🔊 | پادپخش | رادیو عصر
🔻 | اعتراف ترامپ به قدرت ایران و لزوم هوشیاری دیپلماتها در دوره تغییر نظم
✏️| حنید لشگری
🎙| بهنام زارع
متن کامل:
ایران ونزوئلا نبود
اعتراف ترامپ به قدرت ایران و لزوم هوشیاری دیپلماتها در دوره تغییر نظم
ترامپ که با برخورد به کوه تمدن ایران و مردم رشدیافته با تعالیم شیعی، حالا تلوتلو میخورد، اخیرا اعترافات مهمی کرده؛ گفته «ایران ونزوئلا نیست که بتوانیم وارد شویم، چند دقیقه بمانیم و بعد خارج شویم و موقع پرواز برگشت هم برایمان به نشانه خداحافظی دست تکان دهند». و با سانسور عملیات شکستخورده در دشت مهیار اصفهان معروف به طبس2، ادعا کرده: «از ورود زمینی برای بهدست آوردن اورانیومها جلوگیری کردم زیرا نمیخواستم مثل جیمی کارتر باشم» که اشاره به شکست تاریخی کارتر در طبس دارد. در قیاس مردم و رهبری ایران با ونزوئلا در مواجهه با آمریکا، علل استیصال ترامپ آشکارند. پروژه «دلسی رودریگز» و بلعیدن ایران شکست خورده و تنها امیدش به میز مذاکره است؛ لذا باید به قوت میدان و خیابان در دیپلماسی ظاهر شد و نباید با غفلت، از سهم ایران در نظم آینده دنیا کاست. بامداد 13دی سال گذشته بود که رئیسجمهور ونزوئلا وقتی میلیونها رایدهندهاش درخواب بودند به همراه همسر خود توسط آمریکاییهای مدعی دموکراسی دزدیده شد. این عملیات تنها 2ونیم ساعت طول کشید و شامل بمباران تأسیسات نظامی و دفاع هوایی در شمال ونزوئلا بود. صبح فردای آن روز هم مقاومت خاصی از سوی مردم شکل نگرفت و تا امروز منتخب ونزوئلاییها به همراه همسرش در مرکز بازداشت متروپولیتن بروکلین است.
با فشار برای جایگزینی دلسی رودریگز، پروژه بلعیدن ونزوئلا سرعت گرفت. این معاون مادورو، بلافاصله قانونی تصویب کرد تا شرکتهای آمریکایی بتوانند کنترل کامل تولید، فروش و مدیریت میادین نفتی را به دست بگیرند، بخش عمده درآمد نفت به حسابهای تحت کنترل یا نظارت آمریکا واریز شود و حالا این کشور بودجه ماهانه ونزوئلا را تایید میکند. همچنین دست آمریکا را برای دستاندازی به معادن ونزوئلا باز کرد.
حجم و سابقه فشار تحریمی علیه ایران با ونزوئلا قابل مقایسه نیست؛ تحریمهای فلجکننده اوباما یا فشار حداکثری ترامپ هیچکدام نتوانستهاند ایران را تسلیم کنند؛ این یعنی نظام همواره مردمی بوده و رهبری آن، هوشیار و حکیم. لذا دشمن به استیصال حداکثری رسیده و تنها در یک سال اخیر دو جنگ خارجی و یک جنگ داخلی را طرحریزی کرده که همگی ناکام ماندند. جنگ 12روزه که با تهدید تسلیم بیقید و شرط آغاز شد، پایانش با التماس آتشبس بیقید و شرط دشمن بود؛ آشوبهای دیماه که علنا به سرکردگی ترامپ در تروث راهبری میشد و پمپئو به حضور ماموران موساد در خیابان اعتراف میکرد، در سیل مردمی 22دی غرق شدند؛ و در جنگ رمضان، بعثت همین مردم، سقوط آزاد رویای تغییر نظام پس از حذف رهبری بود.
زیرا ایرانیها 9روز در غیاب آقای خود، رهبری کردند؛ خیابان را زودتر از عوامل موساد و سیا هر شب به قبضه خود درآوردند و با حمایت از میدان، به نظامیان دلگرمی دادند تا یکتنه تمام پایگاههای آمریکایی در منطقه را به آتش بکشند و انتقام رهبر شهید، کودکان میناب و غیرنظامیان ناو دنا را حتی از سربازان فراری آمریکایی در طبقات هتلهای اعراب حاشیه خلیج فارس بگیرند و مدیریت و نظارت خود را مقتدرانه بر تنگه هرمز اعمال کنند.
این بعثتیافتهها، آقای جدید خود را زودتر از علمای خبرگان و با نگرانی از طمع آمریکا برای پیادهسازی پروژه «دلسی رودریگز» در ایران، در پلاکاردها و فریادهای خود انتخاب کرده بودند؛ علم انقلاب اسلامی زیر بمباران شدید بیت رهبری هم بر زمین نیفتاد و آیتالله سیدمجتبی خامنهای از آتش و خاکستر همان معرکه به پاخاستند و دست خدا شدند تا پرچم افتخار ملت ایران بالا بماند. حتی اگر کافران و منافقان را خوش نیاید.
ترامپ که روزهای ابتدایی، رهبری جدید ایران را متزلزل میپنداشت، حالا در پی حمایت تودههای مردم و گوش به فرمانی میدان، حساب کار دستش آمده و اخیرا در مصاحبه با نیویورکپست درباره ایشان گفته: « احترام زیادی برایش قائلند… من افتخار ملاقات با آیتالله را نداشتهام… دوست دارم او را ملاقات کنم». رهبری که با انتخاب شدنش، بلافاصله مهر شکست بر پرونده تغییر ریل نظام و انتخاب یک دلسی دیگر در ایران خورد.
کودتایی که رسما در جنگ 12روزه و در پروژه برخی سایبریهای جریان غربگرا و تسلیمطلب قابل مشاهده بود؛ آن جا که دشمن خیال میکرد کار تمام است و رهبری بهجهت فرماندهی میدان کمتر در انظار ظاهر شدند، عمال دشمن با تصویر حسن روحانی توییت میزدند، از او تعریف میکردند و در لفافه از آمدن حسن بعد از علی میگفتند؛ که البته امروز مجتبی و منتخب مردم ایران مشخص است.
پروژه کودتا در دیماه هم تست شد و رهبری شهید در وصف آن علنا فرمودند: «فتنه اخیر شبیه کودتا بود». در جنگ رمضان هم بار دیگر و این بار با انتحار دشمن و به شهادت رساندن رهبری این پروژه پی گرفته شد اما مردم مبعوث شدند و مشخصا آن کسی که ترامپ از او به عنوان گزینه مطلوب نام میبرد، به قدرت نرسید. برخی اعضای این جریان شکستخورده در داخل، به همین علت با مردم دشمن شدند و علنا به آنها توهین با کلیدواژه تندرو توهین کردند.
واعظی، رئیسدفتر روحانی، گفت: «تندروها همیشه از نام رهبری برای اختلافافکنی استفاده کردهاند»! و ابطحی، رئیس دفتر و معاون خاتمی گفت: «تندروها اگر مانند اوایل انقلاب ازچهارچوبها عبور کنند، حاکمیت با آنها درگیر خواهد شد»! و منتجبنیا، مشاور خاتمی نیزاین خط مشکوک را اینطور ادامه داد: «بالاخره باید روشن شود که فرمان تندروها به دست چه کسانی است»! و عباس عبدی که خود عضو شورای راهبری انتخاب کابینه و تدوین سیاستهای دولت پزشکیان بود و سهیم در سفرههای جمعشده مردم، همچنین به مردم مبعوث توهین کرد و گفت: «مردم موافق نظرات یک اقلیت رانتی از کف خیابان نیستند»!
ایران ونزوئلا نیست و نخواهد بود؛ چون مردمی مبعوث و هوشیار و رهبری مقتدر و حکیم دارد. و همانطور که ترامپ در ادامه یادآور شده، برخلاف ونزوئلا، برای اقدام نظامی علیه ایران «به تجهیزات سنگین و پرحجمی نیاز است»؛ که نتیجهاش هم البته شکست و التماس آتشبس از هفته دوم جنگ بود؛ حالا دیپلماسی باید متناسب با این قدرت و دست برتر کشور، رفتار و مطالبه کند؛ نه آنطور که ظهوریان، نماینده مجلس گفت: «رهبرانقلاب پس از خواندن گزارشات مذاکره اسلامآباد تاکید کردند که در دوم این مذاکرات شرکت نشود»؛ در این دوره تغییر نظم دنیا، نباید با مذاکره از موضع ضعف در عین توانایی برای کسب امتیاز در میدان و خیابان، سهم کشور را از نظم آینده دنیا به حداقل رساند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید