امروز: 1405/05/01 ساعت : 00:38

فارن پالیسی: آمریکا باید اقتدار ایران بر تنگه هرمز را بپذیرد

به نوشته فارن پالیسی، با وجود آنکه دونالد ترامپ در میانه ژوئن و همزمان با موافقت با یک یادداشت تفاهم با ایران وعده داده بود که به توافقی نهایی دست یابد که «صلح و امنیت را برای کل منطقه» به همراه داشته باشد، روند تحولات مسیر دیگری را طی کرد. مذاکرات متوقف شد، درگیری‌ها از سر گرفته شد، تحریم‌های آمریکا دوباره اعمال شد و حضور نظامی ایالات متحده در منطقه افزایش یافت. از نگاه این نشریه، شرایط بار دیگر به همان بن‌بستی بازگشته که تصور می‌شد پایان یافته است.
فارن پالیسی معتقد است اکنون این پرسش مطرح است که آیا ترامپ قادر خواهد بود صلحی را که وعده داده بود محقق کند یا خیر. این نشریه با استناد به تجربه تاریخی می‌نویسد روسای جمهور آمریکا معمولاً در پایان دادن به جنگ‌هایی که خود آغاز کرده‌اند موفق نبوده‌اند. به باور نویسنده، ترامپ نیز تنها در صورتی می‌تواند این روند را تغییر دهد که رویکردی عمل‌گرایانه‌تر در پیش بگیرد یا تحت فشار کنگره به سمت توافق حرکت کند؛ اما تحقق هر دو سناریو دشوار به نظر می‌رسد. از همین رو، احتمال بیشتری وجود دارد که رئیس‌جمهور بعدی آمریکا ناچار شود شکست این سیاست را بپذیرد و با ارائه امتیازهایی، زمینه دستیابی به توافقی را فراهم کند که دولت ترامپ از انجام آن بازمانده است.
این گزارش با مرور تجربه جنگ‌های گذشته آمریکا توضیح می‌دهد که رؤسای جمهور پس از آغاز یک جنگ، به دلیل ملاحظات سیاسی، روانی و اعتباری، تمایل چندانی به عقب‌نشینی ندارند. از دید نویسنده، پدیده‌هایی مانند «هزینه‌های از دست رفته» و نگرانی درباره اعتبار بین‌المللی، مانع تصمیم‌گیری مبتنی بر هزینه و فایده می‌شود و دولت‌ها را به ادامه جنگ برای دستیابی به نوعی پیروزی سوق می‌دهد. فارن پالیسی اضافه می‌کند که هنگامی که طرف مقابل کشوری مصمم مانند ایران باشد، نتیجه معمولاً ادامه بن‌بست تا پایان دوره ریاست‌جمهوری است.
این نشریه برای اثبات ادعای خود به نمونه‌های تاریخی اشاره می‌کند. به اعتقاد نویسنده، هری ترومن پس از بن‌بست جنگ کره، به دلیل نگرانی از پیامدهای داخلی و بین‌المللی، حاضر به انعطاف در مذاکرات آتش‌بس نشد و بدون دستیابی به معاهده صلح کاخ سفید را ترک کرد. همچنین لیندون جانسون پس از حمله تت در جنگ ویتنام، به دلیل دغدغه‌های مشابه، مواضع سختگیرانه‌ای در مذاکرات اتخاذ کرد و نتوانست جنگ را به پایان برساند. باراک اوباما نیز پس از ناکامی در پایان دادن به جنگ افغانستان، خروج کامل نیروهای آمریکایی را متوقف کرد، زیرا نگران بود متهم به «از دست دادن افغانستان» شود.
فارن پالیسی سپس این الگو را به وضعیت کنونی ایران تعمیم می‌دهد و می‌نویسد ترامپ نیز اکنون با همان مشکلات روبه‌رو است. به نوشته این نشریه، هزینه‌های این رویارویی برای آمریکا از منافع آن بیشتر شده و با توجه به کاهش اهمیت راهبردی خاورمیانه برای واشنگتن و تمرکز بر آسیا، ادامه این وضعیت توجیه چندانی ندارد. با این حال، ترامپ همانند رؤسای جمهور پیشین، خود را برای دستیابی به توافقی که آن را «پیروزی» تلقی کند، تحت فشار قرار داده است.
فارن پالیسی می‌نویسد ترامپ همچنان به دنبال توافقی است که از توافق هسته‌ای دوران اوباما بهتر جلوه کند؛ زیرا بارها برجام را توافقی «یک‌طرفه» توصیف کرده و خروج از آن را تصمیمی درست دانسته است. از نگاه نویسنده، اکنون او برای اثبات درستی تصمیم سال ۲۰۱۸ خود و سیاست فشار حداکثری، بیش از گذشته تحت فشار قرار دارد. این نشریه اضافه می‌کند که ترامپ همچنین می‌خواهد خود را رئیس‌جمهوری معرفی کند که توانسته خاورمیانه را به شکلی متفاوت از اسلافش تغییر دهد.
به نوشته فارن پالیسی، همین دغدغه‌های اعتباری موجب شد مذاکرات هفته‌ها به طول انجامد. نویسنده مدعی است ترامپ پس از کاهش اهرم‌های فشار خود، حاضر نبود توافقی را بپذیرد که از نظر سیاسی به ضررش تمام شود. بر همین اساس، او بارها به اطرافیانش گفته بود که به یک «پیروزی» نیاز دارد؛ از جمله گسترش توافق‌های منطقه‌ای یا کسب امتیازهای مهم از ایران. این گزارش همچنین مدعی است که ترامپ حتی پیش‌نویسی را که مورد توافق مذاکره‌کنندگان قرار گرفته بود، به دلیل شباهت آن با برخی مفاد توافق هسته‌ای اوباما رد کرد.
فارن پالیسی تأکید می‌کند که جنگ‌های بن‌بست‌خورده آمریکا در نهایت پایان می‌یابند، اما معمولاً این پایان توسط رئیس‌جمهوری رقم می‌خورد که آغازکننده جنگ نبوده است. به اعتقاد نویسنده، جانشینان آزادی عمل بیشتری برای پذیرش شکست، تغییر مسیر و تنظیم شرایط مذاکرات دارند؛ زیرا خود را مسئول آغاز درگیری نمی‌دانند. این نشریه به پایان جنگ افغانستان اشاره می‌کند و آن را نمونه‌ای از این الگو می‌داند.
در ادامه گزارش آمده است که هرچند ترامپ در برخی موارد، از جمله پایان دادن به عملیات علیه حوثی‌ها یا خودداری از ورود نیروهای زمینی آمریکا به جنگ، برخلاف انتظار عمل کرده، اما در پرونده ایران شخصاً سرمایه‌گذاری سیاسی بیشتری انجام داده و به همین دلیل احتمال تغییر مسیر او کمتر است. فارن پالیسی همچنین روند تصمیم‌گیری امنیت ملی در دولت ترامپ را ضعیف ارزیابی کرده و معتقد است نظارت کافی بر تصمیمات او وجود ندارد.
این گزارش در پایان می‌نویسد مؤثرترین راه برای کاهش تنش در کوتاه‌مدت، افزایش فشار کنگره بر دولت آمریکا است. به اعتقاد نویسنده، هرچند کنگره احتمالاً قادر به متوقف کردن کامل جنگ نخواهد بود، اما می‌تواند با نظارت بیشتر، محدود کردن بودجه و ایجاد موانع قانونی، دولت را به سمت مذاکرات سوق دهد و از تشدید درگیری جلوگیری کند.
فارن پالیسی در جمع‌بندی خود پیش‌بینی می‌کند که ترامپ احتمالاً بدون دستیابی به توافق صلح از کاخ سفید خارج خواهد شد و این رئیس‌جمهور بعدی آمریکا خواهد بود که ناچار می‌شود شکست این سیاست را بپذیرد، زمینه توافق با ایران را فراهم کند و با اتخاذ رویکردی عمل‌گرایانه، به درگیری پایان دهد. نویسنده معتقد است چنین رویکردی مستلزم پذیرش برخی خطوط قرمز ایران از جمله موضوع غنی‌سازی اورانیوم و برخی واقعیت‌های میدانی در منطقه خواهد بود؛ امتیازاتی که هرچند برای واشنگتن خوشایند نیست، اما از نگاه فارن پالیسی، نتیجه اجتناب‌ناپذیر شکست در جنگی است که اساساً نباید آغاز می‌شد.

محمد ابراهیمی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم