یادداشت از خدابخش عبدلی – استان قم، شهر قم
رفراندوم یا همهپرسی، یکی از ابزارهای دموکراسی مستقیم است که در آن، مردم یک کشور به طور مستقیم درباره یک موضوع خاص، معمولاً از اهمیت ملی برخوردار، رأی میدهند. فلسفه وجودی آن، پرهیز از قانونگذاری یا تصمیمگیریهایی است که به زیان اکثریت جامعه باشد و به نوعی، تأکیدی بر حاکمیت ملی در کنار نظامهای نمایندگی محسوب میشود.
سابقه رفراندوم در ایران
هرچند قانون اساسی مشروطه، جایی برای همهپرسی پیشبینی نکرده بود، اما کشورمان، تجارب متعددی در این زمینه دارد. اولین رفراندوم در سال ۱۳۳۲ توسط دکتر محمد مصدق برای انحلال مجلس و ابقای دولت برگزار شد که با واکنش منفی شاه و در نهایت کودتای ۲۸ مرداد همراه گردید. دومین مورد، رفراندوم انقلاب سفید محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۴۱ بود که با مخالفت روحانیون، از جمله امام خمینی(ره)، روبرو شد.
پس از انقلاب اسلامی، رفراندوم به عنوان یک اصل در قانون اساسی (اصول ۶، ۵۹، ۹۹ و …) به رسمیت شناخته شد. نخستین و مهمترین همهپرسی پس از انقلاب، در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ برگزار شد که مردم با رأی قاطع خود، نظام «جمهوری اسلامی» را برگزیدند.
رفراندومخواهی در جمهوری اسلامی
پس از استقرار نظام، بحث برگزاری همهپرسیهای مجدد، عمدتاً توسط برخی چهرههای سیاسی، به ویژه جریان اصلاحطلب، مطرح شده است. اما این پیشنهادات همواره با ابهاماتی مواجه بوده است.
1. ابوالحسن بنیصدر (۱۳۶۰): اولین رئیسجمهور ایران، در پی اختلافات عمیق با مجلس و نخست وزیر، برگزاری رفراندوم را راهی برای خروج از «بنبست» دانست. این درخواست با واکنش شدید امام خمینی(ره) مواجه شد که ایشان فرمودند: «تو غلط کردی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد.». سید محمد خاتمی نیز در آن زمان با استناد به قانون اساسی و جایگاه رهبری، این پیشنهاد را نقد کرد و آن را غیرقانونی و مبتنی بر برداشتی نادرست از بنبست دانست.
2. جریان اصلاحات (دهه ۱۳۸۰ و پس از آن): در ادوار مختلف، به ویژه در دوره ریاستجمهوری سید محمد خاتمی، بحث تغییر قانون اساسی از طریق رفراندوم مطرح شد. در سالهای اخیر نیز شخصیتهایی مانند احمد زیدآبادی، پیشنهاد برگزاری رفراندوم برای موضوعاتی مانند مذاکرات با آمریکا را مطرح کردهاند که از سوی جریان اصولگرا به عنوان اقدامی شبیه به «کودتای نرم» و نوعی اعمال فشار بر نظام تلقی شده است.
موضع رهبر شهید(ره) راجع به بحث رفراندوم
رهبر شهید حضرت آیتالله امام خامنهای(ره)، اگرچه خود مستقیماً در مقام پاسخگویی به این پیشنهادات به تفصیل وارد نشدند، اما رویکرد ایشان به مقوله «جمهوریت» نظام، مبتنی بر همان مشارکت گسترده و مستمر مردمی بود که در روز ۱۲ فروردین و در انتخاباتهای مختلف به نمایش گذاشته شد. در دیدگاه ایشان، حضور حداکثری مردم در پای صندوقهای رأی، بهترین «رفراندوم» برای تثبیت و بقای نظام است.
ایشان در دیدار با دانشجویان در سال ۱۴۰۲، در واکنش به پیشنهاد برگزاری همهپرسی برای موضوعات مختلف، فرمودند:
«یکی از برادرها گفت رفراندوم؛ اینجوری گفتند که اگر چنانچه شما از اوّل در همه مسائلی که پیش میآمد رفراندوم میکردید، حالا آن حسّاسیّت روی رفراندوم وجود نداشت. کجای دنیا این کار را میکنند؟ مگر مسائل گوناگون کشور قابل رفراندوم است؟ مگر همه مردمی که در رفراندوم باید شرکت کنند و شرکت میکنند، امکان تحلیل آن مسئله را دارند؟ این چه حرفی است؟ چطور میشود رفراندوم کرد، در مسائلی که تبلیغات میشود کرد، از همه طرف حرف میشود زد؟ اصلاً یک کشور را شش ماه درگیر بحث و جدل و گفتوگو و دوقطبیسازی میکنند برای اینکه یک مسئلهای رفراندوم بشود. در همه مسائل رفراندوم بکنیم؟»
نکات کلیدی این بیانات:
۱.رد برگزاری رفراندوم برای مسائل متعدد: ایشان معتقدند همه مسائل کشور ظرفیت و قابلیت ارجاع به همهپرسی را ندارند و اساساً در هیچ کجای دنیا چنین رویهای برای تصمیمگیریهای روزمره وجود ندارد.
- 2. نقد امکان تحلیل عمومی: ایشان به این نکته اشاره دارند که همه مردم توانایی تحلیل دقیق مسائل پیچیده کشور را ندارند و برگزاری مکرر رفراندوم به جای کمک به حل مسائل، جامعه را گرفتار دوقطبیسازی و حواشی میکند.
- 3. تأکید بر سازوکارهای موجود: ایشان در ادامه تأکید میکنند که «حرف مردم» از طریق انتخابات و انتخاب نمایندگان و رئیسجمهور به گوش مسئولان میرسد و نیازی به رفراندوم برای همه موضوعات نیست.
بررسی سخن مصطفی هاشمیطبا درباره رفراندوم جنگ با آمریکا
اخیراً مصطفی هاشمیطبا، فعال سیاسی اصلاحطلب، در نقد سخنان یکی از نمایندگان مجلس که خواستار حمله به آمریکا و اسرائیل شده بود، به لزوم برگزاری رفراندوم برای چنین تصمیمات سرنوشتسازی اشاره کرد. این سخن از چند منظر قابل بررسی است:
1. از منظر معارف دینی(دفاع و جهاد): بنا بر نظر مشهور علما، جنگ ماهیتاً دفاعی است و «جهاد ابتدایی» با هدف توسعه اسلام، تابع شرایط و محدودیتهای بسیار سختگیرانهای از جمله وجود امام معصوم یا فقیه عادل و مصلحتسنجی کامل است. دفاع مقدس در برابر تجاوز عراق، مصداق روشن دفاع مشروع بود. اما طرح هرگونه جنگ پیشدستانه نیازمند ادله قوی شرعی و فقهی است که فراتر از یک رفراندوم ساده است و طرح چنین ایدهای، نشاندهنده جهل یا سهو نسبت به مبانی و معارف دینی و نیز مرّ قانون اساسی کشور است که جنگ و صلح را در زمره اختیارات ولیفقیه برشمرده است. در نظام جمهوری اسلامی، تصمیمگیری درباره جنگ و صلح، بر اساس قانون اساسی و با در نظر گرفتن مصالح عالیه کشور، در شورای عالی امنیت ملی و با تأیید فرماندهی کل قوا اتخاذ میشود و نادیده گرفتن این مراتب، خلاف عقل و شرع و قانون است.
2. از منظر عقلی و عرف بینالملل: از نگاه عقلی و حقوق بینالملل، تصمیم به جنگ، یک موضوع صرفاً عددی یا یک همهپرسی ساده نیست. بر اساس ماده ۵۱ منشور ملل متحد، حق دفاع مشروع، حقی «ذاتی» برای دولتهاست که در برابر حمله مسلحانه اعمال میشود و نمیتوان آن را به یک رأیگیری عمومی مشروط کرد. دفاع مشروع، مبتنی بر اصول «ضرورت»، «فوریت» و «تناسب» است.
در مجموع، طرح بحث رفراندوم برای موضوع جنگ با یک کشور، نه تنها با ساختار قانونی و امنیتی جمهوری اسلامی که تصمیمات کلان را بر عهده نهادهای تخصصی میگذارد، همخوانی ندارد، بلکه از منظر فقهی و حقوق بینالملل نیز فاقد اعتبار و منطق کافی بوده و بیشتر حالت عوامفریبانه و پوپولیستی دارد و میتواند به جای حل مسئله، به پیچیدهتر شدن آن و تضعیف جایگاه نظام در عرصه بینالمللی بیانجامد. چه بسا ممکن است در پسزمینه طرح چنین بحثی، در واقع رفراندوم نه برای جنگ و حمله پیشدستانه، بلکه رفراندوم برای تسلیم و توقف جنگ با متجاوز مدنظر بوده باشد که در این صورت، گوینده هم در مظان اتهام به جهل به مبانی دینی، هم در مظان تغافل نسبت به تاریخ و تمدن و شکوه و اقتدار ملی قرار میگیرد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید