امروز: 1405/05/05 ساعت : 03:28

علیه اپیستمه آمریکایی

حضور مردم مبعوث در خیابان و در تشییع تاریخی قائد شهید، صرفاً یک امر سیاسی نیست، بلکه یک انقلاب معرفتی علیه اپیستمه آمریکایی است. نئولیبرالیسم همان اپیستمه با نظام معرفتی آمریکایی است، لذا پیش از آنکه یک برنامه اقتصادی یا سیاسی باشد، نوعی «نظام داوری درباره واقعیت» است؛ نوعی معرفت‌شناسی که به ما می‌آموزد چه چیزی «واقعی»، «علمی»، «عقلانی» و «ممکن» است.
اپیستمه آمریکایی مبتنی بر لیبرالیسمِ ترس است و انسان را گرگ انسان می داند. سیاست را به جای اعتماد، بر ترس از انسان ها استوار می کند. جامعه را «میدان رقابت» می داند، و شهروند را به رقیب تبدیل می کند. عقل را به عقلانیت ابزاری تقلیل می دهد، موفقیت فردی را جای سعادت جمعی می گذارد و انسان موفق را کسی می داند که بتواند خودش را نجات دهد. بزرگ ترین آرمانش آزادی است، اما در کوچک ترین، حقیرترین و فردی ترین شکل ممکن که هیچ نسبتی با آزادی دیگر انسان ها ندارد.
اپیستمه آمریکایی، نظامی طراحی می کند که انسان‌ها را در همه حوزه‌های زندگی به رقابت با یکدیگر وامی‌دارد، و چنین نظامی توانایی آنان را برای فهم وابستگی متقابل، نسبت ها، تعلقات و پیوندهای اجتماعی و همکاری برای خیر عمومی و خوشبختی جمعی کاهش می‌دهد. آنها بیش از آنکه به سعادت و خوشبختی همه ابنای بشر بیاندیشند، به ارتقای موقعیت فردی خود فکر کنند.
بعثت مردم انقلابی ایران، قیامی علیه این اپیستمه آمریکایی است. مردمی که فراتر از دغدغه ها و نیازهای شخصی خود، ملی و جهانی می اندیشند. جامعه را نه میدان رقابت فردی، که به میدان همبستگی و تلاش برای سعادت بشری تبدیل کرده اند. مقاومت آنها در برابر نظم آمریکایی، صرفاً اعتراض به یک سیاست نیست، بلکه دفاع از امکان ساختن نظم جدیدی است که در آن انسان‌ها از کرامت، امنیت، عدالت، آزادی و سعادت جمعی برخوردار باشند.
اپیستمه آمریکایی در سیاست خارجی نیز بسیاری از واقعیت ها را نامرئی می کند که مهمترین آن ظرفیت های داخلی است. جهان را به گونه ای ترسیم می کند که آرمان استقلال ملی به خیال پردازی تبدیل شود. در جامعه بر جدایی انسان ها تأکید دارد، اما نوبت به سیاست بین الملل که می رسد به شدت خواهان ادغام شدن در نظام سرمایه سالاری جهانی است. در اپیستمه آمریکایی، سرمایه خارجی از «ابزار» به «هدف» تبدیل می‌شود. و خیال پردازی درباره سرمایه گذاری خارجی «واقع گرایی» خوانده می شود.
به نظر نمی رسد که کسی با سرمایه گذاری خارجی مخالفت داشته باشد، اما می دانید مشکل از کجا آغاز می شود؟ کشوری که تمام سیاست خارجی خود را برای جذب سرمایه خارجی تنظیم می‌کند، طولی نمی کشد که مسأله اصلی اش آن خواهد بود که چگونه می‌توان به سرمایه سالاری جهانی تضمین داد که سیاست های داخلی و خارجی اش در آینده هیچ تهدیدی برای منافع سرمایه سالاری نخواهد بود؛ همان سیاستی است که به آن «تنش زدایی» می گویند. در اینجا دیگر قرار نیست که کشورمان با استفاده از سرمایه خارجی توسعه پیدا کند، بلکه این سرمایه خارجی است که قرار است با استفاده از کشور ما توسعه یابد.
بعثت مردمی انقلابی باید در قلمروهای مختلف امتداد پیدا کند و تولید دانش و قدرت کند و این امری است که اپیستمه آمریکایی به شدت از آن هراس دارد و تمام تلاش خود را خواهد کرد که آن را کوچک بشمارد و به آن پایان دهد. نظم سیاسی و اجتماعی مردم مبعوث شده ایران بر محور ولایت است، و نظم نئولیبرالی بر محور لویاتان. اپیستمه ایرانی با تأکید بر ولایت، عدالت، ظلم ستیزی، پیوند و نسبت های اجتماعی، حیات سیاسی و اجتماعی فرد را متحول می سازد، و افراد را از مصرف کنندگان منفعل به شهروندان کنش گر تبدیل می کند که علیه نظم استکباری به پا خیزند. انسان هایی که با قیام علیه ظلم و زیاده طلبی، هم نصرت الهی نصیب شان می شود و هم به درک حقیقت در قلمروهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نائل می شوند و اسیر توهمات اپیستمه آمریکایی و خطاهای محاسباتی خسارت بار نخواهند شد.

محمدرضا طاهری

دکتر محمدرضا طاهری استاد علوم سیاسی و کارشناس حوزه های نظری در سیاست خارجی است؛ وی مترجم و نویسنده چند جلد کتاب از جمله «علیه لیبرالیسم» است

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم