یادداشت از پروین نادرخمسه از قم
به بهانه عکس وایرال شده از مادری با فرزندش در سنجش …
برای سنجیدن پیشرفت یک زن، چرا هنوز گاهی زندگی خانوادگیاش را در برابر فعالیت اجتماعیاش قرار میدهیم؟ انگار اگر زنی مادر است و به خانه و خانوادهاش میرسد، باید برای اثبات تواناییهای دیگرش بیشتر تلاش کند؛ و اگر در اجتماع حضور دارد، لازم است توضیح دهد که از زندگی خانوادگیاش غافل نشده است.
تصویر زنی که در یک جمع اجتماعی، فرزند خردسالش را نیز همراه خود آورده، میتواند پرسشهای مختلفی ایجاد کند. شاید کسی بپرسد چرا کودک را به فرد دیگری نسپرده است یا حتی حضور او را نمایشی بداند. اما از یک تصویر، نمیتوان درباره شرایط زندگی یک زن قضاوت کرد. شاید امکان دیگری نداشته و شاید همراهی فرزندش انتخاب خودش بوده است. در همان جمع نیز ممکن است مادرانی حضور داشته باشند که با سپردن فرزندانشان به همسر یا خانواده، فرصت شرکت در آن برنامه را پیدا کردهاند. هرکدام راهی متناسب با شرایط خود برگزیدهاند؛ مسئله، برتری یکی بر دیگری نیست.
مسئله از جایی آغاز میشود که برای دیدن توانایی زنان، فقط یک بخش از زندگی آنها را به رسمیت میشناسیم.
توانایی زن را نباید تنها در موفقیت شغلی، تحصیلی یا حضور اجتماعیاش جستوجو کرد. اداره یک خانه، تربیت فرزند، سامان دادن به زندگی خانواده و ساختن محیطی که در آن انسانها رشد میکنند، به شناخت، تصمیمگیری، صبوری و مدیریت نیاز دارد. خانه فقط محل انجام کارهای روزمره نیست؛ بخشی از شخصیت و آینده انسانها در آن شکل میگیرد و اثر آن، دیر یا زود، به جامعه میرسد.
این نگاه البته به معنای آن نیست که همه زنان باید در خانه بمانند یا خواستههای دیگرشان را کنار بگذارند. همانطور که مسئولیتهای خانوادگی نباید به مانعی برای رشد و انتخاب زن تبدیل شود، حضور اجتماعی هم نباید به معیاری بدل شود که زنان را بابت انتخاب زندگی خانوادگیشان در مرتبهای پایینتر قرار دهد.
بسیاری از زنان میخواهند در کنار مادری و مسئولیتهای خانوادگی، درس بخوانند، کار کنند، ورزش کنند، هنر بیاموزند یا در مسائل اجتماعی اثرگذار باشند. آنچه این مسیر را دشوار میکند، همیشه کمبود توانایی یا اراده آنها نیست؛ گاهی شرایطی است که از زن انتظار دارد همه مسئولیتها را بهتنهایی مدیریت کند، بیآنکه امکانات متناسبی در اختیارش بگذارد.
در چنین شرایطی، سخن گفتن از توانمندی زنان کافی نیست. مادری که میخواهد در کنار مراقبت از فرزندش به تحصیل یا کار ادامه دهد، به امکانات نگهداری از کودک، محیط کار منعطف و همراهی خانواده نیاز دارد. زنی که فعالیت ورزشی، علمی یا فرهنگی را دنبال میکند نیز نباید برای هر بار حضور، ناچار به حل دوباره همه دشواریهای زندگیاش باشد. فراهم کردن این شرایط، بخشی از مسئولیت نهادهایی است که از نقش زنان در پیشرفت جامعه سخن میگویند.
از آزادی زن هم نمیتوان تنها با یک نشانه ظاهری یا یک شکل خاص از زندگی سخن گفت. اگر قرار است درباره آزادی و انتخاب زنان حرف بزنیم، باید بپرسیم آیا زن میتواند مسیر دلخواهش را دنبال کند، بیآنکه برای مادر بودن، خانهداری یا حضور اجتماعیاش مدام قضاوت شود؟ هر تعریفی از پیشرفت که یک بخش از هویت زن را به بهای بخش دیگر برجسته کند، هنوز نتوانسته همه ظرفیتهای او را ببیند.
شاید بهجای پرسیدن اینکه چرا یک زن فرزندش را همراه آورده و زن دیگری او را به فردی سپرده است، باید پرسش مهمتری مطرح کنیم: چه شرایطی لازم است تا زنان، با وجود تفاوت در انتخابها و موقعیتهای زندگیشان، فرصت بیشتری برای شکوفایی داشته باشند؟
توانایی زن ایرانی فقط در تحمل دشواریها نیست؛ در تدبیر و مدیریتی است که میتواند زندگی را پیش ببرد، برای خانواده آینده بسازد و در عرصههای دیگر نیز سهمی داشته باشد. اما قرار نیست هر بار این توانایی با تحمل دشواریهای بیشتر ثابت شود.
شاید وقت آن رسیده است که بهجای ستایش زنی که با وجود همه موانع از پس همهچیز برمیآید، از خودمان بپرسیم چرا باید اینهمه چیز را بهتنهایی از عهده او بخواهیم.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید