امروز: 1405/05/19 ساعت : 07:24

وقتی طنز برای مرثیه، راه باز می‌کند!

پاورقی؛ وقتی مرثیه طنز را کنار زد…

نام محمدرضا شهبازی برای بسیاری از مخاطبان با برنامه تلویزیونی «پاورقی» گره خورده است؛ برنامه‌ای طنز که با نگاهی انتقادی و کنایه‌آمیز به رویدادهای روز واکنش نشان می‌دهد. با این حال، اگر شهبازی را صرفاً یک طنزپرداز بدانیم، بخش مهمی از شخصیت رسانه‌ای او را نادیده گرفته‌ایم.

او در طول سال‌های اجرای «پاورقی» بارها نشان داده که فعالیتش تنها به شوخی با اخبار محدود نمی‌شود. بخش‌هایی مانند «پاورقی تاریخ» و همچنین تحلیل‌های تاریخی که در خلال پرداختن به مسائل روز ارائه می‌کند، حکایت از مطالعات گسترده او درباره تاریخ، انقلاب‌ها، استعمار و تحولات سیاسی دارد. با وجود این، تصویری که عمدتاً از او در ذهن مخاطب شکل گرفته، همان چهره‌ای است که با شوخی و طنز شناخته می‌شود.

البته این نخستین بار نبود که شهبازی از قالب رایج برنامه خود فاصله می‌گرفت. پیش‌تر نیز در یک ویژه‌برنامه و چند آیتم کوتاه که در جریان سفر به جزیره قشم تولید شد، با پرداختن به اهمیت راهبردی تنگه هرمز نشان داد «پاورقی» ظرفیت آن را دارد که از یک برنامه صرفاً طنز فراتر برود و به بستری برای روایت و تبیین موضوعات تاریخی و راهبردی تبدیل شود.

با این حال، ویژه‌برنامه‌ای که در پانزدهم مرداد ۱۴۰۵، هم‌زمان با نزدیک شدن «پاورقی» به قسمت ۹۰۰، روی آنتن رفت، تجربه‌ای کاملاً متفاوت بود. در این برنامه، محمدرضا شهبازی نه در مقام یک طنزپرداز، بلکه در جایگاه یک راوی ظاهر شد؛ راویِ تراژدی تلخی که در شهرستان لامرد رخ داده بود. شیوه روایت او، بیش از آنکه یادآور اجرای یک برنامه تلویزیونی باشد، به روایتگری راویان دفاع مقدس در اردوهای راهیان نور شباهت داشت؛ روایتی که تلاش می‌کند مخاطب را نه بخنداند، بلکه با رنج، فداکاری و حقیقت یک واقعه روبه‌رو کند.

از منظر حرفه‌ای رسانه، تغییر ناگهانی لحن پس از نزدیک به ۹۰۰ قسمت اجرای طنز، اقدامی پرریسک محسوب می‌شود. مخاطب، مجری را با یک هویت مشخص می‌شناسد و شکستن این تصویر ذهنی همیشه با احتمال عدم پذیرش همراه است. با این حال، شهبازی آگاهانه این ریسک را پذیرفت و برای ساعتی از نقش همیشگی خود فاصله گرفت.

به نظر می‌رسد دلیل این انتخاب را باید در هدفی جست‌وجو کرد که او برای فعالیت رسانه‌ای خود تعریف کرده است. اگر مأموریت اصلی شهبازی را دفاع از انقلاب اسلامی و مقابله با جریان‌های معارض، در نظر بگیریم، آن‌گاه ابزار تحقق این هدف می‌تواند بسته به شرایط تغییر کند. یک روز با زبان طنز به نقد و پاسخ‌گویی می‌پردازد، روز دیگر در تجمعات مردمی با بیانی جدی سخن می‌گوید و زمانی دیگر با لحنی اندوه‌بار، روایتگر رنج و شهادت می‌شود.

از این منظر، طنز برای محمدرضا شهبازی هدف نیست؛ بلکه ابزاری است در خدمت هدفی بزرگ‌تر. او خود را به یک قالب رسانه‌ای محدود نمی‌کند و هر زمان که احساس کند دفاع از آرمان مورد نظرش به زبان دیگری نیاز دارد، همان زبان را برمی‌گزیند؛ خواه لباس طنز بر تن داشته باشد، خواه در جایگاه یک راوی یا مرثیه‌خوان ظاهر شود.

شاید بتوان گفت مهم‌ترین ویژگی شهبازی، نه توانایی او در طنزپردازی، بلکه آمادگی‌اش برای عبور از قالبی است که شهرتش را بر پایه آن به دست آورده است. او تلاش می‌کند نشان دهد هویت رسانه‌ای‌اش را نه یک ژانر، بلکه یک مأموریت تعریف می‌کند؛ مأموریتی که به باور او، گاهی با لبخند پیش می‌رود و گاهی با روایت یک تراژدی.+

عصر ایرانیان

روزنامه عصر ایرانیان به صورت منظم و ۱۷ سال در حال انتشار و تولید محتوا در جبهه انقلاب به صورت مستمر و بی وقفه است

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم