یادداشت از اسماعیل بناییان – استان لرستان، شهر الیگودرز
در روزهایی که تحولات منطقه با سرعتی نگرانکننده در حال تغییر است، نقض تعهدات و تفاهم اسلامآباد از سوی آمریکا، تحولات میدانی در جنوب لبنان و اهمیت راهبردی ارتفاعات علیالطاهر، در کنار فشار اقتصادی و جهش نرخ ارز، یک سؤال جدی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: اولویت دستگاه دیپلماسی کشور در چنین شرایطی چیست؟
دلار در بازار آزاد از مرز ۲۲۱ هزار تومان عبور کرده و حتی نرخهای بالاتر از این رقم نیز در معاملات گزارش شده است. از سوی دیگر، ارتفاعات علیالطاهر در جنوب لبنان به دلیل اشراف بر مناطق اطراف نبطیه، موقعیتی مهم و راهبردی دارد و تحولات اخیر پیرامون آن مورد توجه جدی قرار گرفته است.
در چنین فضایی، انتشار تصاویر حضور سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، به همراه همسرش در بازارچه خیریه انجمن بانوان دیپلماتیک، طبیعی است که واکنش و پرسشهایی را در جامعه ایجاد کند. اصل فعالیت خیریه، کمک به نیازمندان و برگزاری بازارچه برای امور عامالمنفعه، فینفسه اقدامی مثبت و قابل احترام است؛ مسئله، زمان و موقعیت حضور یک مقام ارشد دولتی در چنین برنامهای است.
این نقد زمانی جدیتر میشود که بدانیم پریسادات عراقچی (لواسانی)، همسر وزیر امور خارجه، در منابع منتشرشده به عنوان رئیس انجمن دیپلماتیک بانوان معرفی شده است. بنابراین حضور وزیر در برنامهای که ریاست آن بر عهده همسر اوست، دستکم از منظر افکار عمومی و ضرورت رعایت حساسیتهای مدیریتی نیازمند توضیح شفاف است.
موضوع این نیست که یک وزیر نباید در یک فعالیت خیریه حضور داشته باشد؛ اتفاقاً حمایت مسئولان از امور خیریه میتواند ارزشمند باشد. مسئله این است که در شرایط بحرانی، تصویر و پیام یک مقام مسئول نیز بخشی از عملکرد او محسوب میشود.
وقتی مردم با کاهش قدرت خرید، افزایش قیمت ارز، نگرانی از آینده اقتصادی و تحولات امنیتی منطقه مواجهاند، انتظار دارند وزیر امور خارجه بیش از هر چیز درباره نتیجه مذاکرات، نحوه مواجهه با نقض چندباره تعهدات آمریکا، تأمین منافع ملی و تحولات منطقه پاسخگو باشد.
از این منظر، سؤال اصلی منتقدان میتواند این باشد:
آیا دستگاه دیپلماسی در این مقطع توانسته است متناسب با حجم تهدیدها و فشارهای خارجی، دستاوردی ملموس برای امنیت و منافع اقتصادی کشور ایجاد کند؟
اگر پاسخ مثبت است، باید برای افکار عمومی توضیح داده شود که این دستاوردها چیست و چگونه میتواند آثار خود را بر اقتصاد و امنیت کشور نشان دهد.
اما اگر نتیجه سیاست خارجی، در نگاه مردم، افزایش فشار اقتصادی، تداوم تحریمها، بیثباتی بازار ارز و از دست رفتن ابتکار عمل در برخی تحولات منطقهای تلقی میشود، طبیعی است که هر تصویر غیرضروری از حضور وزیر خارجه در یک برنامه اجتماعی، با حساسیت بیشتری دیده شود.
از سوی دیگر، باید میان نقد عملکرد دستگاه دیپلماسی و تخریب یک فعالیت خیریه تفاوت قائل شد. کمک به نیازمندان، فارغ از اینکه چه کسی برگزارکننده آن باشد، اقدامی ارزشمند است. اما فعالیت خیریه نمیتواند و نباید موجب مصونیت مسئولان از پاسخگویی درباره عملکرد مدیریتی آنان شود.
امروز مسئله اصلی افکار عمومی، یک بازارچه یا یک مراسم خیریه نیست؛ مسئله این است که در میانه فشار اقتصادی و تحولات امنیتی منطقه، مردم میخواهند بدانند دستگاه دیپلماسی دقیقاً چه میکند و حاصل این مسیر برای کشور چیست.
اگر قرار است از «دستاورد دیپلماسی» سخن گفته شود، این دستاورد باید در میدان سیاست خارجی، امنیت ملی و در نهایت در زندگی مردم قابل مشاهده باشد؛ نه صرفاً در تصاویر مراسم و برنامههای تشریفاتی.
وزیر امور خارجه باید بیش از هر زمان دیگری پاسخ دهد: در شرایطی که آمریکا به تعهدات خود پایبند نمانده، تحولات جنوب لبنان وارد مرحلهای حساس شده و دلار به محدوده ۲۲۱ هزار تومان رسیده است، اولویت اصلی دستگاه دیپلماسی کشور چیست و مردم چه زمانی آثار این سیاست را در امنیت، اقتصاد و معیشت خود خواهند دید؟
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید