سیدجلال دهقانی فیروزآبادی، دبیر شورای راهبردی روابط خارجی، در گفتوگویی با خبرگزاری فارس، بخش قابلتوجهی از سخنان خود را به تجربه جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با آمریکا و غرب اختصاص داد؛ تجربهای که به اعتقاد او نشان میدهد نمیتوان رفتار غرب را بر مبنای خوشبینی به تعهدات، قواعد بینالمللی و حتی توافقات منعقدشده ارزیابی کرد.
دهقانی فیروزآبادی در پاسخ به این پرسش که مهمترین خطای محاسباتی ایران در سالهای گذشته چه بوده است، «خوشبینی» نسبت به پایبندی آمریکا به تعهدات و قواعد بینالمللی را یکی از مهمترین خطاها دانست. او با اشاره به تجربه درگیریهای اخیر ایران و آمریکا گفت که در محاسبات سیاست خارجی نباید انتظار رفتار اخلاقی، قانونی و حقوقی از آمریکا داشت.
وی البته موضوع را فراتر از صرف «اعتماد نکردن» به آمریکا دانست و تأکید کرد که حتی در بیاعتمادی نیز باید با رویکردی محتاطانه و بدبینانه عمل کرد؛ چراکه به گفته او، آمریکا حتی به برخی اصول، قواعد و رژیمهایی که خود ایجاد کرده نیز پایبند نمیماند، مگر آنکه شرایط او را به پایبندی وادار کند.
دیپلماسی؛ ابزار سیاست خارجی، نه راهحل همه مسائل
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی در بخش دیگری از این گفتوگو، ضمن دفاع از جایگاه مذاکره و دیپلماسی بهعنوان یکی از ابزارهای سیاست خارجی، نسبت به تبدیل مذاکره به «تنها ابزار» هشدار داد.
از نگاه او، سیاست خارجی مجموعهای از ابزارها را در اختیار کشورها قرار میدهد و انتخاب ابزار باید متناسب با هدف و شرایط صورت گیرد. به همین دلیل، نمیتوان در همه شرایط انتظار داشت که گفتوگو و مذاکره بهتنهایی مسائل میان کشورها را حل کند.
دهقانی فیروزآبادی همچنین به تفاوت منطق روابط بینالملل با سیاست داخلی اشاره کرد و گفت که در سیاست داخلی، اصل بر اعتماد است، اما در روابط بینالملل، کشورها باید با این فرض حرکت کنند که اهداف و مقاصد طرف مقابل را بهطور کامل نمیشناسند و باید آنها را ارزیابی کنند.
او در همین چارچوب تأکید کرد که تجربه جنگ اخیر نیز نشان داده است که طرف مقابل الزاماً به تعهدات خود پایبند نمیماند.
وقتی حسننیت با فشار بیشتر پاسخ داده میشود
یکی از محورهای مهم سخنان دهقانی فیروزآبادی، اشاره به تجربه امتیازدهی و حسننیت ایران در مقاطع مختلف بود. او معتقد است جمهوری اسلامی ایران در طول سالهای پس از انقلاب، در مقاطعی نرمش و انعطاف نشان داده، اما این رفتار الزاماً به کاهش خصومت آمریکا منجر نشده است.
وی تصریح کرد که حتی بسیاری از تحلیلگران غربی نیز اذعان داشتهاند که ایران در مقاطعی «کوتاه آمده و نرمش نشان داده»، اما نتیجه آن، مواجهه با خصومت بیشتر بوده است.
از این منظر، مسئله اصلی در نگاه دهقانی فیروزآبادی صرفاً نحوه مذاکره یا میزان امتیاز ارائهشده از سوی ایران نیست؛ بلکه مسئله به ارزیابی هدف و راهبرد طرف مقابل بازمیگردد.
اگر مسئله هستهای حل شود، آیا پرونده دیگری باز میشود؟
دهقانی فیروزآبادی در بخش دیگری از گفتوگو، این پرسش را مطرح کرد که آیا اختلاف ایران و آمریکا واقعاً به پرونده هستهای محدود است یا اینکه این پرونده یکی از حلقههای مجموعهای گستردهتر از منازعات میان دو کشور محسوب میشود.
او با اشاره به روند تاریخی روابط ایران و آمریکا گفت که در دورههای مختلف، موضوعات متفاوتی به محور فشار علیه ایران تبدیل شدهاند؛ از حقوق بشر و تروریسم گرفته تا مسائل منطقهای و سپس پرونده هستهای.
به اعتقاد وی، مسئله هستهای در مقطعی به بستری برای «امنیتیسازی» ایران تبدیل شده و اگر این موضوع نیز حل شود، این احتمال وجود دارد که موضوع دیگری در دستور کار قرار گیرد. او در همین زمینه به بحثهایی که در گذشته درباره «برجام ۲ و ۳» مطرح میشد اشاره کرد و گفت که منظور از این مراحل، موضوعات موشکی و منطقهای بود.
دهقانی فیروزآبادی بر همین اساس معتقد است نمیتوان تصور کرد که با حل یک موضوع مشخص، ریشه خصومت میان ایران و آمریکا نیز از بین خواهد رفت؛ چراکه از نگاه او، اگر یک حوزه از اختلاف کنار گذاشته شود، امکان آن وجود دارد که حوزه دیگری به محل مناقشه تبدیل شود.
«حد یقف» خواستههای آمریکا کجاست؟
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی همچنین درباره نسبت میان صلح، مذاکره و مقاومت، بر ضرورت محاسبه هزینه و فایده هر گزینه تأکید کرد.
او با اشاره به اظهارات دونالد ترامپ درباره «تسلیم بیقید و شرط» این پرسش را مطرح کرد که اگر ایران یک خواسته را بپذیرد، چه تضمینی وجود دارد که خواسته دیگری در مرحله بعد مطرح نشود.
از دیدگاه دهقانی فیروزآبادی، مسئله اصلی این است که نباید صلح یا مذاکره را بهصورت انتزاعی و فارغ از شرایط ارزیابی کرد. به تعبیر او، گاهی هزینه صلح، مذاکره و توافقی که به معنای تسلیم باشد، میتواند از هزینه جنگ بیشتر شود؛ زیرا پذیرش یک مطالبه ممکن است به شکلگیری سلسلهای از مطالبات جدید منجر شود.
او در پاسخ کوتاه خود به پرسش فارس درباره آمریکا نیز موضعش را صریح بیان کرد: «آمریکا به هیچوجه به تعهداتش پایبند نیست.»
دهقانی فیروزآبادی در عین حال، در پاسخ به پرسشی درباره مذاکرات سعدآباد نیز بر همین منطق تأکید کرد و گفت که خصومت آمریکا و غرب را نمیتوان صرفاً با حل یک حوزه از اختلافات از بین برد؛ زیرا ممکن است پس از حل یک موضوع، موضوع دیگری به محل مناقشه تبدیل شود.
تجربه توافقات گذشته؛ قرارداد لازم است اما کافی نیست
در جمعبندی این بخش از سخنان خود، دهقانی فیروزآبادی درباره برجام نیز بر یک نکته کلیدی تأکید کرد: قراردادها، موافقتنامهها و رژیمهای بینالمللی لازم هستند، اما «کافی نیستند».
این گزاره در واقع خلاصه نگاه او به نسبت میان توافق و قدرت در روابط بینالملل است؛ توافق زمانی میتواند بهعنوان یک ابزار سیاست خارجی عمل کند که در کنار آن، ارزیابی واقعبینانهای از رفتار و اهداف طرف مقابل وجود داشته باشد.
از نگاه دهقانی فیروزآبادی، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که صرف دستیابی به توافق نمیتواند تضمینی برای تغییر بنیادین رفتار آمریکا باشد. بنابراین، مسئله اصلی نه نفی مذاکره و دیپلماسی، بلکه پرهیز از این تصور است که مذاکره بهتنهایی میتواند اختلافات راهبردی ایران و آمریکا را برطرف کند.
در نهایت، تصویری که دبیر شورای راهبردی روابط خارجی از تجربه مواجهه ایران با آمریکا ارائه میدهد، بر یک گزاره محوری استوار است: در سیاست خارجی، توافق و دیپلماسی باید در کنار شناخت دقیق از اهداف طرف مقابل و برخورداری از قدرت لازم برای تضمین منافع ملی قرار گیرد؛ چراکه از نگاه او، اعتماد به تعهدات آمریکا بدون در نظر گرفتن سابقه رفتاری این کشور میتواند به خطای محاسباتی منجر شود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید