یادداشت از محمد رحیمی – استان اصفهان – گلشهر
مطالبهی «اسقاط تدریجی دلار از طراز نقشآفرینی» که در پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دولت مطرح شد، فراتر از یک توصیهی اقتصادیِ صرف است. این راهبردی وجودی برای کاهش وابستگی، بیاثرسازی تحریمها، قطع سلطهی دلار بر قیمتگذاری داخلی و معیشت مردم، و رکنی از ارکان اقتصاد مقاومتی محسوب میشود.
۱. حکمت یک مطالبهی راهبردی
این مطالبه در شرایطی مطرح شد که تحریمهای جدید آمریکا تشدید شده بود. از منظر کلان، چند دلیل اساسی دارد:
نخست، تبیین خلاف القائات دشمن. دشمن میکوشد اینگونه القا کند که مسیر آبادانی از تبعیت از او میگذرد، در حالی که تجربهی تاریخی نشان میدهد که سلطهی او همواره برای این کشور ویرانگر بوده است.
دوم، کاهش آسیبپذیری خارجی. هدف، کاهش وابستگی تجارت و نظام پرداخت ایران به دلار و افزایش استفاده از ارزهای ملی، پیمانهای پولی دوجانبه و سازوکارهای تهاتر است. این، عین «نفی سبیل» در عرصهی اقتصادی است.
سوم، پایان سلطهی دلار در داخل. وابستگی به دلار تنها به تجارت خارجی محدود نیست. قیمتگذاری بسیاری از کالاهای تولید داخل بر اساس قیمت جهانی و نرخ دلار انجام میشود و تورم را به هر نوسان ارزی حساس میکند.
چهارم، اقتصاد مقاومتی. این راهبرد، بخشی از چارچوب اقتصاد مقاومتی برای رسیدن به خودکفایی و بیاثر کردن تحریمهاست.
رهبر انقلاب بر دو نکته تأکید دارند: تدریج (زیرا حذف کامل و یکباره ممکن نیست) و طراز نقشآفرینی (یعنی هدف، حذف مطلق دلار از زندگی مردم نیست، بلکه جلوگیری از ایفای نقش محوری آن در اقتصاد کشور است).
۲. هراس آمریکا از دلارزدایی
مخالفت شدید آمریکا با دلارزدایی، ریشه در بقای سلطهی آن دارد. برای آمریکا، دلار فقط یک پول نیست؛ سلاحی راهبردی و منبع درآمد بینهایت است:
- از دست دادن امتیاز چاپ پول: آمریکا تنها کشوری است که میتواند بیمحدودیت دلار چاپ کند و با آن کالا بخرد. با کنار رفتن دلار، آمریکا مجبور به صادرات واقعی میشود و رفاه ساختگی آن پایان مییابد.
- ناتوانی در تأمین کسری بودجه: کسری عظیم بودجه با فروش اوراق قرضه به کشورها تأمین میشود. اگر کشورها دلار نخواهند، اوراق خزانه را هم نمیخرند و بحران بدهی رخ میدهد.
- از دست دادن نظارت جهانی: تمام تراکنشهای دلاری از سیستم سوئیفت میگذرد؛ دلارزدایی، این «چشم بینای مالی» را کور میکند.
- تضعیف اعتبار سیاسی: اگر کشورهای بزرگ به سمت ارزهای دیگر بروند، دوران تکقطبی پایان مییابد و اعتبار آمریکا زیر سؤال میرود.
به عبارت ساده، دلارزدایی برای دنیا برداشتن بند اسارت از گردن اقتصاد ملی، و برای آمریکا سقوط از سلطه به صف کشورهای عادی است.
۳. اسقاط دلار در بیانات امام شهید
امام شهید نیز وابستگی به دلار را یکی از مشکلات اقتصاد کشور میدانستند و میفرمودند که تحریمها اثر دارند، اما نباید همهی مشکلات را به آن نسبت داد؛ سوءمدیریت و نحوهی اقدام مسئولین، نقشی پررنگتر در آسیبهای اقتصادی دارد.
ایشان دو راهکار اصلی ارائه میکردند:
راهکار اول: حذف دلار از مبادلات تجاری. تسویهی ارزی در چارچوب غیردلاری، راهحل اصلی است. ایشان با اشاره به تجربهی موفق برخی کشورهای تحریمشده تأکید میکردند که وابستگی خود را به دلار قطع کردند و وضعشان بهتر شد.
البته عکسالعمل ایجاد خواهد شد، اما مهمتر از دشمن خارجی، عکسالعمل ذینفعان داخلیِ حفظ وضع موجود است. آنان که روزگاری بر اساس نیاز به دور زدن تحریمها، نفعشان با منافع ملی همسو بود، امروز که کشور امارات پایگاه آمریکا و اسرائیل در حمله به کشورمان شده، دیگر آن دوران گذشته است. مسئولان باید با دستی قویتر، هرگونه عکسالعملی را خنثی کنند.
راهکار دوم: قیمتگذاری محصولات دولتی با سازوکاری غیردلاری. ایشان میفرمودند که چرا برخی شرکتهای بزرگ دولتی با مواد اولیهی داخلی، قیمت محصول خود را با دلار تلگرامی تطبیق میدهند؟ نباید نرخ دلار بازار آزاد، معیار سنجش ارزش محصول ایرانی باشد.
۴. نقد ساختاری: بورس کالا و قیمتگذاری جهانی
اینجا به حلقهی مفقود میرسیم: بورس کالا که بهعنوان بازاری شفاف برای کشف قیمت طراحی شده، در عمل به ابزاری برای قیمتگذاری جهانی برای فروش داخلی تبدیل شده است. محصولات تولید داخل بر اساس قیمتهای جهانی و نرخ دلارِ بازار آزاد قیمتگذاری شده و در اختیار مصرفکنندهی داخلی قرار میگیرند.
این مکانیزم یعنی:
- قیمتگذاری دلاری کالاهای تولید داخل
- انتقال تورم جهانی به سفرهی مردم
- ثباتبخشی به دلارِ بازار آزاد از طریق پذیرش آن بهعنوان معیار سنجش ارزش
- تداوم سلطهی دلار در معیشت روزمره
بورس کالا در این ساختار، بهجای مکانیزم کشف قیمتِ عادلانه، به ترجمهگر قیمتهای جهانی به ریال تبدیل شده و عملاً قیمتگذاری دلاری را در بازار داخلی نهادینه میکند. این در تعارض آشکار با هدف اسقاط دلار از طراز نقشآفرینی است
۵. تقویت پول ملی
راهکار ریشهای در آن سوی سکه، یعنی حفظ و تقویت ارزش پول ملی، دنبال میشود. پول ملی باید تقویت شود؛ هم در معیشت مردم اثر دارد، هم در آبروی کشور.
راهکارهای کلیدی عبارتاند از:
- تقویت تولید ملی (افزایش عرضهی کالا و خدمات داخلی)
- انضباط مالی و مهار تورم (کاهش کسری بودجه و خلقپولِ بیرویه)
- مهار واردات بیرویه و مقابله با قاچاق
- اصلاحات ساختاری کاهش وابستگی به نفت
- ایجاد شبکههای پرداخت مستقل و تجارت تهاتری.
جمعبندی
«اسقاط تدریجی دلار از طراز نقشآفرینی» یک نیمخیزِ راهبردی است؛ یعنی عبور از وضعیتِ سکونِ وابسته به آمادگی برای قیامِ اقتصادیِ تمامعیار. این پروژه، سه رکن اصلی دارد:
۱. دشمنشناسی عینی (شناخت سلطهی دلار بهعنوان ابزار هژمونی آمریکا)
۲. آسیبشناسی درونی (نقد ذینفعان داخلی و بورس کالا بهعنوان حلقهی گمشدهی سلطهی دلاریِ درونزا)
۳. نهادسازی عملیاتی (ایجاد سازوکارهای پرداخت مستقل، قیمتگذاری غیردلاری محصولات داخلی، و تقویت پول ملی)
اگر این سه رکن بهدرستی اجرا شوند، دلارزدایی از یک شعارِ راهبردی به برنامهای اجرایی تبدیل خواهد شد که ضمن بیاثرکردن تحریمها، معیشت مردم را از نوسانات ارزیِ جهانمحور رهایی میبخشد و زمینهساز مواجههی نهایی با سلطهی اقتصادیِ استکبار خواهد بود.
دلار را باید از جایگاه «معیار ارزش» در اقتصاد داخل و خارج برکنار کرد؛ نه با شتاب خودسرانه، که با تدبیر نهادی، نقد ساختاری بورس کالا، و عزم ملیِ نفی سلطه. این، پیشنیاز هرگونه تمدن نوین اسلامیِ مستقل و مقتدر است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید