امروز: 1405/06/18 ساعت : 12:56
  • تیتر یک
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • فرزند تراز انقلاب

    انقلاب بر دوش فرزندان گمنامی چون مصطفی ایستاده

    سعید جلیلی در مراسم یادبود سه تن از خادمان فرهنگ و هنر شاهرود، ایستادگی انقلاب اسلامی را مرهون تلاش بی‌هیاهوی فرزندان گمنام انقلاب دانست و از مصطفی واحدی به‌عنوان نمونه‌ای از این جریان یاد کرد.

    به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، سعید جلیلی، نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی، صبح امروز، ۱۷ شهریورماه ۱۴۰۵، در مراسم یادبود سه تن از خادمان فرهنگ و هنر شاهرود حضور یافت و به سخنرانی پرداخت.

    جلیلی در ابتدای سخنان خود با اشاره به ایستادگی و مقاومت مردم ایران، اظهار کرد: یکی از پرسش‌های مهمی که این روزها در دنیا مطرح می‌شود، به‌ویژه با توجه به اتفاقاتی که در ماه‌های اخیر در این سرزمین رخ داده، این است که این حماسه بزرگ و این ایستادگی و مقاومت چگونه شکل گرفته است؟ دشمنان ما می‌دانند که طی بیش از ۴۷ سال، چه میزان سرمایه‌گذاری و توان خود را برای مقابله با انقلاب اسلامی به میدان آورده‌اند. خود آنها نیز اذعان دارند که در کنار این اقدامات، تلاش گسترده‌ای را در عرصه‌های فرهنگی، هنری و به‌ویژه رسانه‌ای علیه ملت ایران دنبال کرده‌اند.

    نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی ادامه داد: پرسشی که در کنار مقاومت ملت ایران برای آنها مطرح است، این است که چگونه با وجود این حجم از تلاش‌های رسانه‌ای و فرهنگی، امروز شاهد ملتی هستیم که ۱۹۰ شب این‌گونه در میدان‌های مختلف حضور پیدا می‌کند.

    پایداری انقلاب اسلامی مرهون تلاش فرزندانی از جنس انقلاب است

    جلیلی با بیان اینکه این پایداری و مقاومت مرهون تلاش فرزندانی از جنس انقلاب است، گفت: این افراد بی‌هیاهو و در گمنامی، اما با تلاش‌های شبانه‌روزی در جهت آرمان‌های انقلاب فعالیت می‌کنند. اگر بخواهیم در تراز این نوع فعالیت کسی را معرفی کنیم، حتماً یکی از آنها مصطفی واحدی است.

    وی تصریح کرد: هیاهوهای رسانه‌ای، فرهنگی و سیاسی مانع نشد که این افراد در حرکت خود سست شوند.

    جلیلی با اشاره به آخرین دیدار خود با مصطفی واحدی گفت: آخرین باری که توفیق داشتم مصطفی را ببینم، در مراسم تشییع رهبر شهیدمان بود. او با همان روحیه همیشگی و نگاهی که در این سال‌ها دنبال می‌کرد، از فعالیت‌های خود می‌گفت؛ اینکه چگونه روستا به روستا و شهر به شهر می‌روند و پیام انقلاب را به جان‌ها می‌نشانند و آن را معرفی می‌کنند.

    وی ادامه داد: حرکت این عزیزان، حرکتی بزرگ و سترگ است؛ اگرچه شاید در خاموشی باشد. اگر انقلاب اسلامی این‌گونه ایستاده و مقاومت کرده و در صحنه جهانی نیز چنین مقاومتی دارد، مرهون یک جبهه بزرگ است؛ جبهه‌ای که سرداران و سربازان آن گاه شناخته نمی‌شوند.

    مصطفی یک فرهنگی کار اهل سیاست

    مسعود براتی:

    من مصطفی را از دانشگاه می‌شناختم. از همان زمان جنب و جوشش در چشم بود. مصطفی یک آدم چند وجهی بود. چهره فرهنگی‌اش بیشتر از سیاسی و اجتماعی‌اش دیده شده است. ولی او به همان میزان که فرهنگی بود، سیاسی هم بود، اجتماعی هم بود. مثل برخی از این نوع فرهنگی‌کارها نبود که در لحظه نیاز کنش‌ سیاسی بگوید ما باید کار فرهنگی کنیم و تنزه طلبی کند. و حتما هزینه‌های این را هم پرداخت کرده است. در زمانی که لازم بود سخن و کنش سیاسی می‌کرد و فکر نمی‌کنم این دو را از هم جدا می دانست.
    اهل بصیرت بود و تردید مانع راهش نمی‌شد. مصطفی طلبه بود و منبر هم می‌رفت. او در منبر هم به دنبال افزایش آگاهی و بصیرت بود و اسیر توجیهات معمول نشد.

    اخلاص داشت و دنبال مال و جایگاه و پست نبود. دوستان فرهنگی‌اش گفتند که مسئولیت استانی به او پیشنهاد شده بود اما او به دلیل تمایلش حضور در شهرستان بود، آن را نپذیرفته بود.
    مصطفی حلقه اتصال بود. روحیه پیوند زدن میان ظرفیت‌های مختلف در جبهه فرهنگی انقلاب را داشت. از خودش و زندگی شخصی‌اش برای این کار کم نمی‌گذاشت. خیلی از افراد به دلیل تردد در مسیر مشهد، به خانه مصطفی می‌رفتند و روابط خانوادگی داشتند.

    در مراسم تشییع مصطفی آدم‌های مختلف که از وجوه مختلف با مصطفی تعامل داشتند، آمده بودند. در آنجا چند وجهی بودن مصطفی به چشم می‌آمد.

    انسان انقلاب اسلامی

    محمدصادق شهبازی:

    در ابتدای صد و پنجاه و سومین جلسه «حکمت سیاسی اسلام در قرآن»، محمدصادق شهبازی با گرامیداشت یاد و خاطره مصطفی واحدی، چهره فرهنگی تازه‌درگذشته، از او به عنوان نمونه‌ای از «انسان انقلاب اسلامی» یاد کرد؛ فردی که به گفته شهبازی، زندگی شخصی، فعالیت فرهنگی و ارتباطات اجتماعی‌اش را در خدمت آرمان‌های انقلاب و اسلام ناب تعریف کرده بود.

    شهبازی در آغاز سخنان خود با قرائت آیاتی از سوره مائده، درباره ویژگی‌هایی سخن گفت که به باور او، مصطفی واحدی را از بسیاری از فعالان فرهنگی و نیروهای جبهه انقلاب متمایز می‌کرد. او تأکید کرد که اهمیت واحدی تنها در خاطرات دوستان و همکارانش خلاصه نمی‌شود، بلکه باید دید چه ویژگی‌هایی موجب شده بود او در میان طیف‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی، چنین جایگاه و محبوبیتی پیدا کند.

    او در توصیف واحدی گفت: «من اسمش را می‌گذارم انسان انقلاب اسلامی؛ آدم‌هایی با هویت انقلاب که وجودشان شده وجود انقلاب.» به گفته شهبازی، واحدی از جمله افرادی بود که تلاش می‌کرد ایده‌های انقلاب را نه صرفاً در عرصه نظر، بلکه در متن زندگی و فعالیت اجتماعی خود محقق کند.

    شهبازی یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های واحدی را «وقف اسلام ناب» بودن او دانست و گفت این ویژگی از دوران دانشجویی تا طلبگی و سپس فعالیت‌های فرهنگی در زندگی او استمرار داشت.

    به گفته وی، واحدی اندیشه اصیل انقلاب را فهمیده و اولویت‌های زندگی خود را بر اساس همان اندیشه تنظیم کرده بود. او خاطرنشان کرد که واحدی معمولاً منتظر نمی‌ماند تا دیگران برای انجام کاری از او دعوت کنند؛ بلکه خود نیاز را تشخیص می‌داد، وارد میدان می‌شد و کار را دنبال می‌کرد.

    شهبازی با اشاره به توصیه رهبر انقلاب درباره ضرورت برعهده گرفتن «بارهایی که دیگران حاضر نیستند بردارند»، مصطفی واحدی را مصداق عملی این نگاه دانست و گفت: «حزب‌اللهی‌ها باید بار بردارند؛ بارهایی را هم بردارند که هیچ‌کس حاضر نیست بردارد و بیشتر از بقیه کار انجام بدهند.»

    او اضافه کرد که واحدی در طول سال‌های فعالیت خود بارها همین رویکرد را نشان داده بود و حتی تنها خواسته‌ای که به یاد دارد شخصاً از او مطرح کرده، این بوده که اگر حلقه یا مجموعه دیگری وجود دارد که می‌تواند در آن برای ترویج اندیشه امام و اسلام ناب کاری انجام دهد، او را به آنجا معرفی کنند.

    شهبازی از اخلاص و بی‌ادعایی واحدی به عنوان ویژگی دیگر او یاد کرد و گفت بسیاری از فعالیت‌هایی که دیگران انجام‌شده و به نام افراد مختلف شناخته می‌شد، پشت صحنه با پیگیری و هماهنگی افرادی مانند واحدی پیش می‌رفت.

    او مصطفی واحدی را در کنار مرحوم حامد جلالی، از جمله نیروهای فرهنگی «بی‌ادعا» و پشت‌صحنه دانست که به جای مطرح کردن خود، دیگران را برای انجام کارهای مؤثرتر آماده می‌کردند.

    به گفته شهبازی، واحدی در انتخابات سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳ نیز به همین شیوه وارد میدان شد؛ ارتباطات گسترده‌ای برقرار کرد، افراد مختلف را به یکدیگر متصل کرد و حتی فراتر از فضای انتخاباتی، تلاش کرد این ارتباطات به فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی مستمر تبدیل شود.

    شهبازی در بخش دیگری از سخنان خود به فعالیت‌های فرهنگی واحدی در شاهرود اشاره کرد و گفت او حتی پس از پایان دوره دانشگاه و آغاز تحصیل در حوزه علمیه، ارتباط خود با فضای دانشگاه را رها نکرد.

    به گفته او، واحدی در کنار دانشگاه شاهرود یک کتاب‌فروشی راه‌اندازی کرده بود؛ نه صرفاً با هدف فعالیت اقتصادی، بلکه برای آنکه یک «پاتوق فکری و فرهنگی» برای دانشجویان ایجاد کند.

    شهبازی تأکید کرد که واحدی برای این کار نیز شأن و جایگاه ظاهری را ملاک قرار نمی‌داد؛ ممکن بود فردی با سابقه فعالیت تشکیلاتی یا منبر و سخنرانی، در همان کتاب‌فروشی پشت دخل بایستد و با دانشجویان جلسه برگزار کند. برای او مهم این بود که نیاز فرهنگی موجود پاسخ داده شود.

    از دیگر ویژگی‌هایی که شهبازی برای واحدی برشمرد، تلاش مستمر او برای انتقال تجربه میان فعالان فرهنگی شهرهای مختلف بود. او گفت واحدی حتی پیش از حادثه‌ای که به درگذشت او انجامید، در حال پیگیری ایده‌ای برای ارتباط میان فعالان فرهنگی شهرهای مختلف بود.

    به گفته شهبازی، واحدی از تجربه مجموعه‌هایی مانند حوزه هنری در شهرهای دیگر استفاده می‌کرد و تلاش داشت تجربیات فعالان فرهنگی شاهرود را نیز به دیگر شهرها منتقل کند.

    شهبازی حضور طیف‌های گوناگون در مراسم تشییع واحدی را نشانه‌ای از گستره همین ارتباطات دانست و گفت در این مراسم، فعالان سیاسی و فرهنگی، نیروهایی از شهرهای مختلف و افرادی با پیشینه‌ها و سبک‌های زندگی متفاوت در کنار یکدیگر حضور داشتند.

    او با اشاره به این ویژگی گفت: «مصطفی خودش را حلقه وصل می‌دید؛ حلقه وصل خیلی‌ها به هم.»
    شهبازی یکی از تعابیر اصلی خود درباره واحدی را «نردبان دیگران بودن» عنوان کرد؛ فردی که به جای آنکه ظرفیت‌ها را برای ارتقای جایگاه شخصی خود جمع کند، از موقعیت و ارتباطاتش برای بالا کشیدن دیگران استفاده می‌کرد.

    او گفت: «خیلی‌ها هستند که هی ظرفیت جمع می‌کنند مسئولیتی بگیرند، یک چیزی بشوند؛ مصطفی هرچی که مسئولیت داشت، ظرفیت داشت، فعال می‌کرد که بقیه انقلابی‌های ما بتوانند یک جایی و یک فضایی ایجاد کنند.»

    به اعتقاد شهبازی، واحدی به جای آنکه خود را محور همه فعالیت‌ها قرار دهد، تلاش می‌کرد افراد مختلف را به میدان بیاورد و ظرفیت‌های فرهنگی و اجتماعی آنان را فعال کند.

    شهبازی همچنین «شناخت نیازهای لحظه» و «اهل عمل بودن» را از دیگر خصوصیات واحدی دانست. به گفته او، واحدی صرفاً فردی نبود که بتواند مسائل را خوب تحلیل کند؛ ویژگی مهم‌تر این بود که پس از تشخیص مسئله، برای حل آن وارد میدان می‌شد.

    او با اشاره به دوره‌های مختلف فعالیت واحدی، از حضور او در فضای سیاسی سال ۱۳۸۸، فعالیت‌های فرهنگی پس از آن، فعالیت در دانشگاه و سپس حضور در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی گفت که واحدی متناسب با نیاز هر دوره، تمرکز خود را تغییر می‌داد.

    شهبازی تأکید کرد: «همه‌کاره و هیچ‌کاره نبود؛ یک باری را برمی‌داشت و مدت‌های مدید همان بار را دنبال می‌کرد.»

    به گفته شهبازی، عمق فعالیت‌های مرحوم واحدی در شاهرود در جریان مراسم تشییع او بیش از گذشته برای دوستانش آشکار شد. او با اشاره به برخی از چهره‌های فرهنگی و هنری حاضر در این مراسم گفت واحدی طی سال‌های فعالیت خود توانسته بود افراد مختلفی را که هر کدام در حوزه‌ای تخصص و سابقه داشتند، گرد هم آورد.

    شهبازی از افرادی در حوزه تئاتر و داستان‌نویسی یاد کرد که به واسطه فعالیت واحدی وارد مجموعه‌های فرهنگی شهر شده بودند و گفت واحدی تلاش کرده بود محیطی ایجاد کند که این ظرفیت‌ها بتوانند در کنار یکدیگر فعالیت کنند.

    شهبازی «مردمی بودن» واحدی را نیز نه به معنای حضور صرف در میان مردم، بلکه به معنای توانایی ارتباط با طیف‌های متنوع اجتماعی تعریف کرد.

    او با اشاره به تصاویر منتشرشده از مراسم تشییع و بزرگداشت واحدی گفت در این مراسم، افرادی با پیشینه‌ها، ظاهر و سبک زندگی متفاوت در کنار یکدیگر حاضر بودند؛ افرادی که شاید در شرایط عادی ارتباطی میان آنها تصور نمی‌شد.

    به گفته وی، هنر مرحوم واحدی این بود که توانسته بود میان افراد دارای ظرفیت ارتباط ایجاد کند: «مصطفی یک حلقه وصل می‌شد و اینها به هم می‌رسیدند.»

    او تأکید کرد که این ویژگی برای مصطفی یک تاکتیک مقطعی یا ابزار فعالیت سیاسی نبود، بلکه بخشی از سبک زندگی او بود؛ فعالیت فرهنگی، ارتباط با مردم، خانواده و رفاقت‌هایش از یکدیگر جدا نبودند.

    شهبازی در پایان به تصمیم مرحوم واحدی برای ماندن در شهر خود اشاره کرد و گفت او با وجود امکان فعالیت و پذیرش مسئولیت‌های مختلف در تهران، ترجیح داد در شاهرود بماند و در همان محیطی که مردم و ظرفیت‌هایش را می‌شناخت، فعالیت کند.

    او گفت: «مصطفی جز کسانی بود که این وسوسه‌ها رویش اثر نمی‌کرد. می‌گفت من یک جبهه‌ای دارم؛ من بالاخره محیط شاهرود را می‌شناسم، دانشگاه شاهرود را می‌شناسم، مردم شاهرود را می‌شناسم؛ من اینجا را ول کنم، چه کسی اینجا را می‌گیرد؟»

    شهبازی این انتخاب را یکی از نشانه‌های نگاه مسئولانه واحدی دانست؛ نگاهی که به جای جست‌وجوی موقعیت‌های بزرگ‌تر، بر شناخت یک میدان مشخص و تلاش برای ساختن همان میدان استوار بود.

    محمدصادق شهبازی در جمع‌بندی سخنان خود، مصطفی واحدی را نمونه‌ای از نیروهای بی‌مزد و منت دانست که پیش از آنکه کسی از آنها مطالبه‌ای داشته باشد، نیاز جامعه را تشخیص می‌دهند و برای رفع آن وارد عمل می‌شوند؛ بی‌آنکه در پی نمایش خود باشند.

    او تأکید کرد که بازخوانی الگوی زندگی چنین افرادی ضروری است و گفت هر یک از نیروهای مؤثر انقلاب ویژگی‌های خاص خود را دارند، اما در شخصیت واحدی نوعی جامعیت و چندبعدی بودن دیده می‌شد.

    شهبازی در پایان، مصطفی واحدی را از جمله چهره‌هایی دانست که می‌توان داستان زندگی‌شان را برای نسل‌های بعد روایت کرد و سخنان خود را با این تعبیر به پایان برد که «با این ستاره‌ها می‌شود راه را پیدا کرد.»

    او یاد و خاطره مصطفی واحدی و دیگر درگذشتگان این مسیر را گرامی داشت و از حاضران خواست صلواتی به روح این چهره فرهنگی و «رهبر شهید انقلاب» تقدیم کنند.

    عصر ایرانیان

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم