روایت خلاف و خطرناک آقای قالیباف از «فروش نفت»
سخنان اخیر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکرهکننده ایران، درباره اینکه «در طول قریب به پنجاهوچند روز، واقعاً یک بشکه نفت هم صادر نکردیم»، از منظر رسانهای و امنیتی نیازمند بازخوانی جدی است. اصل سخن او در گزارش ایرنا چنین آمده که ایران پس از برداشتهشدن محاصره، در کمتر از ۱۰ تا ۱۲ روز بیش از ۴۰ میلیون بشکه نفت صادر کرده، اما در دوره محاصره «یک بشکه» هم صادر نکرده است. مسئله اینجاست که چنین گزارهای، حتی اگر با هدف برجستهسازی دستاورد دیپلماسی بیان شده باشد، در میدان جنگ روایتها میتواند بهعنوان اعتراف به کارآمدی محاصره دریایی تفسیر شود.
نکته اول این است که فارغ از اینکه محاصره محصول آتش بس 19 فروردین است، دشمن دقیقاً از همین جنس گزارهها برای اصلاح محاسبات خود استفاده میکند. وقتی مقام ارشد ایرانی بگوید محاصره دریایی توانسته فروش نفت ایران را به صفر برساند، پیام ضمنی آن این است که اگر آمریکا یا ائتلاف ضدایرانی بار دیگر بخواهد ایران را تحت فشار قرار دهد، محاصره دریایی گزینهای مؤثر، کمهزینهتر از جنگ گسترده و پرفایدهتر از تحریم صرف است.
نکته دوم اینکه این روایت غلط افکار عمومی را به این سمت سوق میدهد که کشور بهدلیل بنبست کامل اقتصادی ناچار به توافق شده و این تصمیم نه از موضع تدبیر، بلکه از سر اضطرار بوده است. خطر بزرگتر آنجاست که تکرار چنین گزارههایی، علاوه بر فریب افکار عمومی، میتواند سایر مسئولان و تصمیمگیران را نیز دچار خطای محاسباتی کند و تصویر نادرستی از توان اقتصادی و ظرفیت مقاومت کشور در برابر فشار خارجی بسازد.
نکته سوم این است که گزاره «صفر شدن کامل صادرات نفت» با دادههایی که حتی در منابع داخلی ایران منتشر شده، سازگار نیست. ایسنا در ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، به نقل از ارزیابی تانکرتِرکِرز، گزارش داد که در زمان ادامه محاصره، فعالیت بارگیری و ارسال محموله از پایانههای نفتی ایران ادامه داشته و حدود ۴.۶ میلیون بشکه نفت در پایانههای اصلی صادراتی بارگیری شده و بهنظر میرسد چهار میلیون بشکه نیز از خط محاصره عبور کرده باشد. دنیای اقتصاد نیز در گزارشی با عنوان «صادرات نفت در محاصره دریایی» نوشت دادههای کپلر از کاهش صادرات حکایت دارد، نه توقف مطلق؛ این گزارش تصریح میکند که محمولههای ایران همچنان از روشهایی مانند انتقال کشتی به کشتی در جنوب شرق آسیا جابهجا میشوند و همین مسئله ردیابی حجم واقعی صادرات را دشوار میکند.
حتی گزارشهای دیگر داخلی نیز روایت «بنبست مطلق» را تضعیف میکنند. خبرفوری به نقل از دادههای ورتکسا و فایننشیالتایمز نوشت دستکم ۳۴ نفتکش از زمان اعمال محاصره آمریکا در ۱۳ آوریل آن را دور زدهاند و حداقل شش نفتکش حامل ۱۰.۷ میلیون بشکه نفت ایران از خلیج فارس خارج شدهاند. جامجم نیز به نقل از تانکرترکرز مدعی شد ایران در چهار روز نخست محاصره ۱۱ میلیون بشکه نفت صادر کرده است. ممکن است درباره عدد دقیق صادرات اختلاف وجود داشته باشد، اما همین اختلافها نشان میدهد تعبیر «حتی یک بشکه» بیش از آنکه گزارهای دقیق باشد، یک تعبیر سیاسی و رسانهای خطرناک است.
نکته چهارم این است که محاصره دریایی الزاماً مساوی با بنبست فروش نفت نیست. بر اساس راهکارهای مطرحشده از متخصصان حوزه فروش نفت، ایران در شرایط فشار میتواند از چند مسیر مکمل نظیر صادرات محدود زمینی از مسیر ترکیه، بهرهگیری از ظرفیت پاکستان برای دریافت نفت یا فرآورده، استفاده از کشتیهای چینی یا نفتکشهای با پرچم کشورهایی که توقیف آنها هزینه سیاسی بالایی برای آمریکا دارد، انتقال کشتی به کشتی، اختلاط نفت ایران با نفت عراق یا سایر محمولهها و فعالسازی مسیرهای ریلی و جادهای برای صادرات فرآورده یا حجمهای محدود نفت استفاده کند. این روشها شاید جایگزین کامل صادرات دریایی در مقیاس عادی نباشند، اما نشان میدهند محاصره دریایی «قفل مطلق» نیست؛ بلکه میدان جنگ لجستیک، بیمه، پول، پرچم کشتی، مسیر و اختفای تجاری است.
از سوی دیگر، خود توافقات پس از جنگ نشان میدهد عامل اصلی باز شدن مسیر فروش نفت صرفاً مذاکره نبود، بلکه ترکیب اقتدار میدانی و فشار متقابل ایران از مسیر ایستادگی بود. ترامپ در ۱۵ ژوئن اعلام کرد رفع محاصره بنادر ایران در چارچوب توافق و بازگشایی تنگه هرمز انجام میشود. فاکسنیوز نیز در ۱۷ ژوئن گزارش داد دولت آمریکا در تفاهم پیشنهادی، معافیت فوری برای صادرات نفت، فرآوردههای نفتی، خدمات بانکی، بیمه و حملونقل ایران را پذیرفته است. این یعنی دشمن وقتی ناچار به عقبنشینی شد که فهمید فشار یکطرفه هزینهمند شده است.
جمعبندی این است که مسئولان باید با مردم صادق باشند، اما صداقت یعنی روایت دقیق واقعیت، نه بیان جملاتی که به دشمن پالس ضعف بدهد و او را به تکرار فشار امیدوار کند. بله، محاصره دریایی فشار سنگینی به صادرات نفت وارد کرد، هزینه فروش را بالا برد و مسیرهای عادی را مختل ساخت؛ اما ایران بنبست مطلق نداشت و شبکه فروش، مسیرهای جایگزین و ظرفیتهای دورزدن محاصره همچنان فعال بود. در چنین موقعیتی، مسئولان باید هم واقعیت فشارها را بیپرده به مردم بگویند، هم با شجاعت پای منافع ملی بایستند و مراقب باشند یک جمله نادقیق، دستاورد مقاومت ملت را به سند موفقیت دشمن تبدیل نکند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید