نویسنده: محمد مهدی اکبرزاده – استان آذربایجان شرقی شهر تبریز
دوران پساجنگ را نباید صرفاً دورهای برای جبران خسارتها و بازسازی زیرساختهای آسیبدیده دانست. این دوره میتواند فرصتی برای بازآرایی اقتصاد کشور، افزایش تولید، توسعه صادرات، ایجاد اشتغال و کاهش وابستگی به واردات باشد. در این میان، استانهایی که از ظرفیتهای صنعتی، انسانی، تجاری و جغرافیایی برخوردارند، میتوانند نقشی فراتر از یک واحد استانی در بازسازی و تقویت اقتصاد ملی ایفا کنند.
آذربایجان شرقی و بهویژه شهر تبریز از جمله مناطقی هستند که چنین ظرفیتی را در اختیار دارند. تبریز سابقهای طولانی در صنعت و تجارت دارد و آذربایجان شرقی بهطور همزمان از ظرفیتهای صنعتی، معدنی، کشاورزی، دانشگاهی، تجاری و مرزی برخوردار است. بنابراین میتوان برای این استان یک مأموریت مشخص تعریف کرد: تبدیل آذربایجان شرقی به یکی از پیشرانهای تولید، صادرات و بازسازی اقتصادی کشور در دوران پساجنگ.
تبریز؛ پایگاه بازسازی صنعتی کشور
یکی از مهمترین مزیتهای تبریز، برخورداری از زیرساخت صنعتی و نیروی انسانی متخصص است. صنایع ماشینسازی، قطعهسازی، فولاد، صنایع غذایی، دارویی، شیمیایی، چرم و کفش و بسیاری از صنایع دیگر در این منطقه سابقه فعالیت دارند.
در دوران پساجنگ، کشور به حجم قابل توجهی از ماشینآلات، تجهیزات، قطعات، مصالح و خدمات فنی و مهندسی نیاز خواهد داشت. اگر این نیاز صرفاً از طریق واردات تأمین شود، منابع ارزی کشور خارج خواهد شد؛ اما اگر بخشی از تقاضای بازسازی به ظرفیتهای صنعتی داخلی، بهویژه صنایع آذربایجان شرقی، متصل شود، بازسازی میتواند به موتور احیای تولید تبدیل شود.
بنابراین نوسازی صنایع تبریز، تأمین سرمایه در گردش و حمایت از تولیدکنندگان تجهیزات میتواند همزمان موجب افزایش تولید، ایجاد اشتغال و کاهش وابستگی به واردات شود.
تبدیل تبریز به هاب صادرات شمالغرب
موقعیت جغرافیایی آذربایجان شرقی یک مزیت مهم دیگر است. نزدیکی به ترکیه، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و بازارهای منطقه، امکان توسعه تجارت خارجی را فراهم کرده است.
این ظرفیت در آمار صادرات استان نیز دیده میشود. در ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۴، صادرات از گمرکات آذربایجان شرقی به حدود ۱.۴۷ میلیارد دلار رسید.
هدف آینده باید این باشد که تبریز از یک صادرکننده صرف محصولات استان به هاب صادرات شمالغرب ایران تبدیل شود. برای تحقق این هدف، توسعه راهآهن، جادهها، پایانههای صادراتی، مراکز لجستیک، انبارهای استاندارد و تسهیل فرآیندهای گمرکی اهمیت زیادی دارد.
ارس؛ پل ارتباطی ایران با بازارهای منطقه
منطقه آزاد ارس میتواند مکمل ظرفیت صنعتی و تجاری تبریز باشد. به جای آنکه مناطق آزاد عمدتاً به واردات کالاهای مصرفی وابسته باشند، باید به سمت تولید صادراتمحور حرکت کنند.
میتوان یک زنجیره اقتصادی میان تبریز و ارس ایجاد کرد: طراحی، فناوری و تولید در تبریز و سایر نقاط استان، تکمیل زنجیره و فرآوری، و سپس لجستیک و صادرات از ارس.
چنین مدلی میتواند آذربایجان شرقی را به یکی از مسیرهای اصلی ورود کالاهای ایرانی به بازارهای قفقاز، ترکیه و سایر کشورهای منطقه تبدیل کند.
کشاورزی؛ از خامفروشی تا ارزش افزوده
آذربایجان شرقی در کنار صنعت، ظرفیت مهمی در کشاورزی و صنایع غذایی دارد. محصولات باغی، خشکبار، انگور، کشمش، عسل و سایر محصولات کشاورزی استان میتوانند سهم بیشتری در صادرات غیرنفتی کشور داشته باشند.
با این حال، افزایش ارزش اقتصادی این بخش نیازمند عبور از خامفروشی است. توسعه صنایع تبدیلی، بستهبندی، برندینگ، سردخانه و زنجیره حملونقل میتواند ارزش محصولات را افزایش دهد.
استان در حال حاضر نیز ظرفیت قابل توجهی در صنایع تبدیلی و غذایی دارد؛ بنابراین سیاست پساجنگ باید به جای توسعه صرف تولید، بر تکمیل زنجیره ارزش و صادرات محصولات نهایی متمرکز شود.
معدن؛ حرکت به سمت صنایع پاییندستی
وجود ذخایر معدنی مهم، بهویژه مس سونگون، از دیگر مزیتهای استراتژیک استان است. اما استخراج و فروش مواد اولیه نمیتواند بیشترین ارزش اقتصادی را برای کشور ایجاد کند.
راهبرد مطلوب آن است که زنجیره استخراج، فرآوری، صنایع پاییندستی، تولید محصول نهایی و صادرات در داخل کشور و تا حد امکان در استان تکمیل شود.
این سیاست علاوه بر افزایش ارزش افزوده، میتواند موجب ایجاد صنایع جدید، اشتغال متخصصان و توسعه فناوری شود.
دانشگاه و سرمایه انسانی؛ ظرفیت کمتر دیدهشده
تبریز از نیروی انسانی متخصص، دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان برخوردار است. این ظرفیت میتواند در دوران پساجنگ به حل مسائل واقعی کشور اختصاص یابد.
کاهش مصرف انرژی صنایع، مدیریت آب، هوشمندسازی تولید، توسعه انرژیهای نو، بهبود حملونقل و تولید تجهیزات مورد نیاز کشور میتواند به پروژههای مشترک میان دانشگاه و صنعت تبدیل شود.
در این صورت، دانشگاه از یک نهاد صرفاً آموزشی به مرکز حل مسائل اقتصادی و صنعتی کشور تبدیل خواهد شد.
برای استفاده واقعی از این ظرفیتها، پیشنهاد میشود برنامهای با عنوان «برنامه جهش اقتصادی آذربایجان شرقی در دوران پساجنگ» تدوین شود. این برنامه باید بر چند محور مشخص استوار باشد: نوسازی صنایع مادر تبریز، افزایش صادرات غیرنفتی، تبدیل تبریز به هاب لجستیکی و صادراتی شمالغرب، تکمیل زنجیره معدن، توسعه صنایع غذایی و کشاورزی صادراتمحور، تقویت منطقه آزاد ارس و پیوند دانشگاه با صنعت.
در نهایت، آذربایجان شرقی نباید صرفاً بهعنوان استانی که نیازمند حمایت دولت است دیده شود؛ بلکه میتواند بخشی از راهحل مشکلات اقتصادی کشور باشد.
اگر صنعت تبریز به نیازهای بازسازی کشور متصل شود، کشاورزی به صنایع تبدیلی و صادرات، معدن به صنایع پاییندستی، دانشگاه به حل مسائل صنعت و ارس به شبکه تجارت منطقهای، آذربایجان شرقی میتواند در دوران پساجنگ به یکی از موتورهای تولید، اشتغال و ارزآوری ایران تبدیل شود.
بنابراین توسعه تبریز و آذربایجان شرقی صرفاً یک مطالبه منطقهای نیست؛ سرمایهگذاری بر ظرفیتهای این استان میتواند بخشی از یک راهبرد ملی برای بازسازی، افزایش تابآوری و بهبود وضعیت اقتصادی ایران باشد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید