امروز: 1405/05/27 ساعت : 14:19

پاشنه آشیل واقعی؛ وقتی سرمایه اجتماعی از قدرت نظامی مهم‌تر می‌شود

نویسنده: راضیه آقایی زاده – استان قم، شهر قم

 

در روزگاری که از قدرت کشورها بیشتر با موشک، پهپاد، فناوری، اقتصاد و موقعیت ژئوپلیتیک سخن گفته می‌شود، شاید لازم باشد یک پرسش مهم‌تر را نیز مطرح کنیم: در کنار همه این مؤلفه‌های قدرت، مهم‌ترین پشتوانه یک کشور چیست؟

بی‌تردید قدرت دفاعی، اقتصادی و علمی، ستون‌های اقتدار ملی‌اند و هر کشوری برای حفظ استقلال و امنیت خود به آنها نیاز دارد. اما قدرت سخت، زمانی به قدرتی پایدار تبدیل می‌شود که بر یک سرمایه عمیق‌تر تکیه داشته باشد؛ سرمایه اجتماعی.

سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد، همدلی، احساس تعلق، امید به آینده و باور مردم به اینکه در سرنوشت کشور خود سهم دارند. این سرمایه نه در کارخانه تولید می‌شود، نه با بودجه‌ای مشخص خریداری می‌شود و نه می‌توان آن را یک‌شبه ایجاد کرد؛ بلکه حاصل سال‌ها رفتار درست، عدالت، پاسخ‌گویی و تجربه مشترک یک ملت است.

قدرتی که در آمارها دیده نمی‌شود

ممکن است یک کشور از پیشرفته‌ترین تجهیزات دفاعی برخوردار باشد، اما در لحظه‌های دشوار، چیزی که آن قدرت را به پشتوانه‌ای واقعی تبدیل می‌کند، همراهی مردم است.

مردمی که احساس تعلق می‌کنند، در برابر فشارهای بیرونی مقاوم‌ترند. جامعه‌ای که اعتماد و همبستگی در آن جریان دارد، کمتر تحت تأثیر شایعه، جنگ روانی و عملیات رسانه‌ای قرار می‌گیرد.

از همین رو، سرمایه اجتماعی را نباید موضوعی صرفاً فرهنگی یا اجتماعی دانست. سرمایه اجتماعی بخشی از قدرت ملی و یکی از مؤلفه‌های مهم امنیت کشور است.

در جنگ‌های امروز، میدان فقط مرزها نیستند؛ ذهن‌ها، افکار عمومی، اقتصاد، رسانه و حتی امید مردم نیز بخشی از میدان هستند. در چنین شرایطی، هر اندازه پیوند میان مردم و کشور مستحکم‌تر باشد، قدرت ملی نیز پایدارتر خواهد بود.

اعتماد، با شعار ساخته نمی‌شود

اما سرمایه اجتماعی چگونه تقویت می‌شود؟

پاسخ را باید در عملکرد جست‌وجو کرد، نه صرفاً در گفتار.

اعتماد عمومی با اجرای عادلانه قانون تقویت می‌شود؛ با شایسته‌سالاری، مبارزه واقعی با فساد، پاسخ‌گویی مسئولان، تصمیم‌گیری شفاف و فراهم‌کردن فرصت‌های برابر.

وقتی مردم ببینند تلاش و شایستگی می‌تواند مسیر پیشرفت آنها را تعیین کند، احساس تعلق بیشتری به جامعه پیدا می‌کنند.

وقتی جوان بداند آینده‌اش فقط به شرایط اقتصادی خانواده‌اش وابسته نیست، امید در او تقویت می‌شود.

وقتی شهروند احساس کند صدای او شنیده می‌شود، حتی اگر با همه تصمیم‌ها موافق نباشد، همچنان خود را بخشی از سرنوشت کشور می‌داند.

اینها موضوعات کوچکی نیستند؛ هرکدام بخشی از قدرت ملی را می‌سازند.

عدالت، یکی از پایه‌های سرمایه اجتماعی

در این میان، عدالت اهمیت ویژه‌ای دارد.

عدالت آموزشی، عدالت در دسترسی به فرصت‌ها، عدالت اقتصادی و اجرای یکسان قانون، تنها مطالباتی اجتماعی نیستند؛ اینها پایه‌های اعتماد عمومی‌اند.

جامعه‌ای که فرصت رشد را برای استعدادهای مختلف فراهم می‌کند، در حقیقت در حال سرمایه‌گذاری بر آینده خود است.

اگر دانش‌آموزی در یک منطقه محروم، با وجود استعداد و تلاش، امکان دسترسی به آموزش باکیفیت داشته باشد، فقط یک مسئله آموزشی حل نشده است؛ بلکه به او این پیام داده شده که آینده او برای کشور اهمیت دارد.

همین تجربه‌های به ظاهر کوچک، سرمایه‌های بزرگ اجتماعی می‌سازند.

مسئولان؛ سرمایه اجتماعی را باید ساخت

اینجاست که مسئولیت مدیران کشور پررنگ‌تر می‌شود.

در کنار ساختن قدرت دفاعی، توسعه فناوری و تقویت اقتصاد، باید برای تقویت اعتماد و امید مردم نیز برنامه داشت.

سرمایه اجتماعی با سخنرانی ساخته نمی‌شود؛ با تصمیم درست و تجربه درست مردم ساخته می‌شود.

هر تصمیمی که احساس عدالت را تقویت کند، هر اقدامی که فاصله میان مردم و مسئولان را کمتر کند، هر فرصتی که عادلانه در اختیار استعدادها قرار گیرد و هر مسئولی که شفاف و پاسخ‌گو باشد، در حال افزودن بر سرمایه‌ای است که در روزهای دشوار می‌تواند از کشور محافظت کند.

پاشنه آشیل را پیش از آنکه آسیب‌پذیری شود، بشناسیم

«پاشنه آشیل» لزوماً به معنای یک ضعف موجود نیست؛ گاهی به معنای نقطه‌ای است که اگر از آن غفلت شود، می‌تواند به نقطه آسیب‌پذیری تبدیل شود.

سرمایه اجتماعی نیز چنین است.

کشوری که قدرت دفاعی، اقتصادی و علمی خود را تقویت می‌کند، اما از اعتماد، امید، عدالت و مشارکت مردم غافل می‌شود، ممکن است بخشی از ظرفیت واقعی قدرت خود را نادیده گرفته باشد.

پس سخن از سرمایه اجتماعی، سخن از ضعف نیست؛ سخن از پیشگیری و آینده‌نگری است.

ما مردمی داریم که در بزنگاه‌های تاریخی بارها نشان داده‌اند که می‌توانند از کشور، استقلال و منافع ملی خود دفاع کنند. این سرمایه عظیم را باید دید، قدر دانست و تقویت کرد.

قدرت ملی فقط در توان نظامی، اقتصاد و فناوری خلاصه نمی‌شود.

بخشی از قدرت واقعی یک کشور، در قلب و ذهن مردمی است که به آینده آن کشور باور دارند.

و شاید مهم‌ترین وظیفه امروز ما این باشد که کاری کنیم این باور، هر روز عمیق‌تر و ریشه‌دارتر شود.

زیرا اگر قدرت نظامی، مرزهای کشور را حفظ می‌کند، سرمایه اجتماعی است که انسجام درونی آن را حفظ می‌کند.

و کشوری که هر دو را همزمان قدر بداند، برای عبور از دشوارترین روزها نیز قدرتمندتر خواهد بود.

عصر ایرانیان

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم