«دشمن قسمخوردهی این ملّت، سعی میکند اینطور القاء کند که مسیر پیشرفت از تبعیّت از او و خواستههای نابجایش میگذرد»؛ دشمنِ نفسبریده در میدان، ذخایر به وضعیت بحرانی رسیده موشکهای خود را با ساخت روایتهای ضعف از ایران جایگزین میکند؛ در داخل نیز برخی به جای پدافند، این پازل او را طوری تکمیل میکنند که حتی توسط ترامپ و زیردستان بازنشر میشود. «ضعف، نیازمند برجستهسازی نیست؛ نیازمند برنامهریزی و اقدام است»؛ در همین راستا اظهارات اخیر دو مسئول مستقیم طیور و مرغداران، حائز اهمیت است که مشترکا مدعی شدند: «محاصره دریایی، یک شوی رسانهای است و هیچ خللی در تولید ایجاد نکرده»؛ اظهاراتی که به نوبه خود، ناقض ادعای برخی مسئولین هستند که جنگ را بهانه ناکارآمدی میکنند.
مشکل اقتصادی را باید دید، اما منشأ آن را نیز باید درست تشخیص داد. اگر تولیدکنندهای که مستقیماً در خط مقدم تأمین کالای اساسی ایستاده، میگوید محاصره دریایی خللی در تولید ایجاد نکرده، نمیتوان هر گرانی، کمبود یا فشار اقتصادی را به جنگ نسبت داد و از کنار ضعفهای مدیریتی و سیاستهای داخلی گذشت. جنگ نباید به پوششی برای توجیه ناکارآمدی تبدیل شود.
این مسئله در اظهارات برخی مسئولان بیشتر خود را نشان میدهد؛ رسولی، مشاور قالیباف، گفته بود: «ما خونخواه رهبرمان هستیم امّا پوشکی که من برای بچهم قبل جنگ میخریدم ۳۶۰ تومن، امروز شده ۸۶۵ تومن!!!»؛ قالیباف، رئیس مجلس و سرتیم هیئت مذاکره کننده، گفته است: «اگه مردم گرسنه باشن دوام نمی آوریم»؛ پزشکیان، رئیس جمهور: «گرانی طبیعی است، جنگ شده، زدن، پول نداریم» و همتی: «فروش نفت ما صفر شده!»
بیان مشکلات و مطالبه حل آنها، وظیفه مسئولان است؛ اما تبدیل هر مشکل به نشانهای از ناتوانی کشور، آن هم در میانه جنگ، مسئله دیگری است. این همان هشدار صریح است که «گاه بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیّه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ای بسا دلهای دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیّر سازد.»
حالا به صنعت طیور نگاه کنیم؛ جایی که دو مسئول مستقیم، روایت متفاوتی ارائه میکنند. فرزاد طلاکش، دبیرکل فدراسیون طیور ایران، تأکید دارد: «مشکلات صنعت مرغداری در کشور، هیچ ربطی به تحریم و محاصره دریایی ندارد و ریشه همه مشکلات در داخل است». او حتی میگوید: «همین الان در محاصره دریایی، از خود آمریکا دارو و واکسن وارد میکنیم».
حمیدرضا کاشانی، رئیس اتحادیه مرغداران میهن نیز میگوید: «محاصره دریایی هیچ خللی در تولید مرغ، گوشت و تخم مرغ ایجاد نکرده است» و محاصره دریایی را «یک شوی رسانهای برای سختتر نشان دادن شرایط» میداند. به گفته او: «وارد کنندگان ما متبحرند و براحتی در حال دور زدن محاصره دریایی هستند، هیچ مشکلی هم نداریم؛ همه کالاهای مورد نیاز سفره مردم هم براحتی قابل تامین است.»
اما همین دو مسئول، مشکل واقعی را پنهان نمیکنند؛ بلکه نشانی آن را در داخل میدهند. طلاکش میگوید حذف ارز ترجیحی «تولید ۵ تا ۶ هزار مرغداری کوچک را متوقف کرد» و تولیدکنندگان پس از آن بهشدت درگیر تأمین نقدینگی شدهاند. او درباره حمایت بانکی نیز میگوید: «سه تا ۴ درصد سود در ماه داشت و اتفاق حمایتی خاصی برای مرغداران نیفتاد.»
کاشانی نیز میگوید: «قبل از حذف ارز ترجیحی، یک مرغداری ۱۰۰ هزار قطعهای را با ۲۵ تا ۳۰ میلیارد میشد راهاندازی کرد؛ امروز این رقم به ۱۵۰ میلیارد تومان رسیده، یعنی تقریبا ۶ برابر!» یعنی اگر قرار است درباره فشار بر سفره مردم سخن گفته شود، باید در کنار جنگ و تحریم، از سیاستهای داخلی، حذف ارز ترجیحی، کمبود نقدینگی و ضعف حمایت از تولید نیز پرسید.
این فکتها یک نتیجه روشن دارد: جنگ را نباید انکار کرد، اما نباید آن را بهانهای برای توجیه ناکارآمدی داخلی کرد. اگر مشکلی در تولید وجود دارد، باید منشأ آن شناسایی و برایش راهحل ارائه شود؛ نه اینکه هر گرانی و کمبود به جنگ نسبت داده شود و مسئولیت تصمیمها و ضعفهای مدیریتی از دوش سیاستگذار برداشته شود.
ملت، به تعبیر پیام رهبری، «شایستهاند خدمتگزاری مسئولان را در شأن خود حس کنند»؛ و این شأن، بیش از آنکه در بیان مکرر دشواریها دیده شود، در حل دشواریها و حفظ توان تولید و تأمین نیازهای مردم خود را نشان میدهد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید