شعر از ارغوان عابدیمقدم – استان مرکزی، شهر اراک
به دنیا آمدی روزی که تو دنیای ما باشی
حسینی رفتهای جبهه که دور از ادعا باشی
خدا میخواست بعد از او پناه ما شوی یعنی
شبیه نامِ خود حالا ، امامِ مجتبی باشی
چه کوه محکمی هستی چگونه میتوانی که
شوی تسکین ما اما خودت صاحب عزا باشی؟
امانت هستی از آن گُل که تسکینم شوی دیگر
امانت دار میمانم که دور از هر بلا باشی
مبارک باد شهریور که ماهِ بودنت گشته
سلامت باش فرمانده که ترسِ کدخدا باشی
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید