امروز: 1405/04/31 ساعت : 04:59

خطای محاسباتی مـانـع تحقـق فتـح الـهی

روز سه‌شنبه ۳۰ تیرماه، دکتر سعید جلیلی نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت، در صد و چهل و نهمین جلسه از سلسله جلسات حکمت سیاسی اسلام در قرآن به تحلیل علل تاکید امام شهید بر قرائت سوره فتح و تبیین نگاه قرآن به خطای محاسباتی در جامعه اسلامی پرداخت.
در سوره مبارکه فتح، قرآن کریم تصویری روشن از صفوف و جریان‌های جامعه دینی، در شرایط خاص ارائه می‌دهد؛ مومنان، منافقین، مخلّفین.
اگر در شناخت انسان، تعریف انسان یا توصیه‌هایی که برای انسان ارائه می‌شود دچار خطا شویم، طبیعی است که همه مراحل بعدی نیز بر همان خطا بنا خواهد شد. اما گاهی ممکن است کسی بگوید ما که در این مبانی دینی اختلافی نداریم؛ ما مؤمن هستیم، به قرآن ایمان داریم، انسان را همان‌گونه که قرآن معرفی کرده می‌شناسیم، سعادت را همان می‌دانیم که اسلام بیان کرده و در همین چارچوب حرکت می‌کنیم. اما سوال اساسی اسن اشت که در این چارچوب ایمانی چگونه دچار خطای محاسباتی نشویم؟ این همان مسئله‌ای است که سوره مبارکه فتح با ظرافت و دقت به آن می‌پردازد.
یکی از سؤال‌هایی که گاهی مطرح می‌شود این است که اگر ما برای رسیدن به سعادت و تحقق وعده‌های الهی مسلمان شده‌ایم، پس این وعده‌ها کجاست؟ اگر خدا وعده نصرت داده، پس چرا آن را نمی‌بینیم؟ این تردیدها حتی در میان سپاهیان پیامبر اکرم(ص) نیز وجود داشت. قرآن در آیه ۱۲ سوره احزاب نقل می‌کند که برخی می‌گفتند: مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا. خدا و پیامبرش جز به فریب، ما را وعده [پیروزی] نداده اند!. از همین‌جا اهمیت بحث روشن می‌شود. اگر مکتبی از فتح، پیروزی، گشایش و رستگاری سخن می‌گوید، باید مسیر رسیدن به آن را نیز به‌درستی تبیین کند.
خداوند در آغاز سوره فتح می‌فرماید: «إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا» و و سپس می‌فرماید: «وَيَنصُرَكَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا» یعنی خداوند برای تو فتحی آشکار و نصرتی عزتمند قرار داده است. قرآن تنها وعده پیروزی نمی‌دهد؛ بلکه مسیر تحقق این پیروزی را نیز ترسیم می‌کند تا روشن شود که فتح چگونه به دست می‌آید و موفقیت بر چه اساسی شکل می‌گیرد. این مسئله تنها به سوره فتح اختصاص ندارد. در سوره مائده نیز، آنجا که سخن از تحقق فتح الهی است و می‌فرماید «أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ»، مرحوم علامه طباطبایی توضیح می‌دهند که مقصود از این تعبیر، احتمال و «شاید» نیست؛ بلکه تحقق و وقوع فتح الهی است.
اما پیش از تحقق فتح الهی، قرآن مقدماتی را بیان می‌کند؛ برای نمونه، می‌فرماید با معیارهای جاهلی نمی‌توان به پیروزی الهی رسید؛ با «حکم الجاهلیة» نمی‌توان انتظار فتح داشت. یا در جایی دیگر در سوره مائده(۵)، خطاب به مؤمنان می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ». یهود و نصاری را سرپرستان و دوستان خود مگیرید. پیام این رهنمودهای قرآنی روشن است؛ سنت الهی آن نیست که انسان هر رفتاری داشته باشد و هر تصمیمی بگیرد، اما در نهایت انتظار پیروزی نیز داشته باشد. فتح الهی قانون و ضابطه دارد.
یکی از مهم‌ترین این ضوابط، این است که انسان در محاسبات خود دچار خطا نشود؛ یعنی عقل، کانون اندیشه و نظام تصمیم‌گیری او درست عمل کند. اگر این دستگاه محاسباتی دچار اختلال شود، نباید انتظار داشت که نتیجه آن، پیروزی باشد.
قرآن بارها رفتار کسانی را که در درون جبهه حق حضور دارند، اما دچار خطای محاسباتی می‌شوند، تحلیل می‌کند. در همین زمینه، قرآن در سوره مائده(۵۲) تعبیرهای روشنگرانه‌ای دارد؛ کسانی که در دل هایشان بیماری [دورویی] است، می بینی که در دوستی با یهود و نصاری شتاب می ورزند و [بر پایه خیال باطلشان که مبادا اسلام و مسلمانان تکیه گاه استواری نباشند] می گویند: می ترسیم آسیب و گزند ناگواری به ما برسد.
در قرآن، قلب صرفاً به معنای احساسات نیست، بلکه کانون تعقل، تفکر و تصمیم‌گیری انسان است. از همین رو در سوره ق(۳۷) می‌فرماید: «إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ». بی تردید در سرگذشت پیشینیان مایه پند و عبرتی است برای کسی که نیروی تعقّل دارد. این تعبیر نشان می‌دهد که از نگاه قرآن، قلب ابزار تعقل است. بنابراین اگر این مرکز دچار آسیب شود، انسان دیگر نمی‌تواند درست بیندیشد و طبیعی است که تصمیم‌های نادرست بگیرد(«فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ»). کسی که بدون تعقل صحیح حرکت کند، نباید انتظار فتح و پیروزی داشته باشد.
در سوره فتح نیز همین منطق دنبال می‌شود. این سوره، که تنها سه صفحه است، به‌روشنی توضیح می‌دهد چرا برخی افراد از فتح و پیروزی محروم می‌شوند. در آیه ششم، درباره منافقان می‌فرماید: «الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ» مشکل آنان این است که نسبت به خدا دچار بدگمانی و محاسبه غلط هستند.
در نگاه قرآن، اگر کسی گرفتار خطای محاسباتی شود، نتیجه‌ای جز همان چیزی که از آن می‌ترسید، نصیبش نخواهد شد. از همین رو درباره همان افراد در سوره فتح می‌فرماید: «عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ» یعنی از بیم همان چیزی که گردش داشتند، گریبان خودشان را خواهد گرفت.
قرآن از گروه دیگری سخن می‌گوید که از آن‌ها با عنوان «مخلّفون» یاد می‌کند. درباره آنان می‌فرماید: «یقولون بألسنتهم ما لیس فی قلوبهم»؛ چیزهایی بر زبان می‌آورند که با آنچه در دل دارند، هماهنگ نیست. گویی دچار نوعی اغتشاش و آشفتگی درونی‌اند. این گروه نیز به مانند منافقین، گمان‌های نادرست نسبت به خدا دارند اما منافق نیستند. بلکه جزو مخلّفون‌اند؛ کسانی که دچار تأخیر و جاماندگی می‌شوند. حرکتشان دیر آغاز می‌شود، چون همواره در تردیدند: برویم یا نرویم؟ درست است یا غلط؟ و سرانجام به دلیل همین خطای محاسباتی، تصمیم می‌گیرند که فعلاً وارد میدان نشوند. قرآن درباره آنان می‌فرماید: «بل ظننتم أن لن ینقلب الرسول والمؤمنون إلى أهلیهم أبداً»؛ دچار این خطای محاسباتی شدند که گمان کردند پیامبر و مؤمنان هرگز سالم به خانواده‌های خود بازنخواهند گشت. یعنی می‌گویند معلوم نیست این مسیر به نتیجه برسد؛ چرا خودمان را درگیر کنیم؟ بگذاریم دیگران بروند.
نکته مهم اینجاست که مخلّفون تنها دچار خطای محاسباتی نمی‌شوند، بلکه همان خطا را توجیه و بزک هم می‌کنند. می‌گویند نه، اتفاقاً همین تحلیل درست است. قرآن می‌فرماید: «وزُیّن ذلک فی قلوبکم»؛ این پندار در دل‌هایشان آراسته شده است. بارها یک مسیر اشتباه را پیشنهاد می‌کنند، نتیجه نمی‌دهد، اما باز همان را تکرار می‌کنند. این همان تحجر است.
تحجر یعنی چه؟ یعنی برای یک مسئله، پاسخی غلط بدهید؛ بعد تجربه، استدلال و عقل نشان دهد که آن پاسخ اشتباه بوده است، اما دوباره همان پاسخ را تکرار کنید؛ انگار نه انگار که بارها نادرستی آن ثابت شده است. این یعنی خطای محاسباتی، آن هم همراه با بزک کردن و افتخار کردن به همان خطا. بدترین نوع تحجر همین است.
قرآن درباره این افراد می‌فرماید: «یریدون أن یبدلوا کلام الله». یعنی چون خطای محاسباتی‌شان در نظر خودشان آراسته شده، به جای آنکه مسیر خود را اصلاح کنند، می‌خواهند حقیقت را تغییر دهند. گاها روزنامه کیهان به طنز درباره انتظارات این افراد می‌نویسد: «راه راست به سمت ما منحرف شده است.» یعنی به جای اینکه خودشان اشتباهشان را بپذیرند، می‌گویند دیگران باید خود را با ما تطبیق دهند.
نمونه آن را در همین سال گذشته و پس از جنگ دوازده‌روزه دیدید. کسانی که حدود بیست سال می‌گفتند اگر مسیر مذاکره را برویم، مشکلات حل می‌شود؛ یک بار آن مسیر را رفتند، [برجام] سال‌ها ادامه یافت، خسارت‌های سنگینی به بار آورد و نتیجه‌ای هم حاصل نشد. اما دیدیم این گروه دوباره همان نسخه را برای کشور تجویز کردند؛ گفتند راه‌حل، مذاکره است. اما این بار آمریکا به جای پایبندی به مذاکره، بر سر میز مذاکره حمله و بمباران کرد. اما پس از جنگ دوازده‌روزه، باز هم به صراحت گفتند باید پارادایم را عوض کنید. در حالی که این جنگ، نتیجه همان روندی بود که خودشان تجویز کرده بودند. با این حال، باز هم همان سخن را تکرار کردند.
سال گذشته زمانی‌که این موضوع را مطرح کردند، همان موقع در یکی از جلسات حکمت سیاسی که با هم صحبت می‌کردیم، گفتیم؛ این ماجرا یک شباهت به ماجرای «گوساله سامری» است. همان موقع عده‌ای ناراحت شدند و گفتند این حرف‌ها چیست؟ اما دوباره همان مسیر دنبال شد، دوباره جنگ پیش آمد و باز هم همان تحلیل‌ها تکرار شد. چرا؟ چون «زُیّن ذلک فی قلوبکم»؛ چون آن خطا در دلشان زیبا جلوه کرده است. خیال می‌کنند مسیر بسیار درستی است، باید آن را بزک کرد، برایش تیتر زد و مرتب آن را تکرار کرد اما حقیقت با بزک رسانه‌ای، تیتر یک و تیتر دو، یا فضاسازی تبلیغاتی تغییر نمی‌کند.
این گروه گاهی نسخه شکست‌خورده خود را هم به‌عنوان نسخه موفقیت تجویز می‌کنند. بعد هم به کلام خدا استناد می‌کنند؛ «تَحْسُدُونَنَا»؛ یعنی می‌گویند شما موفقیت‌های ما را نمی‌بینید و از پیشرفت ما حسادت می‌کنید. قرآن درباره این گروه می‌فرماید: «بَلْ كَانُوا لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًا»؛ یعنی اهل تفقه و فهم عمیق نیستند. این همان چیزی است که امروز از آن به خطای محاسباتی تعبیر می‌کنیم.
قرآن می‌گوید اگر پیروزی را می‌خواهید، نمی‌شود کسانی که «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» هستند یا «يُسَارِعُونَ فِيهِمْ» و در مسیرهای نادرست شتاب می‌کنند، انتظار داشته باشند که نتیجه مطلوب به دست آید و بعد بپرسند چرا پیروزی حاصل نشد.
از همین رو، قرآن یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی را قلبی می‌داند که انسان بتواند با آن تعقل کند؛ قلبی که او را از مسیرهای غلط باز دارد. اگر این نعمت از کار بیفتد، انسان گرفتار خطای محاسباتی می‌شود. مرحوم علامه طباطبایی این مسئله را به‌تفصیل توضیح می‌دهند که چگونه قلب انسان دچار خطا می‌شود. معمولاً وقتی سخن از قلب، بیماری قلب، حجاب قلب یا آلودگی نفس به میان می‌آید، ذهن‌ها به مسائل فردی و اخلاقی می‌رود؛ اما بحث ما در اینجا مسائل اجتماعی و سیاسی است.
وقتی می‌خواهیم تحلیل کنیم که چرا در یک جنگ به پیروزی نرسیدیم، چرا پس از اتکال به خدا و رسول، فشارها بر ما افزایش یافت یا چرا فتنه‌ای در جامعه شکل گرفت، قرآن پاسخ می‌دهد که ریشه بسیاری از این فتنه‌ها در «کسانی است که در دل‌هایشان بیماری است».
رهبر شهید فرمودند، باید سوره فتح را بخوانیم، هدف آن است که راه رسیدن به پیروزی را بشناسیم. پیروزی تنها از مسیر صحیح به دست می‌آید؛ از سلامت قلب، از درست اندیشیدن، درست تعقل کردن و درست تصمیم گرفتن. از همین روست که قرآن در بیان سرانجام نیک انسان می‌فرماید: «يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ». کسی که با قلب سلیم به پیشگاه الهی می‌آید، همان کسی است که می‌تواند مسیر درست را تشخیص دهد و آن را ادامه دهد.
وجه اشتراک مخلّفون با منافقان چیست؟ در واقع منافقان مرحله شدیدتری از “فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ” را طی کرده‌اند. درباره آنان، قرآن تنها از «بیماری قلب» سخن نمی‌گوید، بلکه نشان می‌دهد که قلب آنان مرده است. این یعنی اگر بیماری قلب درمان نشود می‌توان به مرحله نفاق برسد که در آن قلب او دیگر توان تشخیص حق و تصمیم‌گیری صحیح را نداشته باشد. البته این وضعیت درجات مختلفی دارد و به تدریج شدت پیدا می‌کند.
قرآن خود، راه علاج را بیان کرده است. یکی از مهم‌ترین کارکردهای قرآن همین هدایت انسان و بیرون آوردن او از خطاهای محاسباتی است. اگر این بیماری در عرصه تصمیم‌گیری انسان پدید آمد، به‌ویژه در مسائل مهم اجتماعی و سیاسی که سرنوشت یک ملت، یک کشور، یک منطقه و حتی جامعه بشری را تحت تأثیر قرار می‌دهد، قرآن آمده است تا انسان را از این خطاها نجات دهد و راه درمان را به او نشان دهد.
در همین سوره فتح، که رهبر شهید بر خواندن آن تأکید داشتند، می‌فرماید: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ». اوست که آرامش را در دل های مؤمنان نازل کرد. نقطه مقابل «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ»، نزول «سکینه» در دل‌های مؤمنان است. سکینه چیست؟ این آرامش الهی همان بستری است که انسان در آن درست تعقل می‌کند، دچار خطای محاسباتی نمی‌شود، گرفتار تردید و اضطراب نمی‌گردد و تصمیم‌های او بر پایه ثبات و اطمینان شکل می‌گیرد. هرچه سکینه الهی در قلب انسان بیشتر نازل شود، باور او به حقیقت نیز قوی‌تر و استوارتر می‌شود.
چگونه دچار خطای محاسباتی، فتنه و لغزش نشویم؟ پاسخ قرآن این است که محور همه اینها ایمان است؛ «لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ». مرحوم علامه طباطبایی در ذیل همین آیه می‌فرمایند؛ ایمان صرف دانستن و آگاهی نیست. ممکن است انسان حقیقتی را بشناسد و آن را درست بداند، اما این به تنهایی ایمان نیست. ایمان زمانی تحقق پیدا می‌کند که علم با التزام همراه شود؛ یعنی انسان خود را نسبت به آن حقیقت متعهد بداند و بر اساس آن عمل کند.
قرآن در عرصه اجتماعی و سیاسی شاخص ایمان را تنها اعتقاد ذهنی نمی‌داند. در همین مورد می‌فرماید(سوره نسا ۶۵): «فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ»، قسم یاد می‌کند که این افراد مؤمن نیستند مگر انسان پیامبر را مرجع داوری و حکم قرار دهد.
اگر قلب انسان جایگاه سکینه الهی شد، همان‌گونه که قرآن می‌فرماید: «أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ»، نتیجه آن این است که «لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ»؛ یعنی این آرامش الهی باعث می‌شود انسان در عمل نیز بیش از گذشته به الزامات ایمان پایبند شود. در همین ۱۴۰ روز اخیر، توفیقی که خداوند به این ملت عطا کرد، سبب شد ایمان بسیاری از مردم نه تنها کاهش پیدا نکند، بلکه هر روز از روز قبل عمیق‌تر و مستحکم‌تر شود. این همان قلب سالم و سلیمی است که خداوند به آن سکینه عطا می‌کند. امروز بسیاری از مردم نسبت به روز نخست، با باور و اعتقاد بیشتری در میدان حضور دارند. این تفاوت ایمان با صرف دانستن است.
آیات پایانی سوره فتح، الگوی یک کنش سیاسی و اجتماعی را ترسیم می‌کند. این گسترش، صرفاً محصول یک تشکیلات حزبی یا سازمانی نیست. قرآن می‌فرماید این حرکت به گونه‌ای است که هر مؤمن می‌تواند منشأ رویش مؤمنی دیگر باشد. همانند گیاهی که از کنار خود جوانه‌ای تازه پدید می‌آورد: «کزرع أخرج شطأه فآزره فاستغلظ فاستوى على سوقه». چون این جریان بر مبنای صحیح، سکینه الهی و ثبات قدم استوار است و از بیماری قلبی و خطای محاسباتی به دور است، پیوسته رشد می‌کند و تکثیر می‌شود. نمونه‌های آن را می‌توان در یمن، عراق و لبنان مشاهده کرد که هر یک بر همین مبنا رشد کرده‌اند، استحکام یافته‌اند و بر پای خود ایستاده‌اند.
در ادامه اشاره قرآن به رفتار گروه مخلّفون می‌فرماید آنها می‌خواهند مسیر جامعه را تغییر دهند. می‌گویند ما هم باید در این حرکت حضور داشته باشیم، اما در واقع قصد دارند کلام خدا را تغییر دهند.: «يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلَامَ اللَّهِ»(سوره فتح ۱۵). یعنی به جای همراهی با همان مسیر الهی، می‌خواهند اصل مسیر را عوض کنند و به تعبیر امروز، پارادایم حرکت را تغییر دهند. پاسخ قرآن روشن است: «قُلْ لَنْ تَتَّبِعُونَا كَذَلِكُمْ قَالَ اللَّهُ مِنْ قَبْلُ». اما آنان در پاسخ می‌گویند: «بَلْ تَحْسُدُونَنَا»؛ یعنی شما حسادت می‌کنید و نمی‌خواهید ما وارد این مسیر شویم. قرآن ریشه این سخن را نیز بیان می‌کند: «بَلْ كَانُوا لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًا»؛ مشکل آنان کمبود فهم و تفقه است. قدرت تحلیل صحیح ندارند و نمی‌توانند تشخیص دهند که در چنین شرایطی چه تصمیمی درست است.
قرآن این خطای محاسباتی را تنها به یک اشتباه فکری محدود نمی‌کند، بلکه از ریشه‌های آن نیز سخن می‌گوید و از حمیت جاهلی و تعصب نادرست یاد می‌کند؛ همان حالتی که انسان بر یک سخن یا مسیر غلط اصرار می‌ورزد، حتی وقتی بارها نادرستی آن آشکار شده است. در روایتی از امام سجاد علیه‌السلام نیز آمده است که اگر کسی حتی به اندازه دانه‌ای خردل از این عصبیت جاهلی در وجود خود داشته باشد، گرفتار همان روحیه جاهلیت خواهد شد؛ یعنی وقتی روشن شد راهی خطاست، باز هم تنها از روی تعصب بر همان راه اصرار می‌کند و حاضر نیست آن را اصلاح کند.
سوره فتح حوادث، صف‌بندی‌ها را در جامعه اسلامی روشن و آشکار می‌سازد و حق و باطل را از یکدیگر متمایز می‌کند. خداوند در این سوره می‌فرماید: «لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا…»؛ یعنی هنگامی که این صف‌بندی‌ها کاملاً روشن شود و حق از باطل جدا گردد، سنت‌های الهی درباره کافران به طور کامل جاری خواهد شد.
امروز نیز می‌توان این حقیقت را در صحنه جهانی مشاهده کرد. در مقیاسی گسترده‌تر، یک جبهه حق و جبهه مقاومت در برابر جبهه باطل در حال شکل‌گیری است. در مقابل آن نیز کسانی قرار دارند که رسماً در جبهه باطل هستند و گروهی دیگر نیز میان این دو جبهه قرار گرفته‌اند. به تدریج این صف‌بندی‌ها روشن‌تر و آشکارتر می‌شود.

عصر ایرانیان

روزنامه عصر ایرانیان به صورت منظم و ۱۷ سال در حال انتشار و تولید محتوا در جبهه انقلاب به صورت مستمر و بی وقفه است

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم