نقد اقتدار با سلاح هستهای و الگوی اقتدار جایگزین، در اندیشه رهبر شهید آیت الله خامنهای
مقدمه
موضع حضرت آیتالله سید علی خامنهای درباره مخالفت با سلاح هستهای، منسجم و چندلایه است. ایشان در طول بیش از دو دهه، نه تنها مخالفت خود را با تولید، نگهداری و کاربرد سلاح هستهای بیان کردهاند، بلکه یک «الگوی اقتدار جایگزین» نیز ارائه دادهاند. محور اصلی این الگوی جایگزین، جمله کلیدی ایشان است که در ۳۰ مهر ۱۳۸۲ فرمودهاند: «داشتن سلاح كشتار جمعی را زمینه ساز قدرت و اقتدار نمیدانیم بلكه معتقدیم اقتدار هر كشور به داشتن مجموعه انسانی قوی و برخورداراز «علم و ایمان و ایستادگی» وابسته است و ملت ایران چنین هدفی را دنبال می كند.»
بخش اول: نقدهای حضرت آیتالله خامنهای به «اقتدار هستهای»
مبناییترین نقد ایشان به بازدارندگی هستهای آن است که سلاح هستهای نه تنها امنیت و اقتدار ایجاد نمیکند، بلکه خود تهدیدی برای این هر دو است. ایشان در ۹ شهریور ۱۳۹۱ صریحاً فرمودهاند: «سلاح هستهای نه تأمینكنندهی امنیت و نه مایهی تحكیم قدرت سیاسی است، بلكه تهدیدی برای این هر دو است.» یعنی از نظر ایشان سلاح هستهای یک «تهدید» است، نه یک «ابزار امنیت».
دومین نقد ایشان آن است که سلاح هستهای به دلیل غیرقابل استفاده بودن، فاقد کارکرد بازدارندگی واقعی است. در ۱۴ خرداد ۱۳۸۷ فرمودهاند: «تسلیحات هستهای جز هزینهی ایجاد و هزینهی نگهداری هیچ فایدهای ندارد. تسلیحات هستهای برای یك ملت قدرت نمیآورد؛ چون قابل اجرا و قابل استفاده نیست.»
«آن كسانی كه امروز بمب هستهای دارند، خودشان خوب میدانند كه اگر دست از پا خطا كنند و این سلاح هستهای را به كار بیندازند، آنچنان دامن خودشان را خواهد گرفت… كه دیری نخواهد گذشت كه تروریستهای دنیا به سلاح هستهای دست پیدا كنند و امنیت را از همهی مستكبران عالم و از همهی ملتها بگیرند.»
استناد دیگر ایشان به نمونههای تاریخی و معاصر است که نشان میدهد بازدارندگی هستهای نتوانسته رژیمها را حفظ کند. در ۹ شهریور ۱۳۹۱ فرمودهاند: «حوادث دههی ۹۰ قرن بیستم نشان داد كه داشتن این تسلیحات نمیتواند رژیمی همانند شوروی سابق را هم حفظ كند. امروز نیز كشورهائی را میشناسیم كه با داشتن بمب اتم، در معرض امواج ناامنیهای مهلكند.»
در ۱ تیر ۱۳۸۳ نیز با اشاره به رژیم صهیونیستی فرمودهاند: «امروز رژیم صهیونیستی مگر بمب هستهیی ندارد؟… اما رژیم صهیونیستی الان چند سال است كه در برابر طرف مقابلش كه تفنگ هم ندارد و فقط سنگ دارد… عاجز مانده است.» و در ۳۰ مهر ۱۳۸۲ فرمودهاند: «ملت ایران آمریكای دارای سلاح هسته ای را از كشور خود بیرون كرد ومردم فلسطین نیز اسراییل دارنده سلاح هسته ای را بستوه آورده اند بنابراین سلاح هسته ای تضمین كننده اقتدار و پیروزی نیست.»
چهارمین نقد ایشان، اشاره به هزینههای غیرعقلانی مسابقه تسلیحاتی است. در ۲۸ فروردین ۱۳۸۹ فرمودهاند: «منابع خارج از شمار اقتصادی و انسانی در رقابت غیر عقلانی هزینه شدهاند تا هر یك از ابرقدرتها توان خیالی پیدا كنند كه بیش از ده هزار بار رقیبان خود و سایر ساكنان كره خاكی منجمله خودشان را نابود كنند.» و در همین تاریخ افزودهاند: «بیدلیل نیست كه این راهبرد «بازدارندگی مبتنی بر نابودی تضمینشده متقابل»، یا دیوانگی نام گرفته است.»
در ۹ شهریور ۱۳۹۱ نیز فرمودهاند: «چند كشور غربی كه خود دارندهی سلاح هستهای و مرتكب این كار غیرقانونیاند، مایلند توان تولید سوخت هستهای را نیز در انحصار خود نگه دارند.» و در ۲۸ فروردین ۱۳۸۹ تأکید کردهاند: «اصرار این دولتها بر نگهداری، افزایش و گسترش توان تخریبی این سلاحها… استمرار كابوس هستهای جهان را به دنبال داشته است.»
پنجمین نقد ایشان، ناکارآمدی بازدارندگی هستهای در برابر ملتهای مصمم و مؤمن است. در ۲۶ تیر ۱۳۸۱ فرمودهاند: «آن چیزی كه بمب اتم هم در آن كارگر نمیشود، عبارت است از یك ملت مصمّم، عازم، مؤمن، متّحد و یكپارچه؛ این است كه كسی نمیتواند بر آن فائق شود و غلبه پیدا كند.» و در ۳۰ مهر ۱۳۸۲ تأکید کردهاند: «اقتدار هر كشور به داشتن مجموعه انسانی قوی و برخورداراز “علم و ایمان و ایستادگی” وابسته است.»
ششمین نقد ایشان، استدلالی عقلی-فقهی است: اگر کاربرد سلاح هستهای حرام باشد، ساخت و نگهداری آن بیهوده است. در ۱۷ مهر ۱۳۹۸ فرمودهاند: «انسان محصولی را بسازد که نمیتواند آن را به کار ببرد، باید همان جا بماند؛ یعنی قطعاً حرام است… چرا انسان خرج کند بسازد؟ چرا خرج کند نگه دارد؟ چون نگهداریاش هم خیلی خرج دارد.» یعنی بازدارندگی هستهای — که بر تهدید به کاربرد استوار است — با حرمت کاربرد، اساساً بیمعنا میشود.
بخش دوم: الگوی اقتدار جایگزین از منظر حضرت آیت الله خامنهای
پرسش اصلی از نظر دیدگاه امنیت ملی این است که در نگاه حضرت آیتالله خامنهای برای ایجاد اقتدار بر چه چیزی میتوان تکیه کرد؟ پاسخ اصلی ایشان، در جمله ۳۰ مهر ۱۳۸۲ نهفته است: «بارها گفتهایم كه ما اصولا سلاح هسته ای نیاز نداریم چرا كه داشتن سلاح كشتار جمعی را زمینه ساز قدرت واقتدار نمیدانیم بلكه معتقدیم اقتدار هر كشور به داشتن مجموعه انسانی قوی و برخوردار از علم و ایمان و ایستادگی وابسته است و ملت ایران چنین هدفی را دنبال می كند».
حضرت آیت الله خامنهای علم و فناوری را از مولفههای مهم قدرتآفرین میدانستند. ایشان به دفعات متعدد با استناد به حدیث امیرالمؤمنین (ع) که میفرمایند: «العلم سلطان، من وجده صال و من لم یجده صیل علیه»؛ هر کس دانش را به دست آورد، میتواند قدرتمندی و قدرتنمایی کند؛ هر کس دانش را به دست نیاورد، قدرتنمایی و قدرتمندی علیه او انجام میگیرد. یکی از مواردی که ایشان به این حدیث استناد کردند در دیدار با دانشمندان هستهای در ۲۵ خرداد ۱۳۸۵ بود. نگاه ایشان به فناوری هستهای نیز از همین زاویه است.«دستاورد هستهای، بسیار مهم است و دنبال کردن این صنعت و صنعتی کردن کشور، بسیار چیز لازمی است.» در نگاه ایشان علم و فناوری هستهای را از سلاح هستهای جدا بوده و با هم متفاوت است.«ملت ایران به دنبال سلاح هستهای نیست؛ به دنبال استفادهی صلحآمیز از انرژی هستهای است در مسائل زندگی؛ و این راه را دنبال خواهد كرد و به كوری چشم دشمنان با قدرت تمام به این خواهد رسید.» (۱۴ خرداد ۱۳۸۷)
آیت الله خامنهای پیشرفت جمهوری اسلامی ایران را با تکیه بر همین موضوع میدانستند: «آنچه صلابت این ملت را حفظ خواهد كرد، عبارت است از وحدت حول محور ایمان و انقلاب؛ این چیزی است كه دشمن را ناامید میكند. آنها خیال میكنند ما برای استحكام نظام خود دنبال سلاح كشتار جمعی و دنبال اتم و این چیزها هستیم. اشتباه میكنند؛ این هم تحلیل غلط و اطّلاعات نادرستی است. ما میدانیم آن چیزی كه بمب اتم هم در آن كارگر نمیشود، عبارت است از یك ملت مصمّم، عازم، مؤمن، متّحد و یكپارچه؛ این است كه كسی نمیتواند بر آن فائق شود و غلبه پیدا كند، والّا مگر از اوّل انقلاب تا بهحال با ما دشمنی كم بوده است؟ مگر ما از اوّل انقلاب تا الان بمب اتم داشتهایم؟ آنچه عزّت و كیان این ملت را حفظ كرد؛ نظام اسلامی را سربلند و نام امام را جاودانه كرد، ایمان و عزم راسخ این مردم و ایستادگی و وحدت و یكپارچگی آنها بود.» (۲۶ تیر ۱۳۸۱)
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید