یادداشت اخیر «برت مکگورک»، دیپلمات آمریکایی در سیانان، فراتر از یک تحلیل رسانهای، یک «اعتراف صریح و رسمی از سوی اتاق فکر غرب» است. مکگورک که خود سالها در خط مقدم مذاکرات امنیتی با تهران حضور داشته، در نهایت به یک واقعیت بنیادین گردن نهاده است و آن اینکه واشنگتن دیگر قادر نیست با ابزار تحریم و دکترین فشار، ارادۀ خود را بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل کند.
این تحلیل نشان میدهد که محاسبات کاخ سفید در قبال ایران دچار خطای استراتژیک مکرر شده است. واشنگتن همواره تلاش کرده از زاویه قدرت سخت و اعمال فشار اقتصادی، ایران را به تسلیم وا دارد؛ اما تهران بازی را به زمین تصاحب اهرمهای راهبردی کشانده است. طبق اعتراف مکگورک، در این فرمول جدید، دست برتر در اختیار طرفی است که شاهرگهای حیاتی جهان را در دست دارد، نه طرفی که صرفاً بیانیههای تحریمی صادر میکند.
مکگورک در بخشی از تحلیل خود مدعی است که محاصره بنادر، اقتصاد ایران را به آستانه فروپاشی کشانده؛ اما خطای بزرگ محاسباتی غرب دقیقاً همینجاست. تاریخ چند دهه گذشته ثابت کرده است که ساختار سیاسی و اقتصادی ایران از چنان ظرفیت تابآوری و سازگاری بالایی برخوردار است که دکترین فروپاشی هرگز در آن تعبیر نخواهد شد.
ایران نه تنها با تکیه بر اقتصاد درونزا، کریدورهای جایگزین و همپیمانان استراتژیک شرقی خود بحرانها را پشت سر گذاشته، بلکه انسجام حاکمیتی در تهران با فشار خارجی تقویت نیز میشود. روی کار آمدن چهرههای قاطع و مکتبی در راس نهادهای تصمیمگیر، نشاندهنده این است که راهبرد غرب برای ایجاد دوقطبی فشار-تسلیم کاملاً شکست خورده و تهران آماده است تا هرگونه هزینه اقتصادی را برای تثبیت قدرت ژئوپلیتیک خود بپذیرد.
نکته کلیدی که در لایههای پنهان اعتراف مکگورک به چشم میخورد این است که امروز عقربه زمان و فشار اتفاقاً به ضرر آمریکا و شخص دونالد ترامپ حرکت میکند.
بسته شدن تنگه هرمز به عنوان شاهرگ انتقال ۲۰ درصد نفت جهان، شوک بیسابقهای به بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی وارد کرده است. ترامپ که با شعارهای اقتصادی و وعده کنترل تورم به قدرت رسیده، اکنون خود را در محاصره قیمتهای سرسامآور بنزین و نارضایتی شدید شهروندان آمریکایی میبیند.
این فشار زمانی برای واشنگتن خفهکننده و مرگبار میشود که تهدید ایران مبنی بر گسترش پهنه درگیری به تنگه بابالمندب، دریای سرخ و دریای مدیترانه عملیاتی شود.
اضافه شدن بابالمندب یعنی مسدود شدن ۱۰ درصد دیگر از تجارت دریایی جهان. در چنین سناریویی، زنجیره تامین جهانی عملاً فلج خواهد شد. آمریکا خوب میداند که نه توان تحمل این حجم از فشار کلان اقتصادی را دارد و نه افکار عمومی جهان همراهی با جنگطلبی واشنگتن را میپذیرد. ورود به فاز نظامی (پروژه آزادی پلاس) نیز چیزی جز یک باتلاق بزرگتر برای ارتش آمریکا نخواهد بود.
مقاله مکگورک بازتابدهنده تسلیم شدن تفکر غربی در برابر واقعیتهای میدانی غرب آسیا است. ایران امروز در موضع انفعال نیست؛ بلکه با تغییر قوانین بازی، آمریکا را در یک سهراهی مرگبار (تحمل خسارت، باجدهی تحقیرآمیز، یا ورود به جنگ منطقهای) قرار داده است. شواهد نشان میدهد که تازیانۀ فشار اقتصادی، اکنون پشت لرزان غرب را هدف گرفته است و ترامپ چارهای جز عقبنشینی و پذیرش شروط تهران ندارد.
اهرمهایی که از جبهۀ مقاومت، ابر قدرت میسازد
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید