امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:07

هدیه تنگه به آمریکا با برچسب «دستاورد»

مگر رفع محاصره تنها راه «فروش نفت» بود؟

در ارزیابی تفاهم‌نامه اخیر، یک اصل بنیادین نباید در هیاهوی تبلیغاتی گم شود: رفع محاصره دریایی زمانی «دستاورد راهبردی» است که هزینه آن متناسب باشد و هیچ مسیر جایگزینی برای تأمین منافع کشور باقی نمانده باشد.
رئیس محترم مجلس اعلام کرده‌اند که پیش از رفع محاصره، در طول ۵۰ تا ۶۰ روز «واقعاً یک بشکه نفت هم صادر نکرده بودیم». اما داده‌های بین‌المللی (رویترز، کپلر و ورتکسا) در می ۲۰۲۶ نشان می‌دهند که صادرات ایران، علیرغم افت شدید به محدوده ۲۰۰ تا ۲۶۰ هزار بشکه در روز، هرگز «صفر مطلق» نبوده است. فشار محاصره سنگین بود، اما سوال اصلی این است: آیا تنها راه، واگذاری اهرم تنگه هرمز بود یا می‌شد با فعال‌سازی مسیرهای جایگزین، هم صادرات را حفظ کرد و هم برگ برنده ژئوپلیتیک کشور را سوزاند؟
طبق گزارش‌های رسمی، عبور بدون هزینه از تنگه فقط برای ۶۰ روز پیش‌بینی شده و ایران باید ظرف ۳۰ روز موانع فنی را به وضعیت پیش از جنگ بازگرداند که این یعنی یک اهرم دائمی با یک گشایش موقت مبادله شود. در حالی که کارشناسان معتقدند راه‌حل‌ها صفر و یکی نبودند و حداقل ۶ مسیر موازی می‌توانست فشار را بشکند.
۶ راهکار راهبردی که معطل ماندند:
1 ترکیب نفت ایران ـ عراق:
استفاده از مدل‌های اختلاط، سوآپ، بازبرندسازی تجاری و قراردادهای تهاتری در بازار خاکستری. این مسیر می‌توانست فشار محاصره مستقیم بر بنادر ایران را کاهش دهد.
2 ظرفیت زمینی و پالایشی پاکستان:
پاکستان با ظرفیت پالایشی ۴۵۰ هزار بشکه‌ای، تشنه انرژی است. ایران می‌توانست از طریق تهاتر کالا، تسویه با ارزهای محلی و قراردادهای اضطراری کوتاه‌مدت، از ظرفیت همسایگی بهره ببرد.
3 بازتعریف کانال راهبردی چین:
انتقال ریسک انرژی به سطح چین و آمریکا از طریق قراردادهای بلندمدت تخفیفی، استفاده از ناوگان و بیمه غیرغربی، تسویه یوانی و پیش‌فروش هدفمند.
4 مدل خاکستری ترکیه:
ترکیه در سال ۲۰۲۴ روزانه ۶۰۴ هزار بشکه نفت وارد کرده و تجربه موفقی در پالایش و بازبرندسازی نفت تحریمی روسیه دارد. ایران می‌توانست از طریق حمل زمینی تا شمال‌غرب و قراردادهای پالایشی، بخشی از ارزی خود را تأمین کند.
5 عبور از خام‌فروشی به زنجیره فرآورده:
فرآورده‌های نفتی، میعانات، قیر و محصولات پتروشیمی تحریم‌پذیری و ردیابی به‌شدت دشوارتری نسبت به نفت خام دارند و بازارهای منطقه‌ای تشنه آن‌ها هستند.
6 شبکه مویرگی زمینی و ریلی:
اگرچه مسیرهای زمینی ظرفیت نفتکش‌های غول‌پیکر را ندارند، اما مزیت بزرگ آن‌ها این است که با یک نقطه فشار نظامی یا دریایی در تنگه هرمز از کار نمی‌افتند.
برآوردهای کارشناسی نشان می‌دهد ترکیب این مسیرها در کوتاه‌مدت ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار بشکه و در افق یک‌ساله تا ۸۰۰ هزار بشکه در روز ظرفیت صادراتی پایدار ایجاد می‌کرد.
از سوی دیگر، ناامنی هرمز قیمت جهانی نفت را بالا برده بود. در زمان گرانی نفت، ایران نیازی به صادرات با حجم سابق نداشت؛ فروش حجم کمتر با قیمت بالاتر می‌توانست کسری درآمد را جبران کند. قیمت نفت خود یک متغیر راهبردی به سود ایران بود، نه تهدیدی که با شتاب‌زدگی خنثی شود.
دیپلماسی وقتی ارزشمند است که پشتوانه میدان را نقد نکند، نه اینکه دستاوردهای میدان را نقدی خرج کند. نقد این تفاهم‌نامه، مخالفت با مذاکره یا بی‌توجهی به معیشت نیست؛ بلکه یک مطالبه ملی است. انتظار می‌رفت نهادهای تصمیم‌گیر به جای معرفی رفع محاصره به عنوان تنها راه، دستگاه‌های اجرایی را مکلف به فعال‌سازی زنجیره راهکارهای جایگزین می‌کردند. دیپلماسی باید ابزار افزایش قدرت ملی باشد، نه مسیری برای واگذاری اهرم‌هایی که دشمن از طریق جنگ نتوانست بدست بیاورد.

علی ملک زاده

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم