امروز: 1405/04/30 ساعت : 14:24

دود روشنفکری

چرا نمایش خانگی به ویترین مصرف دخانیات تبدیل شده است؟

مشغول تماشای فیلم «پنجه طلایی» محصول ۲۰۲۳، از شبکه نمایش سیما بودم. فیلم، یک تریلر جنایی درباره فساد مالی و گروه‌های مافیایی هنگ‌کنگ است و طبیعتاً شخصیت‌های آن بارها سیگار می‌کشند. اما آنچه بیش از خود فیلم توجهم را جلب کرد، هشدارهای شبکه نمایش سیما درباره مضرات مصرف دخانیات بود که هم‌زمان با صحنه‌های استعمال سیگار روی تصویر ظاهر می‌شد.
همان لحظه این سؤال برایم پیش آمد که اگر نمایش مصرف سیگار تا این اندازه نیازمند هشدار است، چرا در شبکه نمایش خانگی تقریباً هیچ حساسیتی نسبت به آن وجود ندارد؟ چرا در حالی که تلویزیون حتی هنگام پخش یک فیلم خارجی خود را موظف به هشدار دادن می‌داند، در بسیاری از سریال‌های پرمخاطب داخلی، سیگار بدون هیچ ملاحظه‌ای به یکی از پرتکرارترین عناصر بصری تبدیل شده است؟
کافی است مروری بر چند سریال سال‌های اخیر داشته باشیم؛ از «کلاغ» و«بدنام» گرفته تا«هزار و یک شب» و بسیاری آثار دیگر. در اغلب این مجموعه‌ها، شخصیت‌ها تقریباً در هر موقعیتی سیگار به دست دارند؛ هنگام عاشق شدن، تصمیم گرفتن، شکست خوردن، عصبانیت، سکوت، فکر کردن یا حتی در لحظاتی که اساساً هیچ ضرورتی برای روشن کردن یک نخ سیگار وجود ندارد. این‌ها تنها چند نمونه از فهرست بلند تولیدات نمایش خانگی هستند که استعمال دخانیات را به یک مؤلفه ثابت در قاب تصویر تبدیل کرده‌اند.
ماجرا البته دیگر به سیگار محدود نیست. در سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی، نمایش مصرف شیشه و مواد مخدر نیز به بخشی از روایت تبدیل می‌شود. بحث بر سر سانسور یا حذف این تصاویر نیست؛ مسئله آن است که آیا هر آنچه روی پرده می‌بینیم، واقعاً ضرورتی دراماتیک دارد یا صرفاً به یک زبان تصویری برای ایجاد جذابیت کاذب تبدیل شده است؟
درام، برخلاف تصور رایج، با حذف جزئیات اضافی قدرتمندتر می‌شود. هر عنصر در قاب باید دلیلی برای حضور داشته باشد. اسلحه اگر روی میز قرار می‌گیرد، باید در جایی از داستان شلیک شود؛ این همان اصلی است که آنتون چخوف سال‌ها پیش در ادبیات مطرح کرد و بعدها به یکی از قواعد کلاسیک فیلمنامه‌نویسی تبدیل شد. سیگار نیز از همین قاعده تبعیت می‌کند. اگر شخصیتی به نیکوتین وابسته است، اگر داستان در دوره‌ای تاریخی روایت می‌شود، اگر استعمال دخانیات بخشی از بحران روانی یا هویت شخصیت است، حضور آن قابل دفاع است. اما وقتی سیگار صرفاً ابزاری برای القای روشنفکری، عصیان، جذابیت یا مرموز بودن شخصیت می‌شود، دیگر با شخصیت‌پردازی مواجه نیستیم؛ بلکه با یک کلیشه بصری روبه‌رو هستیم.
مشکل اینجاست که این کلیشه، برخلاف بسیاری از عناصر دیگر، بی‌تأثیر نیست. سال‌هاست پژوهش‌های حوزه سلامت عمومی نشان داده‌اند که مشاهده مکرر مصرف دخانیات در فیلم‌ها و سریال‌ها، احتمال گرایش نوجوانان و جوانان به سیگار را افزایش می‌دهد. به همین دلیل، بسیاری از کشورها تلاش کرده‌اند میان آزادی هنری و مسئولیت اجتماعی تعادل برقرار کنند.
برخلاف تصور رایج، هالیوود سال‌هاست نسبت به این موضوع بی‌تفاوت نیست. سازمان جهانی بهداشت در چارچوب «کنوانسیون کنترل دخانیات» به دولت‌ها توصیه کرده است فیلم‌هایی که بدون ضرورت هنری یا تاریخی از مصرف دخانیات استفاده می‌کنند، در رده‌بندی سنی بزرگسال قرار گیرند، از نمایش برند دخانیات جلوگیری شود و هیچ‌گونه حمایت عمومی به چنین آثاری تعلق نگیرد. بسیاری از استودیوهای بزرگ آمریکایی نیز در سال‌های اخیر نمایش سیگار را در آثار مناسب نوجوانان به‌شدت کاهش داده‌اند و استفاده از آن را به مواردی محدود کرده‌اند که توجیه تاریخی یا روایی داشته باشد.
هند، با بزرگ‌ترین صنعت فیلم‌سازی جهان، گامی فراتر برداشته است. فیلم‌ها و سریال‌هایی که صحنه‌های استعمال دخانیات دارند، ملزم به نمایش هشدار سلامت روی تصویر، پخش پیام‌های ضد دخانیات و رعایت ضوابط مشخص هستند. حتی در برخی موارد، سازندگان باید درباره ضرورت استفاده از این تصاویر پاسخ‌گو باشند. این سیاست‌ها از یک اصل ساده پیروی می‌کنند؛ اینکه سینما می‌تواند آزاد باشد، اما نمی‌تواند نسبت به آثار اجتماعی خود بی‌تفاوت بماند.
در مقابل، شبکه نمایش خانگی ایران گویی در مسیر معکوس حرکت می‌کند. هرچه محدودیت تبلیغات مستقیم دخانیات بیشتر شده، سیگار بیش از گذشته در قاب تصویر دیده می‌شود؛ نه به‌عنوان بخشی از روایت، بلکه به‌عنوان یک ابزار آماده برای شخصیت‌سازی. گویی هنوز هم ساده‌ترین راه برای نشان دادن روشنفکر بودن، شکست‌خوردگی، تنهایی، قدرت یا حتی جذابیت یک شخصیت، روشن کردن یک نخ سیگار است.
این، بیش از آنکه نشانه جسارت باشد، نشانه کوتاهی در شخصیت‌پردازی است. نویسنده‌ای که نتوانسته پیچیدگی شخصیت خود را از خلال دیالوگ، کنش و روابط انسانی خلق کند، با یک نخ سیگار تلاش می‌کند به او عمق ببخشد. کارگردانی که از ساختن میزانسن مؤثر بازمانده، به دود پناه می‌برد تا قابش را شاعرانه‌تر نشان دهد. نتیجه نیز چیزی جز تکرار یک کلیشه فرسوده نیست.
هیچ‌کس خواهان حذف سیگار از سینما نیست. همان‌طور که کسی حذف خشونت، جنایت یا اعتیاد را مطالبه نمی‌کند. سینما قرار نیست واقعیت را انکار کند. اما بازنمایی با ترویج، دو مقوله متفاوت‌اند. وقتی استعمال دخانیات بی‌دلیل، پرتکرار و در کنار شخصیت‌های محبوب و جذاب نمایش داده می‌شود، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً بخشی از واقعیت دانست. شاید وقت آن رسیده باشد که نهادهای مسئول، همان حساسیتی را که تلویزیون برای پخش یک فیلم خارجی نشان می‌دهند، نسبت به تولیدات داخلی نمایش خانگی نیز داشته باشند. نه برای حذف سیگار از قاب تصویر، بلکه برای بازگرداندن آن به جایگاه واقعی‌اش در درام و برای جلوگیری از این ترویج بی‌رویه دخانیات. در سینمای خوب، هیچ چیز بی‌دلیل وارد قاب نمی‌شود؛ حتی یک نخ سیگار.

امیرحسین کرکوندی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم