگوی آقای پزشکیان فضای کلی دولت را به گونهای به مخاطب تصویر میکند که گویی هیچ ایده رو به جلویی در صدر تا ذیل دولت دیده نمیشود. ایشان در پایان دومین سال ریاستجمهوری خود، رکوردهای نامطلوبی را در عرصه اقتصادی ثبت کردهاند. مردم در قبال وضعیت تورم، نرخ ارز و فشاری که بر معیشت آنها وارد شده، به دنبال پاسخ هستند؛ پاسخی که این نوید را بدهد که دولت برای بهتر کردن وضعیت، برنامههایی در دستور کار دارد.
اما آنچه از صحبتهای آقای رئیسجمهور برمیآید، این است که نگاه نادرستی بر ایشان حاکم شده و تلاش میکند در میانه دوره خود به دفاع از عملکردش بپردازد؛ دفاعی که تمام ناکارآمدی دولت را به موضوع جنگ گره میزند. شاید بهتر باشد ایشان درباره علل وقوع جنگ و تداوم فضای نه جنگ و نه صلح، تأمل بیشتری داشته باشند.
دو سال اخیر در کشور، به لطف مدیریت به سبک دولت وفاق ملی، به گونهای رقم خورده که باید با ذرهبین به دنبال نقاط سفید در کارنامه عملکرد آقای پزشکیان گشت. ایشان میگویند جنگ باعث شده که وضعیت چنین شود وگرنه چنان میشد. آقای پزشکیان، وقوع جنگ حاصل چه بود؟ کارنامه اقتصادیتان به کنار، نگاهی به کارنامه دیپلماسی خود بیندازید. دولتی که از صبح فردای روز تحلیف خود، در برابر اقدام دشمن به ترور در خاک کشور، با سکوت، نمایش ذلت به راه میاندازد، باید اکنون ببیند که انتهای مسیری که از ابتدا در پیش گرفته بود به کجا رسیده و مسئولیت آن را بپذیرد. اما شما نه میبینید، نه میپذیرید و نه عبرت میگیرید. در کمال حیرت، از همان خطای راهبردی، بازیچهای میسازید تا خطاهای دیگر را بپوشانید. هرچند دولتی که وزیر امور خارجهاش دلیل جنگ را مقاومت میداند و نه مذاکره، مشخص است که چه تفکری بر آن حاکم است.
آن پارچ آب روی میز نتانیاهوی پلید در پساجنگ ۱۲ روزه، در تابستان سال گذشته، یادتان هست؟ میدانید این اتفاقات و امثال آن، حاصل عدم درک شما در مدیریت کلامتان است؟ چرا به عنوان نفر اول اجرایی کشور، در برابر تهدیدها و لفاظیهای آن قاتل جانی که خون چند هزار نفر از مردم کشور به دست او ریخته شده، هیچ پاسخ کوبندهای در کلام شما دیده نمیشود؟ اما بهخوبی از زد و خوردهای رسانهای در داخل استقبال میکنید. شاید اگر مواضع شما را در دو سال اخیر در اختیار هوش مصنوعی قرار دهیم و از آن بپرسیم از نظر پزشکیان دشمن شماره یک او کیست، به جای ترامپ، بگوید پیمان جبلی.
آقای پزشکیان، اگر خود را رئیسجمهور میدانید، متعاقباً باید بپذیرید که شما مسئول مدیریت و بهبود وضع موجود هستید، نه ترسیم وضع موجود. اطرافیان شما دیگران را متهم به کار انتخاباتی میکنند، اما گویا آن کسی که رفتار شب انتخاباتیاش را رها نکرده، خود شما هستید. کاربران شبکههای اجتماعی به طنز، بعد از هر سخنرانی شما، در بخش نظرات از شما بابت کمکاریشان و رنجش خاطرتان عذرخواهی میکنند. قاب تکراری چهره مستأصل شما در برابر مشکلات، دیگر کسالتآور شده است. جلسه با ستادهای انتخاباتی در هفته گذشته نیز بیش از پیش مؤید این دست از رفتارهاست.
اگر دولت همچنان بخواهد به جای پذیرش مسئولیت، روایتهای توجیهی را جایگزین پاسخگویی کند، فاصله میان افکار عمومی و دولت بیش از گذشته افزایش خواهد یافت. جامعه امروز بیش از هر چیز، به تصمیم، اقدام و نتیجه نیاز دارد، نه تکرار دلایلی که بارها شنیده شده است. مسئولیت اداره کشور با پذیرش دشواریهای آن معنا پیدا میکند و افکار عمومی نیز عملکرد را ملاک قضاوت قرار میدهد، نه توصیف مشکلات. شاید هنوز برای اصلاح مسیر دیر نشده باشد، اما این فرصت نیز همچون بسیاری از فرصتهای گذشته، همیشگی نخواهد بود و قضاوت نهایی را نه سخنرانیها، بلکه کارنامه دولت رقم خواهد زد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید