در پی تداوم حضور میدانی ۲۰۰ روزه ملت ایران در مواجهه با تهدیدات خارجی و تهاجم نظامی، شبکه خبر در گفتوگویی زنده با بیژن نوباوه وطن، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو شورای نظارت بر صدا و سیما، به واکاوی ابعاد ایستادگی تمدنی جامعه، علل خطای محاسباتی کاخ سفید و همچنین پشتپرده هجمههای اخیر سیاسی علیه عملکرد رسانه ملی در حوزه پدافند غیرعامل پرداخته است که مشروح این گفتوگو در ادامه میآید.
پرسش:
حضور میدانی و شبانه ملت ایران در سراسر کشور از مرز ۲۰۰ شب عبور کرده است؛ رخدادی کمنظیر که بازتاب گستردهای در رسانههای جهان—از جمله والاستریت ژورنال—داشته و بر شکست محاسبات کاخ سفید در ایجاد شکاف ملی زیر بار جنگ و تحریم گواهی میدهد.
در استودیوی شبکه خبر، میزبان جناب آقای بیژن نوباوه وطن، نماینده محترم مجلس شورای اسلامی و پیشکسوت عرصه رسانه هستیم تا ابعاد این ایستادگی را بررسی کنیم.
بیژن نوباوه وطن:
بسماللهالرحمنالرحیم. من هم عرض سلام دارم و خسته نباشید خدمت شما و همه همکاران خوبم؛ همکارانی که اجرای برنامه میکنند، سردبیران، کارگردانان، عوامل پشت صحنه، فیلمبرداران، مونتاژکاران، همه کسانی که شاید مردم آنها را نمیبینند و همچنین مدیران سازمان. واقعاً در این شش ماهی که ما شاهد هستیم، اگر اغراق نکنیم، بزرگترین کار را شما انجام دادید؛ در کنار کار نظامی که البته لازم بوده انجام بشود و مهمترین مسئله، بحثی بود که شما در ابتدای صحبتهایتان به آن اشاره کردید. من واقعاً عرض خداقوت دارم خدمت شما.
پرسش:
جناب نوباوه، ریشه این پایداری ششماهه و حفظ سنگر خیابان توسط مردم در برابر تهدیدات را در چه مؤلفهای میدانید؟
بیژن نوباوه وطن:
بله، عرضم به حضور شما، به نظر من حالا شاید بعضیها خرده بگیرند، ولی من فکر میکنم مهمترین بحثی را که الان شما شروع کردید همین است که واقعاً مشخصات این خصلت فرهنگی چیست که اگر ما به آن خوب بپردازیم، بسیاری از به اصطلاح مشکلاتمان در جامعه حل میشود و افق خیلی بهتر و روشنتری برای آینده ترسیم میشود.
سؤالی که شما میکنید، شاید همه دنیا میکنند؛ چون که همه شواهد نشان میدهد در جنگها بالاخره مؤلفههای اقتصادی یا نظامی یا بالاخره نهایتِ تابآوری ملتها در برابر فشارها و حجم حملاتی که صورت میگیرد، همه این مؤلفهها نشان میدهد که تا به حال ملت ما باید شکست خورده باشد؛ یعنی شکی در شکست نبوده است.
در کنار آن، شما یک قدرتی مثل آمریکا را نگاه میکنید که فقط کافی است شما یک مقایسه کوچکی بکنید بین آمریکا و قدرتهایی که قبل از این، مثلاً در اعصار گذشته، هزاران سال پیش در جهان حضور داشتهاند؛ قابل قیاس نیستند و اگر این مقایسه را شما خوب انجام دهید، تازه متوجه قدرت ایران خواهید شد.
مثلاً شما به طور مثال نگاه کنید ببینید که اسکندر مقدونی به ایران حمله میکند، حدود ۳۰۰ سال قبل از میلاد مسیح است؛ کل نیروهایی که… البته چندین بار به ایران حمله شده طی ۱۳–۱۴ سال، اما کل آن نیروهای اصلی هزار نفر بوده است؛ به اندازه یک لشکر آمریکا! آمریکا چه تعداد بسیار زیادی از این لشکرها و تیپها دارد؟ آن هم آن وقت با گرز و شمشیر و فلان حمله میکردند دیگر؛ بزرگترین سلاحشان منجنیق بوده که سنگ پرتاب میکرده است. شما نگاه کنید از ۴۰۰۰ کیلومتر، آمریکا موشکهای… همه را به کار گرفته است؛ یعنی اصلاً تعریف جنگ با آن وقت فرق میکند.
بعد نگاه میکنید خب یک ملت ایستاده است، با همه فشاری که به ملت ما میآید؛ و این نیست که مثلاً ما بیاییم خودمان را قیاس بکنیم با آمریکا، با روسیه، با چین. من به شما بگویم شاید باورتان نشود، ولی واقعیتی است که بودجه دفاعی آمریکا برابر با بودجه ۱۴۰ کشور دنیاست؛ از ۱۹۸ تا ۲۰۰ کشور دنیا، ۱۴۰ کشور دنیا بودجههایشان را با هم جمع کنند تازه میرسد ذیل آمریکا! حالا تازه بودجه نظامی یک طرف، آن قدرت تکنولوژی نظامی خودش یک بحث بسیار مهمتری است.
و اینکه شما امروز دارید صحبت از مقاومت میکنید، علت چیست که مردم ایستادهاند؟ اصلاً بحث نظامی نباید بکنید؛ قدرت نظامی ما خیلی خوب است، توانستیم بایستیم و دنیا هم دارد میبیند، اما آن چیزی که ما را نگه داشته یک مؤلفه بسیار بسیار مهمتر است و آن «مؤلفه تمدنی» است. حالا این تمدن را خیلیها تعریف میکنند؛ حتماً مطالعه کردهاید که ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن خودش بحثهای مختلفی در مورد تمدن میکند؛ میگوید اصلاً تمدن چگونه است؟ آیا تمدن صرفاً یک فکر و اندیشه است یا یک باور؟ میگوید اگر تمدن به باور رسید، میشود تمدن.
والا خود آمریکا دارد میگوید جنگ شمال و جنوب من سر طلا بوده، نصفش جنگ با ایندیانها، به اصطلاح رنگینپوستها و سرخپوستها بوده است. ببینید همین الان شما در این ۵۰ ایالت آمریکا که بنده بودم، اینها را از نزدیک دیدم؛ شما از شمال نیویورک مثلاً مِیناستیت وارد میشوید، ماشینها را نگاه میکنید… یعنی همان چیزهایی که به نیویورکیها میگویند. شما میروید در واشنگتندیسی، آنجا یک جور دیگر است. همین الان اگر رها بکنید، همدیگر را پارهپاره میکنند؛ چون چیزی به نام تمدن واقعیِ باور اندیشهای در آمریکا وجود ندارد. بلکه آنها نگاه میکنند میگویند ایرانیها دارای یک تمدن هستند؛ یعنی چه؟
شما باور دارید امروز چطور شد زن و بچه ما شش ماه تمام، شبها در خیابان هستند؟ برای چه؟ این باورش است که باید بایستد در برابر یک مهاجم تا پیروز بشود. ایجاد این باور، یک ساله، دو ساله، ده ساله است؟ نه؛ به این میگویند «باور تمدنی». اینکه الان شما نگاه میکنید ملت ایران ایستادهاند، اصلاً نیاز به توصیه ندارد. شما رهبر انقلاب را نگاه کنید؛ به عنوان یک شهروند همانطور فکر میکند که من و شما، یا زن و بچه من و شما، یا آحاد جامعه به آن فکر میکنند. این دقیقاً همان مؤلفهای است که شما به دنبالش هستید.
حالا بحثهای سیاسی در کنارش هست؛ تشکیل گروهها و اینکه ایدئولوژی چقدر تأثیر بر این دارد. آمریکاییها تلاش کردند همپای ما مثلاً تشکیلات طالبان آن زمان و تشکیل داعش… اصلاً تشکیل یک حکومت به اصطلاح ایدئولوژیک بود که کنار ایران بایستند و اینها مثل ایران مثلاً خیلی قوی بایستند؛ چون این سخن مطرح بود. وزیر خارجه زمان جورج بوش، آن سال ۲۰۰۰ بود من در آمریکا بودم، بارها در دانشگاه استنفورد صحبت کرد و گفت: «دو حکومت فاندامنتال در دنیا هست، یکی ایران؛ چون اینها با اعتقاد و ایدئولوژی میجنگند.» حالا بعد آمد در تئوری گفت حکومتهای ایدئولوژیک درست کنیم کنار ایران که یقه ایران را بگیرند. حالا بحث طالبان چطور درست شد، عربستان چطور حمایت کرد، و بعدش داعش که یکسری وحشی بودند؛ اینها فکر میکنند ایران با توحش میجنگد، نمیدانستند ایران با فکر میجنگد.
همین خانم هیلاری کلینتون پریشب در خبرها بود که گفت: «ایرادی که وجود دارد این است که شما ایرانیها را نمیشناسید؛ ایرانیها یک خلق جدید انجام دادند، ایرانیها با تفکر میجنگند.»
پرسش:
آیا میتوان گفت خطای محاسباتی واشنگتن در مواجهه با ایران، ناشی از مقایسه نادرست جامعه ما با کشورهایی نظیر ونزوئلا و عدم شناخت همگرایی ملی ایرانیان در بزنگاههای تهدید خارجی است؟
بیژن نوباوه وطن:
بله؛ وقتی که نظام حکمرانی، حکومت، مبتنی بر فرد باشد… حضرت رسول اصلاً بارها و بارها و قرآن هم اشاره میکند؛ ببینید مبتنی و متکی بر فرد نیست. آن تصوری که حتی ولایت فقیه در کشور ما که بالاترین مقام را دارد، شما نگاه کنید، آمده سازماندهی کرده، سازمانسازی کرده، ملتسازی کرده، امتسازی کرده است. برای ما خیلی سخت بود؛ حضرت آقای… شهید شدند، چه اتفاقی افتاد؟ آیا این ملت از هم پاشید؟
شما مثال خوبی زدید؛ آقای… چه شد؟ اصلاً همه چیز تمام شد! چرا؟ چون متکی بر یک فرد بود و پاییندست او هم یکسری جاسوس، همه را خریدند، سه ساعته ایشان را دزدیدند و بردند، تمام! ببینید، تمدن یعنی این؛ یعنی وابستگی نه به فرد، بلکه به یک فکر و یک باور. ملت مبهوت شدند؛ تمدن همینجا تعریف میشود دیگر.
باور کنید من هر چقدر فکر میکنم… مگر میشود فرد خوابنما بشود این حرفها را بزند؟ این ملت را بزرگ کردند؛ اگر به آنها تهاجم بشود برانگیخته میشوند؛ «مبعوث» یعنی چه؟ بعد دفاع میکنند. شما فکر نکنید مثلاً آقا علم لدن داشتند؛ خیر، بلکه بر اساس تجربه و کارهایی که خودشان کرده بودند میدانستند این اتفاق میافتد، چون خودشان هم مثل من و شما فکر میکردند که اگر تهاجم بشود چه خواهد شد.
ببینید، ملت ایران را شبها در خیابان نبینید؛ ملت ایران را روز تشییع امام ببینید، روز خاکسپاری امام ببینید، روز نماز امام ببینید. حتی افرادی که نگاه میکنید بعضی رفتارهای هنجارشکنانه دارند، اینها همین ملت ایران هستند؛ فکر نکنید خدایناکرده اگر تهاجمی بشود اینها میروند میخوابند! خیر، ما ملت ایران را واقعاً باید اینگونه ببینیم. این ملت ایران همیشه در دفاع سرزمینی خوب عمل کرده است.
ببینید، هیچکس نبوده به ایران… اسکندر، همین اسکندر مقدونی به ایران حمله میکند، میآید از تخت جمشیدِ ما یاد میگیرد، میرود در یونان آکروپولیس میسازد! مغولها میآیند به ایران، حاصلش میشود سلطان محمد خدابنده و بزرگترین گنبد در ایران؛ یا شاهزادهخاتونی که میشود یک بانوی عفیفه که در کنار حرم حضرت رضا مسجد میسازد؛ ببینید، مسجد گوهرشاد!
من میخواهم به شما بگویم هر ملتی که وارد ایران شده، حتی اسلام؛ اسلام به ایران آمد، با همه رشدی که کرد، اسلام ایران را نتوانست تغییر دهد، بلکه این ایران بود که اسلام را شکوفا و ایرانیزه کرد؛ همان خدمات متقابل اسلام و ایران. شما نگاه کنید، این نیست جز سابقه تمدنی.
امروز چیزی که شما دارید مشاهده میکنید، دقیقاً گمشده غرب است. هنوز غربیها متوجه نمیشوند؛ رئیسجمهور آمریکا میآید جلوی دوربین فلان رفتار نامتعارف را انجام میدهد، چه برسد به رهبران ما. ملت ایران یک ملت بسیار فهیم است و این فهم هم در سابقه تمدنی آن ریشه دارد؛ نه این را شما ملیگرایی صرف بدانید و نه اسلامگرایی صرف. سابقه تمدنی با فکر و اندیشه ساخته میشود.
الحمدالله ما بعد از اسلام رشد بسیار زیادی کردیم. چرا میگویند همین کوروش کبیر که حالا به عنوان ذوالقرنین لقب میدهند، علامه طباطبایی از کجا میگوید؟ همین لوح حقوق بشری که نگاه میکنید، متنی اندیشمندانه و انسانی است؛ به این دلیل است. شما همه اینها را در کنار همدیگر قرار میدهید، میبینید که باید تمدنی مثل ایران اسلامی ساخته شود تا بتواند اینقدر مقاوم عمل بکند.
پرسش:
با وجود کارنامه فعال رسانه ملی در پدافند غیرعامل و اطلاعرسانی مستمر از ابتدای تهاجم، دلایل هجمهها و انتقادات غیرمنصفانه اخیر برخی جریانات سیاسی علیه صدا و سیما را چه میدانید؟
بیژن نوباوه وطن:
من چند نکته عرض کنم؛ انشاءالله امیدوارم یک فرصت دیگر برای بحث مفصل داشته باشیم. چون بنده نماینده در شورای نظارت بر صدا و سیما هستم، عرض میکنم: در این شورا، دو نماینده از دولت حضور دارند که بالاترین مقامهایشان هستند؛ جناب آقای دکتر صالحی، وزیر محترم ارشاد، و جناب آقای الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت. نماینده مجلس هم دو نفر هستند. از طرف قوه قضاییه نیز معاون قوه و معاون دادستان حضور دارند؛ یعنی بالاترین مقامها در آنجا هستند. اگر کوچکترین اشکالی سازمان داشته باشد، روال این است که گزارش به رؤسای قوا ارسال میشود و حتی اول به دفتر مقام معظم رهبری میرود؛ اگر کوچکترین خطایی باشد مطلع هستند و اگر تذکری باشد از طرف شورای نظارت داده میشود.
ولی آن چیزی که الان شما گفتید، بحث چیست؟ بحث، اختلاف سلیقه است! ما در بسیاری از این مباحث، در آخرین جلسهای که داشتیم، رئیس شورای نظارت، حضرت حجتالاسلام خلیلی، معاون محترم قوه قضاییه، در پاسخ به نماینده دولت که گفتند: «صدا و سیما بعضی تخلفات دارد»، فرمودند: «کدام تخلف؟ کجا بوده تخلفی که ما گزارش نکرده باشیم؟» پس مشخص شد که خیر، این اختلاف سلیقه است. این نکته را مدنظر داشته باشید.
در زمان پیش از جنگ، ده سال پیش، ما در مورد پدافند غیرعامل بحث میکردیم؛ مسئولان مختلف بحثهای متعددی میکردند؛ درباره خود صدا و سیما مهمترین بحث مطرح بود، درباره سیستم بانکی، سیستم آب و برق، سیستمهای امنیتی و هستهای. آن وقت هم مسائل متعددی مطرح بود که چقدر ما توان داریم و چقدر ضعف داریم.
من خودم به عنوان کسی که امروز ۴۶ یا ۴۷ سال است در صدا و سیما حضور دارم و بعد از بازنشستگی هم مشغول کار روزنامهنگاری هستم، متحیر شدم از آن شب اولی که ما مورد هجمه قرار گرفتیم. به نظر من موفقترین نهاد داخل نظام اسلامی که همه مسائل جنگهای منظم و نامنظم و اصول پدافند غیرعامل را به کار بست، صدا و سیما بود. این اولین موفقیتی است که باید افتخار آن را پاس بداریم؛ زیر سایه موشکباران و بمباران، صدا و سیما ایستادگی کرد.
اینکه من بارها میگویم در اخبار علامت ساعت ۹ پخش شود، میگویند کودتا شده است؛ شما در صدا و سیمایی فعالیت کردید که یک لحظه هم قطع آنتن نداشتید. الان شاید بینندگان ندانند که من و شما دو نفر نشستهایم، اما بیست نفر پشت صحنه هستند و هزاران نفر در سازمان تلاش میکنند؛ نباید تصور کرد بدون سازماندهی، بدون تلاش و برنامهریزی به اینجا رسیدهایم. بنده معتقدم اینها در واقع یک نوع عکسالعمل منفعلانه است برای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی و خاموش کردن صدای ملی.
پرسش:
رئیس دولتهای یازدهم و دوازدهم اخیراً عنوان کردهاند که صدا و سیما باید میزبان همه صداها باشد؛ آیا طرح چنین ادعاهایی و متهمکردن رسانه به نادیدهگرفتن صدای مردم را در شرایط فعلی وارد میدانید؟
بیژن نوباوه وطن:
بله، مسلماً باید گروههای بیشتری هم بیایند، چه کسی میگوید نیایند؟ ببینید ما باید به سمتی برویم، ولی مسئله این است که برآیند کلی را نگاه کنیم؛ آیا امروز در کشور انسجام ملی داریم یا خیر؟ اگر انسجام ملی داریم، عوامل مهم در ایجاد این انسجام چه بوده است؟
اول از همه قیادت و رهبری، سپس برنامهریزی و بعد از آن اعلام و تبیین رسانهای بوده است؛ یعنی اگر رسانه ضعف داشت، امروز شما این انسجام ملی را نداشتید. این انسجام ملی که با این زحمت به دست آمده است را نباید مخدوش کرد.
قطعاً خود من اولین منتقد هستم؛ من نسبت به خودم و نسبت به سازمان منتقدم، ولی در شرایطی که با دشمن بیرونی و رژیم صهیونیستی در جنگ هستیم، اینگونه انتقادات غیرمنصفانه است. البته نقد همیشه باید وجود داشته باشد؛ کمااینکه یک روزنامه را هم شما بررسی کنید، نقدهای مختلفی در آن درج میشود.
پرسش:
بسیار سپاسگزاریم از حضور و تحلیلهای جناب آقای بیژن نوباوه وطن در این بخش خبری. از همراهی شما بینندگان محترم نیز صمیمانه متشکریم.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید