یادداشت از راضیه آقایی زاده – قم
زن ایرانی کیست؟ او را باید با نقش مادری و همسری شناخت، با حضور اجتماعی و توانمندیهای فردیاش، یا با فرهنگ و باورهایی که نسلبهنسل به او رسیده است؟ شاید پاسخ درست این باشد که هیچکدام از این ویژگیها بهتنهایی نمیتواند تمام هویت زن ایرانی را توضیح دهد.
زن ایرانی هم ریشه در تاریخ، فرهنگ و باورهای جامعه خود دارد و هم مانند هر انسان دیگری، به رشد، یادگیری، انتخاب و شکوفایی استعدادهایش نیازمند است. بنابراین، برای شناخت هویت او باید از دو نگاه فاصله بگیریم: نگاهی که زن را به چند نقش مشخص محدود میکند و نگاهی که برای پیشرفت او، فاصله گرفتن از ریشههای فرهنگی را ضروری میداند.
مسئله اصلی این نیست که زن ایرانی میان گذشته و امروز کدام را انتخاب کند؛ مسئله این است که چگونه میتواند ریشههای خود را حفظ کند و در عین حال، متناسب با نیازهای امروز رشد کند.
هویت زن ایرانی؛ ریشههایی که میتوانند زمینه رشد باشند
هویت هر انسان از عوامل گوناگونی شکل میگیرد؛ خانواده، فرهنگ، زبان، باورها، تجربههای زندگی و انتخابهای شخصی، همگی در این مسیر نقش دارند. انسان تنها وارث گذشته خود نیست، بلکه با تصمیمها و تجربههای تازه، در شکلگیری هویت خویش نیز سهم دارد.
زن ایرانی در طول تاریخ، نقشهای گوناگونی در خانواده و جامعه داشته است. زنان بسیاری در کنار مسئولیتهای خانوادگی، در عرصههای علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نیز فعالیت کردهاند. ازاینرو، نمیتوان همه زنان ایرانی را در یک تصویر واحد خلاصه کرد یا از آنان انتظار داشت که مسیر زندگی یکسانی داشته باشند.
در عین حال، نمیتوان تأثیر فرهنگ و باورهای دینی را در شکلگیری هویت بسیاری از زنان ایرانی نادیده گرفت. این ریشهها میتوانند به زندگی معنا بدهند، احساس تعلق ایجاد کنند و در تصمیمگیریهای فردی و اجتماعی راهگشا باشند.
البته حفظ فرهنگ به این معنا نیست که هر آنچه از گذشته به ما رسیده، باید بدون بررسی پذیرفته شود. همانطور که هر پدیده تازهای لزوماً بهتر از گذشته نیست، هر رسم قدیمی نیز صرفاً به دلیل قدمت خود ارزشمند نمیشود. مهم این است که بتوانیم میان ارزشهای ماندگار و عادتهایی که به بازنگری نیاز دارند، تفاوت بگذاریم.
زن ایرانی در میان دو تصویر متفاوت
امروزه زنان با تصویرهای گوناگونی از زندگی مطلوب روبهرو هستند. رسانهها و شبکههای اجتماعی گاهی موفقیت زن را با ظاهر، درآمد، موقعیت شغلی یا سبک زندگی خاصی تعریف میکنند. در مقابل، گاهی نیز چنان بر نقشهای خانوادگی زن تأکید میشود که فرصتها، علاقهها و تواناییهای فردی او کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
هر دو نگاه میتوانند تصویری ناقص از زن ارائه دهند؛ زیرا زن را نه بهعنوان انسانی با استعدادها و خواستههای متنوع، بلکه بر اساس معیارهایی از پیش تعیینشده ارزیابی میکنند.
زن ایرانی برای رشد علمی، فعالیت اجتماعی یا دستیابی به استقلال اقتصادی، مجبور نیست از فرهنگ و باورهای خود فاصله بگیرد. از سوی دیگر، پایبندی به ارزشهای دینی و خانوادگی نیز نباید بهانهای برای نادیده گرفتن تواناییها و فرصتهای رشد او باشد.
البته جمع میان مسئولیتهای خانوادگی و فعالیتهای فردی همیشه آسان نیست. بسیاری از زنان با مشکلات اقتصادی، فشارهای اجتماعی و دشواری تقسیم مسئولیتهای خانه و کار روبهرو هستند. بنابراین، نمیتوان تنها از زنان انتظار داشت که میان همه این مسئولیتها تعادل برقرار کنند؛ خانواده، محیط کار و نهادهای مسئول نیز باید در ایجاد شرایط مناسب سهم داشته باشند.
آیا هر تغییری به معنای پیشرفت است؟
یکی از پرسشهای مهم درباره هویت زن ایرانی این است که چگونه میتوان با تغییرات جهان امروز همراه شد، بدون آنکه همه ارزشهای گذشته را کنار گذاشت.
امروزه فرصتهای تازهای برای تحصیل، اشتغال، ارتباطات اجتماعی و حضور زنان در عرصههای مختلف فراهم شده است. بهرهگیری از این فرصتها میتواند به رشد فردی و اجتماعی زنان کمک کند. اما استفاده از دستاوردهای جدید به معنای پذیرش همه الگوهای زندگی نیست.
همانطور که نمیتوان هر رسم قدیمی را درست دانست، نمیتوان هر الگوی تازهای را نیز پیشرفت به شمار آورد. باید دید هر شیوه زندگی تا چه اندازه به کرامت انسان، سلامت روابط، مسئولیتپذیری و رشد فردی و اجتماعی کمک میکند.
در نگاه اسلامی نیز کرامت انسانی، مسئولیت اخلاقی و ارزش اعمال انسان اهمیت اساسی دارد. بر این اساس، ارزش زن را نمیتوان تنها با ظاهر، موقعیت اجتماعی یا نقشی که در خانواده بر عهده دارد سنجید. زن نیز مانند مرد، از توانایی اندیشیدن، انتخاب کردن، یادگیری و مسئولیتپذیری برخوردار است و باید فرصت رشد این تواناییها را داشته باشد.
بنابراین، دفاع از هویت زن ایرانی به معنای بستن راه تغییر نیست؛ بلکه به معنای آن است که تغییرات را آگاهانه بررسی کنیم و میان آنچه به رشد انسان کمک میکند و آنچه ممکن است به روابط انسانی و ارزشهای زندگی آسیب بزند، تفاوت بگذاریم.
هویت زن ایرانی را چگونه حفظ کنیم؟
هویت فرهنگی تنها با سخن گفتن از ارزشها حفظ نمیشود؛ این ارزشها باید در زندگی روزمره نیز دیده شوند. اگر از رشد علمی و اجتماعی زنان سخن میگوییم، باید فرصتهای واقعی برای تحصیل، اشتغال و مشارکت آنان فراهم باشد. اگر خانواده را ارزشمند میدانیم، باید شرایطی ایجاد کنیم که اعضای آن از محبت، امنیت، احترام و امکان رشد برخوردار باشند.
همچنین، نمیتوان از زن ایرانی انتظار داشت که بهتنهایی مسئول حفظ فرهنگ، تربیت نسل آینده و استحکام خانواده باشد. پدران، مادران، مدارس، رسانهها و نهادهای اجتماعی، همگی در این مسیر نقش دارند. خانوادهای که در آن زن و مرد به تواناییها و مسئولیتهای یکدیگر احترام میگذارند، بهتر میتواند ارزشهای فرهنگی را به نسل بعد منتقل کند.
در این میان، لازم است به دختران جوان نیز توجه کنیم. آنان برای شناخت هویت خود به نصیحتهای مکرر نیاز ندارند؛ بلکه باید بتوانند درباره پرسشهایشان گفتوگو کنند، الگوهای مختلف زندگی را بشناسند و با آگاهی درباره آینده خود تصمیم بگیرند. هویتی که با شناخت و انتخاب شکل میگیرد، میتواند در برابر تغییرات نیز استوارتر بماند.
زن ایرانی؛ پیوند گذشته و آینده
هویت زن ایرانی نه باید در تصویری ثابت از گذشته محصور شود و نه برای همراهی با جهان امروز، همه ریشههای خود را کنار بگذارد. او میتواند از فرهنگ و باورهایش الهام بگیرد، از فرصتهای تازه بهره ببرد و در عین حال، درباره محدودیتها و برداشتهای نادرست نیز پرسش کند.
جامعهای که به هویت زنان خود اهمیت میدهد، تنها از آنان انتظار پایبندی به ارزشها را ندارد؛ بلکه برای رشد، امنیت، انتخاب آگاهانه و حضور مؤثر آنان نیز زمینه فراهم میکند.
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که زن ایرانی باید شبیه کدام تصویر از گذشته یا امروز باشد. پرسش این است که چگونه میتوان شرایطی فراهم کرد تا او با حفظ پیوندهای فرهنگی خود، استعدادهایش را پرورش دهد، در خانواده و جامعه نقش مؤثری داشته باشد و در ساختن آیندهای بهتر سهیم شود.
هویت زن ایرانی زمانی زنده و ماندگار میماند که ریشههای فرهنگی او با امکان رشد و انتخاب آگاهانه همراه شود؛ زیرا اصالت، به معنای ایستادن در گذشته نیست، بلکه توانایی حرکت به سوی آینده، بدون فراموش کردن ریشههاست.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید