به بهانه حملهی ترولهای مجازی گروهک تروریستی ضدانقلاب به اینفلوئنسرها
سکانس اول؛ یک اینفلوئنسر فضای مجازی از اعتراض زورکی به اعدام کودتاگران قاتل دی ماه سر باز میزند. همین بهانهای میشود که شماره تلفنش را در فضای مجازی پخش کنند و عناصر ضدانقلاب خط تلفنی او را مورد هجمه قرار دهند. گوشیاش را خاموش میکند تا از حملات، تهدیدها و فحاشی سلطنتطلبهای برانداز در امان بماند. فردای روز بعد با ضربههای مادرش به درب خانهاش بیدار میشود. فیلم سر بریدنش را برای مادرش فرستاده بودند و مادری که بیخبر از حال فرزندش تا مرز سکته میرود. اتفاقی که سکانسی از فیلم سینمایی «وقتی که ماه کامل شد» را یادآور میشد. آنجایی که از طرف ریگی تماس گرفتند که قرار است پسرت را در اخبار فلان کانال خارجی ببینی. کل فامیل را در خانهیشان جمع کرده بود تا پسرش را ببیند. دست آخر فیلم سر بریدن پسرش را در تلویزیون پخش میکنند. واکنش بازیگر نقش مادر و تجسم چنین دردی فراموششدنی نیست؛ چه برسد به آنکه واقعا چنین اتفاقی رخ داده باشد.
سکانس دوم؛ همین اتفاق، اما هزار برابر بدتر، در همین کودتای دی ماه رقم خورد. زمانی که کودتاچیان، زمانی که داشتند یک نیروی امنیتی را به قتل صبر میکشتند، با همسر او تماس تصویری گرفتند و لحظه لحظهی جنایتشان را به او نمایش دادند. همسری که نمیداند لحظههای آخر زنده ماندن همسرش را ببیند یا از دیدن چنین جنایتی بگریزد. اوباش فضای مجازی برانداز امتداد همان وحوش کودتاچی دی ماه هستند. کسانی که دستشان برسد آدم میکشند و به بازماندگانشان هم رحم نمیکنند.
سکانس سوم؛ پرویز پرستویی یک ریل را در استوری اینستاگرام خود بازنشر میکند. در این استوری تصویری از ماکان، شهید جاویدالاثر مدرسه شجره طیبه میناب، منتشر شد که در بر روی آن نوشته بود «بر پهلوی و طرفدارانش لعنت.» بلافاصله زامبیهای مجازی سلطنتطلب، صفحات مجازی او را مملو از توهین و تهدید کردند. حمید فرخنژاد، بازیگر سابق و مزدور فعلی، به عنوان نمونه در پستی پرویز پرستویی را مورد لعنت قرار داد. به سه روز نکشید مقاومت پرستویی شکست و بابت سوءبرداشتهایی که از آن استوری شده بود، عذرخواهی کرد.
سکانس چهارم؛ سلبریتیها و بازیگرانی که در زمان جنگ تحمیلی سوم سکوت پیشه کرده بودند، به هنگام اعدام مزدوران کودتاچی قاتل، دست به استوری شدند و علائم حیاتی از خود بروز دادند. احتمالا آنها از عاقبت پرویز پرستویی میترسند. کسی از شهید کودک جاویدالاثر میناب سخن گفت و با فشار گروهک تروریستی ضدانقلاب که آرزویشان حمله به ایران بود، مجبور به حذف استوری و عذرخواهی عمومی شد.
در این شرایط سلبریتیها چارهای به جز تصمیمگیری ندارند. یا از حقیقتی که میدانند درست است دفاع کنند و هزینهی آن را بپردازند؛ همانند محسن چاوشی، پردیس احمدیه و بسیاری از چهرههای موثر عرصه فرهنگ و هنر؛ یا به هنگام هزینه دادن زیر فشار گروهک مجازی موساد عقبنشینی میکنی و مجبور به عذرخواهی میشود؛ یا تصمیم میگیری سکوت کنی که همانند آن اینفلوئنسر تو را تهدید به مرگ میکنند؛ یا توهم ما بیشماریم گروهک اندک تروریستی را باور میکنی و به آنها میپیوندی؛ کاری که امثال خطیبی، فرخنژاد، ارجمند و کرمی کردند.
سکانس پنجم؛ همین گروهک پناهنده شده به دشمن که هر روز التماس ترامپ را میکردند به ایران حمله کند، تئاتر-سیرک کمدی راه انداختهاند و سراسر آمریکا را میگردند تا همانند بندباز دورهگرد، به دنبال کسی بگردند تا برای قوت شبشان سکهای درون کاسهشان بیندازد. نمایشی که مکرر لغو میشود و با حداقل مخاطب برگزار میشود. اخیرا کلیپی از ارجمند و کرمی منتشر شد که نشان میداد خودشان صحنه نمایش را جمع میکنند و همانند ایران خدم و حشم و عوامل صحنهای ندارند. کسانی که با توهم فروپاشی چندماهه جمهوری اسلامی به گروهک تروریستی پهلوی پیوستند و انتظارشان چندساله شده است. آنهایی که از مزدوران آمریکا در ایران ناامید شدند و دست به دامن خود ترامپ شدند که به ایران حمله کند شاید به نانونوایی برسند؛ حالا پس از جنگ تحمیلی سوم که آمریکا از نبرد گریخت امیدشان کاملا نامید شدهاست و آیندهای برای خودشان نمیبینند.
سکانس ششم؛ این توهم زمانی که با واقعیت روبرو شود، میشکند. همانند آنچه در ابتدا تصور میرفت جو ورزشگاه میزبان ایران در جامجهانی در تسخیر عناصر ضدانقلاب باشد، اما به محض دمیده شدن سوت آغاز بازی، حمایت یکپارچه مردم ایران از تیم ملی ایران به قدری بود که صدای گروهک وطنفروش خائن را در نطفه خفه کرد. همانند آنچه ترامپ از مردم ایران تصور میکرد که با هدف قرار دادن مراکز بسیج و نیروی انتظامی، مردم به خیابان خواهد آمد و حکومت را سرنگون میکنند، که مردم به خیابان آمدند اما برای حفظ کشور عزیز ایران و جمهوری اسلامی. در همان لحظات بود که ترامپ در جنگ خود را مغلوبه دید و به فکر فرار از آن افتاد.
گروهک مجازی سلطنتطلب که مزدور دشمنان ایران عزیز است، همان خوی ساواکی را دارد. با تهدید و ارعاب سعی میکردند مردم را ساکت نگه دارند، انقلابیون را شکنجه میکردند، مخالفان را قتلعام میکردند و پشتوانهی آنها نیروهای خارجی بودند. گروهک مجازی تروریست، خوی ریگی را دارند که دستش به خون مطهر مردم ایران آغشته بود. خشونت در ذات آنهاست و بیرحمانه عمل میکنند. افرادی که با خشکمغزی در حقیقت را به روی باطن خود بستهاند و بر جهل خود دگماند. افرادی که بدون اندیشیدن به عاقبت رفتارشان به هرگونه جنایتی دست میزنند. گروهک مجازی داعشی همانهایی هستند که به خاطر کوچکترین اختلاف عقیدهای راه آزادی را میبندند و بر مردم حملهور میشوند. افرادی که نمیپذیرند همه مانند آنها وطنفروش نیستند که از حمله به ایران و کشتن کودکان خوششان بیاید. دواعشی که راهورسمشان آتش زدن و سر بریدن مخالفانشان است و با افتخار کلیپهایش را پخش میکردند.
راه مقابله با گروهک اندک تروریستی مجازی، نادیده گرفتن است. کسانی که تمامی وجودشان به واکنش است، با حذف واکنش به عدم تبدیل میشوند. کسانی که فشارهایشان را موثر میبینند، جریتر میشوند تا با زور افکارشان را بر دیگران تحمیل کنند. البته این حملات اینفلوئنسرها را آبدیده میکند تا مقابل ذات پوشالی آنها بایستند. بزرگترین سلاح آنها ترس است و قدرتمندترین پدافند نسبت به آن نترسیدن است. باید جنبشهای بلاک کردن آنها راه بیفتد تا فضای مجازی ایمن گردد و راه برای ابراز آزادانهی عقاید باز شود. آن زمان است که آزادی به فضای مجازی باز میگردد.
سکانس هفتم؛ مجتبی شکوری اینفلوئنسر حوزهی ادبیات و کتاب، در راهپیمایی بزرگ اربعین حاضر شده و در کلیپی از فضای منحصربهفرد کربلا سخن گفته و ضرورت حفظ ایران عزیز را یادآور شدهاست. محسن چاوشی موسیقی جدیدی به نام چهل روز و با موضوع اربعین منتشر کرده است. همزمان با موج استقبال عمومی از این دو اتفاق، ترولهای زامبی تروریست به جان صفحاتشان افتادند. این چرخه به هر بهانهای امتداد پیدا میکند. افرادی که حیات و درآمدشان از توهین و تخریب است، همانند کفتار به دنبال طعمهای میگردند که آن را بدرند و به عنوان گزارش کار درج کنند تا حقوق دریافت کنند. این چرخه را باید شکست.
ساواکی مجازی
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید