علیرغم داشتن فقط نزدیک به سی سال سن و نداشتن مدرک دکتری که اینروزها از زیر هر بتهای میتوان یک یا چند نفر دارندهٔ آنرا پیدا کرد اما با دولتهای مختلف کار کرده، تقریباً هر روز در برنامههایی حاضر میشود که در حالت معمول از ورود به هر صحبت سیاسی خود را بر کنار میدارند و در تاریکخانهای به نام « مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات خاورمیانه » پژوهشگر مهمان است و لابداً با سوابق علمی درخشانش مشغول به پژوهش راهبردی هم است؛ این توصیف مختصری از اوضاع و احوال فعلی نوید کلهرودی است.
تاریخ معاصر، تحلیل اجتماعی، آموزش و پرورش، فرهنگ عمومی، احکام اسلامی، تخریب و توهین به شخصیتهای مؤثر سیاسی و فرهنگی موضوع مهمترین و پربازدیدترین گفتگوهای ماههای اخیر کلهرودی بودهاند.گفتگوهایی با ضیا، فاضلی، امین محمدی و چندین مورد دیگر از مصاحبهها و تاکشوهایی که به برنامۀ ثابت کلهرودی برای معرفیکردن خود بهعنوان نمایندۀ جوان سیاسی ایرانی تبدیل شدهاند.
او باور دارد که جوان ایرانی فروغی و قوام را ( که مشخص نیست در واقعیت چند درصد از جوانان ایرانی نام، سمت و مقطع زمانی زندگی آنها را به درستی میدانند ) قهرمان و مرجع خود میداند و مصدق و شریعتی را به کنار گذاشته است. او معتقد است تبلیغ حجاب، معادل با نفرتپراکنیست و اسلامیت فرهنگ از هویت ایرانی آن جدا و ذیل آن تعریف میشود. او بر این مضمون تأکید کرده که سیاست هیچ وظیفهای در قبال اخلاق و معنویت شهروندان جامعه ندارد و کارش فقط تأمین معاش آنهاست و البته همۀ اینها وقتی برای جوان غیرسیاسی ایرانی جذاب میشود که با توصیفات تلخ و به حد غیرواقعگرایانهای سیاه از آینده همراه شود.
تحلیل و بررسی و پاسخدادن به همه مدعاهای او نه در این مقال میگنجد و نه کار چندان دشواریست که هر کسی با قدری آگاهی از پس آن بر نیاید. اما مهمترین سؤال در این خصوص را نه از محتوای این گفتگوها بلکه از چگونگی بهدست آمدن فرصت شکل گرفته برای خود این گفتگوها باید پرسید. مار و پلۀ رسیدن به موفقیت و شهرت برای جوانان ایرانی – همانها که آقای پژوهشگر خود را یکی از آنان میداند – آنقدر پر نوسان هست که شمار افرادی که در سی سالگی به اندازهٔ او فرصت برای اظهار نظر در خصوص همهچیز را مییابند به شمار انگشتان دست نرسد. باید معلوم شود امثال ضیا که برای تولید برنامهٔ خود کم هزینه نمیکنند و از این رو با نگاه تجاری به دنبال کسب درآمد از بازدیدهای یوتیوبیشان هستند به چه اعتباری گمان کردهاند که دعوت از کلهرودی ؛ این جوانک با ظاهر نهچندان جذاب، تیپ تکراری کتوشلواری، حرفهای غیرکنجکاویبرانگیز سیاسی-اجتماعی و سابقهای کمتر شناخته برای قشر مخاطبان ضیا میتواند برایشان سود و منفعتی داشتهباشد؟
باید معلوم شود چه کسی حامی مالی رپورتاژها و منتفع از گلدرشت کردن شخصیت کلهرودی است و چه هدفی از این اقدام دارد ؟ ما که بیخبریم و حالا فقط خدا میداند که هدف مرکز مطالعات خاورمیانه و نفرات شاخص و بدکارنامهٔ پشت پردهٔ آن – که کلهرودی عکسهای مشترک و باورهای نسبتاً مشترک با آن پشتپردهایها زیاد دارد – از این پروژهسپاریها چیست و قرار است در انتخابات بعدی کلهرودی برای تبلیغ نامزد اصلاحطلب روی صحنهٔ کدام کنسرت میکروفون به دست بگیرد و با اکس و نکست جملهبسازد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید