نهجالبلاغه، از شعار تا عمل؛ خاطرهای از حضور در نشست آقای پزشکیان با اصحاب رسانه
«از حق گویی یا مشورت به عدل، خودداری نکنید»؛ این فراز از خطبه 216 نهجالبلاغه، امید برای اثرگذاری را در من زنده نگه میداشت تا آنچه مردم در خیابان و دورهمی میپرسند را با رئیسجمهور نهجالبلاغهخوان، مطرح کنم؛ روز خبرنگار، در میان مجیزگویی رسانههای همسو و همراهی سایرینِ وفاقکرده، به یادآوری وعدههای انتخاباتی و پرسیدن از علت گرانی، حتی پیش از جنگها پرداختم و نقد کردم که تا کی بناست چرخه باطل مذاکره، جنگ و آتشبس ادامه پیدا کند؛ اما آنچه شنیدم هم بیربط بود، هم از آنها دعوای انتخاباتی و لجبازی برداشت میشد. برداشتی نه صرفا شخصی، بلکه همچنین استنباط مردم پس از پخش آن در رسانه ملی و فضای مجازی. دوهفته بعد اما که آقای پزشکیان در مرقد امام (ره) گفت: «ایران ما امروز نیاز به نصیحت و توصیه ندارد»، برایم محرز شد که اهل عمل و تعمق در بیانات علی(ع) نبوده و گریزها به آن صرفا روخوانی است.
سوال را با توجه به آن چه اشاره کردم، این طور آغاز کردم که «سوال من کمی متفاوت با سوالاتی است که رسانهها همسو پرسیدند، امیدوارم سعهصدر به خرج داده و پاسخ آن را بدهید»؛ اما ایشان پس از حدود 6 دقیقه پاسخهایی که توصیفشان در ادامه خواهد آمد، گویی بابت منغص شدن عیششان پس از تمجیدات و سوالات دلخواه پیشین، به دل گرفته و گفتند: «این که گفتید تلخ میگوییم، بشنوید، ما هم حالا تلخ زیاد نگفتیم، شما هم تحمل کنید»!
در ادامه با یادآوری ادعاهای انتخاباتی و جملات معروف ایشان که از مردم میپرسیدند :«گوشت قیمتش چنده مردم؟ برنج چنده؟ خونه چنده؟ ماشین چنده؟ چند بود، چند شده؟» یادآوری کردم که حالا تورم مواد غذایی نسبت به ابتدای دولت بیش از 5برابر شده؛ و با پیشبینی پاسخ ایشان که همه چیز را این روزها به گردن جنگ میاندازند، افزودم: «بله جنگ اثر داشته؛ اما دلار پیش از اولین جنگ نیز در دولت شما از زیر 60هزار تومان به بالای 100هزار تومان رسیده بود»؛ اما ایشان به امید فراموشی استدلال من توسط مخاطب، جاخالی دادند و دوباره و صرفا گفتند: «برای این که دشمن زده و درآمد نداریم»!
در ادامهی برای اثبات اینکه جنگ تنها دلیل گرانی و حتی عامل اصلی آن نیست و ناترازی مدیریتی دهههاست عامل اصلی بوده، به ماجرای همتی اشاره کردم؛ کسی که در بانک مرکزی دولت روحانی، دلار را از زیر 10هزارتومان به بالای 20هزارتومان رساند و از آرای باطله در انتخابات 1400 شکست خورد؛ همان جریان سیاسی دوباره با پزشکیان به پاستور بازگشت تا همتی این بار ارتقا پیدا کرده و با 192 رای مجلس وفاقی، وزیر اقتصاد شود؛ اما باز طی تنها 6ماه، دلار از زیر 60هزار تومان به حدود 100هزارتومان رسید تا با 182 رای همان مجلس برکنار شود؛ اما ده ماه بعد با این سوابق تاریک، دوباره توسط پزشکیان به ساختمان شیشهای میرداماد بازگشت.
آیا این کار یک خطای واضح، به ضرر معیشت مردم نبود؟ آیا تمام آن 182 نفری که همتی را استیضاح کردند، و 6ماه قبلتر، اغلب به او رای اعتماد داده بودند، غرض شخصی و انتخاباتی داشتند؟ آیا متذکر شدن این انتصاب محفلی، که پیشتر و بیشتر از جنگ، سفره مردم و مقبولیت دولت را کوچک کرده، معنای کامل خیرخواهی نهتنها برای مردم، بلکه برای شخص آقای پزشکیان نیست؟ پس چرا کسی که اغلب از نهجالبلاغه میخواند، گوشی برای شنیدن نداشت؛ بلکه همچنان در راستای حمایت از همتی، بحث را منحرف و انتخاباتی کرد و گفت: «کسانی که مدعی هستند میتوانند کاری کنند، خب درصدی که مردم به آنها اقبال داشتند، معلوم بود چقدر است»!
و در آخر در پاسخ به اینکه چرا چرخه باطل «مذاکره، جنگ، آتشبس و سپس دوباره مذاکره» را تکرار و شرایط زندگی مردم را با استمرار وضعیت «نهجنگ، نهصلح» هر روز سختتر میکند، گفت: «مگر من مسئول جنگیدن یا نجنگیدن هستم؟» در حالی که ایشان رئیس شعام و اعضای آن شورا، اغلب دولتی هستند و رهبری در مخالفت با تفاهم پیام «علیالاصول» دادند.
در میان این پاسخها، آقای پزشکیان برای این که به اصطلاح دعوا را بخواباند، گفت: «افتراق مشکل ایجاد میکند»؛ بله، اگر وفاق را همان که تا حالا بوده، یعنی وحدت نه حول رهبری و مردم، بلکه حول اشخاص سیاسی، ببینیم، آنگاه افتراق به معنی نقد کردن و نصیحت کردن همین اشخاص میشود؛ آنان که نهجالبلاغه از دهانشان بالاتر نمیرود تا خیر دنیا و آخرت ببرند؛ تا فهم کنند، وحدت واقعی از مسیر بیان نظرات و نقدهای مختلف و جاری شدن امربهمعروف و نهیازمنکر در جامعه محقق میشود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید