چرا مطالبه دلارزدایی باید از خیابان به سیاست اقتصادی کشور برسد؟
دلارسوزی فقط سوزاندن یک اسکناس نیست. مسئله این است که چرا باید سرنوشت اقتصاد ایران به قیمت پول کشوری گره بخورد که همین پول را به سلاح تحریم و فشار اقتصادی علیه ملت ایران تبدیل کرده است؟ سالهاست به مردم گفتهاند دلار بخرید تا فقیر نشوید. نتیجه چه شده است؟ همه از ترس گران شدن دلار به بازار هجوم میبرند. تقاضا بالا میرود و قیمت دلار افزایش پیدا میکند. افزایش نرخ ارز نیز به گرانی کالاها و خدمات و فشار بر معیشت مردم دامن میزند. سپس همان کسانی که مردم را به خرید دلار تشویق کردهاند با قیافهای حقبهجانب میگویند: دیدید؟ حق داشتید دلار بخرید! این همان چرخهای است که باید شکسته شود. وقتی افزایش نرخ ارز به آغازگر موج تازه گرانی تبدیل میشود و فشار ارزی به تشدید کسری بودجه و افزایش نقدینگی دامن میزند، شکستن این چرخه باید از مهار بازار ارز و تغییر انتظارات مردم آغاز شود. اما چه کسی باید این تغییر را مطالبه کند؟ دلارزدایی نباید فقط توصیهای از سوی دولت باشد. باید به خواست عمومی مردم تبدیل شود تا مسئولان نتوانند از کنار آن عبور کنند. وقتی میلیونها نفر مطالبه کنند که دولت باید سلطه دلار را بر اقتصاد کشور بشکند، دیگر موضوع صرفاً یک شعار سیاسی نیست. مطالبهای اقتصادی است که باید به برنامه و اقدام مشخص تبدیل شود: بازگرداندن ارزهای صادراتی، جمع کردن بساط دلالی و سوداگری ارزی، مقابله با احتکار ارز و هدفگذاری برای تقویت پول ملی. بیش از صد میلیارد دلار ارز بازنگشته به کشور نیز در این میان به مسئلهای اساسی تبدیل میشود. دولت باید با پیگیری جدی این منابع و اصلاح سازوکارهای بازگشت ارز، عرضه ارز را تقویت کند و اجازه ندهد منافع عمومی قربانی منافع گروههای برخوردار از رانت ارزی شود. ترکیه؛ وقتی مردم به میدان دلارزدایی آمدند این ایده نه تازه است و نه مختص ایران. در سال ۲۰۱۶ با افت ارزش لیر ترکیه، فراخوان تبدیل دلار به پول ملی به یک پویش عمومی تبدیل شد. مردم به صرافیها رفتند و برخی نهادها و کسبوکارها نیز برای تشویق تبدیل ارزهای خارجی به لیر وارد میدان شدند. در سال ۲۰۱۸ نیز گروهی از دامداران و فعالان بازار دام در شهر آقسرای ترکیه در اعتراض به فشارهای آمریکا و اروپا، دلار و یورو را آتش زدند و اعلام کردند که در بازارشان ارزهای خارجی را نمیپذیرند. این حرکتها بهتنهایی مشکلات اقتصادی ترکیه را حل نکردند؛ اما نشان دادند که وابستگی به ارز خارجی میتواند به موضوعی برای بسیج اجتماعی و مطالبه استقلال اقتصادی تبدیل شود. حتی یک دلار هم مسئله است! قرار نیست مردم عادی را که برای حفظ پساندازشان دلار خریدهاند سرزنش کنیم و مسئولیت را از دوش سیاستگذار برداریم. مسئله این است که چرا باید خرید دلار به توصیهای همگانی تبدیل شود؛ توصیهای که اگر همه به آن عمل کنند، میتواند فشار بر پول ملی را تشدید کند. وقتی همه میخواهند از ریال فرار کنند، چه کسی باید برای تقویت ریال مطالبه کند؟ دلارسوزی پاسخ نمادین مردم به همین تناقض است. این حرکت میگوید حتی اگر یک دلار در خانه داشته باشیم، نباید از خودمان بپرسیم فقط چگونه سود بیشتری ببریم. باید بپرسیم رفتار اقتصادی ما در کنار رفتار میلیونها نفر دیگر چه اثری بر اقتصاد کشور میگذارد. قرار نیست با آتش زدن اسکناس دلار، فقط اقتصاد را نجات دهیم. قرار است با شکستن تقدس دلار در یک جنگ تمام عیار وجودی سلاح اصلی دشمن را از دستش بگیریم. در میانه جنگ اقتصادی، مردم نباید فقط تماشاگر تصمیمهای ارزی دولت باشند. آنها میتوانند دلارزدایی را به مطالبهای فراگیر تبدیل کنند و مسئولان را برای بازگرداندن ارزهای کشور، مهار بازار سوداگری و تقویت پول ملی تحت فشار بگذارند. دلارسوزی زمانی به یک اقدام تاریخی تبدیل میشود که شعله آن در خیابان خاموش نشود، بلکه به سیاست اقتصادی کشور راه پیدا کند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید