(function (){ const head = document.getElementsByTagName("head")[0]; const script = document.createElement("script"); script.type = "text/javascript"; script.async = true; script.src = "https://s1.mediaad.org/serve/asre-iranian.ir/loader.js"; head.appendChild(script); })();
امروز: 1405/06/01 ساعت : 23:48
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • از وحدت ملی تا تخریب رسانه‌ای؛ تحلیل استاندارد دوگانه در نقد صدا و سیما

    نویسنده: طیبه‌السادات غفاری – استان کهگلویه و بویر احمد، شهر یاسوج

    کالبدشکافی هجمه‌های سیاسی به سنگر روایت اول در میانه‌ی جنگ روایت‌ها: حال که مرزهای نبرد از خاکریزهای نظامی به عرصه «جنگ روایت‌ها» کوچ کرده است، سازمان صدا و سیما بیش از هر زمان دیگری در خط مقدم نبرد قرار گرفته است. هجمه‌های سازمان‌یافته اخیر که از سوی برخی کانال‌های تلگرامی، پیج‌های زرد و حتی اظهارات تأمل‌برانگیز برخی چهره‌های سیاسی در فضای رسانه‌ای صورت گرفته، را نمی‌توان یک نقد رسانه‌ای ساده نامید؛ بلکه به نظر می‌رسد بخشی از یک الگوی پیچیده در قالب «جنگ روانی» است.

    در تحلیل این موج هجومی، با یک پدیده عجیب و استانداردی دوگانه روبرو هستیم. نکته‌ی تأمل‌برانگیز اینجاست که برخی از این چهره‌های سیاسی، زمانی که نقدها و پرسش‌ها متوجه عملکرد خودشان یا حوزه‌ی سیاستشان می‌شود، به‌سرعت پرچم «وحدت ملی» و «حفاظت از انسجام انقلاب» را بالا می‌برند؛ آن‌ها با این کار، هر منتقد و پرسشگری را به‌راحتی از دایره‌ی ملت و انقلاب خارج می‌کنند. اما وقتی نوبت به نقد یک نهاد حیاتی مثل صدا و سیما می‌رسد که در جبهه‌ی اولِ مبارزه با سیل عظیم جنگ رسانه‌ای است، این شعارهای وحدت‌بخش به‌ راحتی کنار گذاشته می‌شود. در واقع افراد، در حالی که در عرصه‌ی سیاست از «حفظ انسجام» دم می‌زنند، در عرصه‌ی رسانه با حملات بی‌پروا به ابعاد مختلف این نهاد، دقیقاً همان چیزی را هدف قرار می‌دهند که مدعی دفاع از آن هستند: یعنی سنگرِ روایتِ اول و قابلِ اعتمادِ ملت را.

    تاریخ معاصر ایران گواه آن است که رسانه ملی، ستون فقرات پایداری ملت در بزنگاه‌های تاریخی بوده است. در دوران دفاع مقدس، صدا و سیما با ارائه‌ی روایت‌های یکپارچه، توانست «همدلی و همبستگی ملی» را مدیریت کند و از فروپاشی روانی جامعه در برابر فشارهای دشمن جلوگیری نماید. امروز نیز در حالی که کشور درگیر مواجهات مستقیم نظامی است، صدا و سیما در جبهه‌ی اولِ مبارزه با سیل عظیم و پیچیده‌ی جنگ رسانه‌ای قرار دارد.

    برخلاف فضای پرهیاهوی مجازی، عملکرد رسانه ملی در روزهای حساس اخیر نشان‌دهنده‌ی یک توانمندیِ برجسته بوده است. صدا و سیما تا پیش از آنکه تحت این فشارهای شدید سیاسی قرار بگیرد، نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در جنگ روایت‌ها ایفا کرد. این سازمان با پوشش مستمر موفقیت‌های نظامی، تجمعات مردمی و ایجاد پیوند میان «میدان جنگ و خیابان»، توانست جریانِ امیدواری و استقامت را در جامعه حفظ کند. همچنین رسانه ملی با تلاش فراوان در جهت گفتمان‌سازی برای «بعثت مردم»، توانست میان رزمندگان در جبهه و مردم در خانه‌ها، رابطه‌ای از نوع همدلی و همبستگی برقرار کند که در لحظات بحرانی، نقش اصلی را در پایداری روانی ملت ایفا نمود.

    البته نباید از واقعیتِ موجود چشم پوشید؛ در مسیر این راه بزرگ، نقدهایی به برخی از عملکردها وجود دارد؛ برای مثال در حوزه‌ی تعامل با برخی برنامه‌ها که مسیرهای متفاوتی از جمله مخالفت با مذاکرات را دنبال می‌کردنند.

    بدیهی است که سیاست‌گذاری‌ها و برخی عملکردها‌ی این سازمان نیاز به بازنگری و اصلاح دارد. اما آنچه بر هیچ کسی پوشیده نیست، این است که بسیاری از این چالش‌ها، نه از درون، بلکه تحت تأثیر فشارهای سنگینِ همزمانِ سیاسی و بیرونی ایجاد شده‌اند. در واقع، صدا و سیما در میان دو جبهه قرار گرفته است: جبهه‌ی نبرد با دشمن در فضای رسانه‌ای نابرابر، و جبهه‌ی فشارِ برخی چهره‌های سیاسی که از نقد نه به عنوان ابزاری برای بهبود، بلکه تنها به عنوان ابزاری برای واکنش‌های سیاسی، موج‌های تخریبی و اهداف سیاسی استفاده می‌کنند.

    «باید دانست که این هجمه‌ها، نوعی عملیاتِ روانی برای تضیف اصلی‌ترین روایتگر میدان است. نتیجه‌ی حمله‌ی سیاسی به رسانه ملی، از بین بردنِ آن نقطه عطفی است که افکار عمومی را حول محورِ ارزش‌های مشترک منسجم می‌کند. وقتی این مرجعیتِ رسانه‌ای هدفِ تخریب قرار می‌گیرد، در حقیقت تلاش می‌شود تا با ایجاد پراکندگی در باورهای عمومی، اعتمادِ ملت به روایت‌گری‌ها را سست کند و راه را برای نفوذِ روایت‌هایِ مخدوش و بیگانه هموار سازد.

    «بنابراین، ضرورت دارد که جامعه علمی، سیاسی و رسانه‌ای، این هجمه‌ها را نه صرفاً به عنوان یک نقد، بلکه به‌عنوان پدیده‌ای بازشناسی کنند که در عمل، با استراتژی دشمن برای فرسایش «همبستگی ملی» هم‌سویی پیدا کرده است. حفظ اقتدار رسانه ملی، در واقع صیانت از امنیت روانی جامعه در برابر طوفان‌های جنگ نرم است. ما در میدان جنگ روایت‌ها، بیش از هر چیز به صدایی نیاز داریم که در عین اصلاح‌پذیری، «مسئولیت‌پذیر» باشد؛ صدایی که در برابر هیاهوی رسانه‌های زرد، اجازه ندهد سنگرِ اصلیِ روایتِ ملی، خاموش شود.»

    طیبه‌السادات غفاری

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم