یادداشت اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی پیرامون شکاف میان گفتمان مقاومت و کیفیت حکمرانی در قوای سهگانه
در شرایطی که جبهه مقاومت یکی از سختترین مقاطع تاریخی خود را پشت سر میگذارد و دشمن تمام ظرفیت نظامی، اقتصادی، رسانهای و دیپلماتیک خود را برای ضربه زدن به آن به کار گرفته است، مسئله فقط شدت فشار دشمن نیست؛ مسئله این است که آیا در داخل، ارادهای برای تبدیل این فشار به قدرت وجود دارد یا نه. وقتی در سیاست خارجه، اقتصاد و نحوه استفاده از ظرفیتهای مردم، به جای طراحی برای افزایش قدرت و تابآوری، نشانههایی از عقبنشینی، انفعال و انتقال هزینهها به جامعه دیده میشود، نمیتوان از مقاومت بهعنوان یک راهبرد جامع سخن گفت. در همین حال، روایتی نیز بازتولید میشود که هر محدودیتی را بهانه عقبنشینی، هر فشاری را دلیلی برای امتیاز دادن و هر هزینهای را استدلالی برای فاصله گرفتن از مقاومت میداند.
مقاومت؛ یک جبهه یا چند پرونده جدا از هم؟
مجموعهای از مواضع، تصمیمات و ادبیات برخی مسئولان این سؤال را پیش میکشد که آیا الزامات مقاومت در محاسبات آنان فهم شده است یا با یک خطای محاسباتی مواجهیم.
رئیسجمهور در توضیح وضعیت منطقه میگوید ایران با عربستان در جنگ نیست و «حوثیها نیز مشکلات خودشان را دارند». این جمله را باید در بستر واقعیت میدان خواند؛ جایی که ملت مبارز یمن، بسیار بهتر از برخی تحلیلگران اتاقهای تصمیمگیری، معنای همین وحدت ساحات را فهمیدهاند و هزینه سنگین ایستادگی را پذیرفته و با استمرار فشار بر دشمن، معادلات منطقهای را تغییر داده است. بنابراین تعبیر جهاد همرزمان به «مسائل خودشان» دستکم این نگرانی را ایجاد میکند که بخشی از تصمیمگیران، هنوز نسبت میان ساحات مختلف مقاومت و همسرنوشتی این جبهه را آنگونه که باید درک نکردهاند.
اتفاقات جنوب لبنان و تجربه تپههای علیالطاهر نیز باید برای ما درسآموز باشد. اگر مسائل هر ساحت از مقاومت را صرفاً مسئله خودش بدانیم، دشمن به همان نقطهای میرسد که سالها برای آن تلاش کرده است: تبدیل یک جبهه به چند پرونده منفک، قابل تفکیک و در نهایت قابل معامله.
مقاومت در اندیشه انقلاب اسلامی، راهبردی برای مقابله با استکبار جهانی و تغییر موازنه قدرت به نفع مستضعفان است. در این جبهه، سرنوشت فلسطین، لبنان، یمن و ایران از یکدیگر جدا نیست. ممکن است نقشها و روشهای بازیگران متفاوت باشد، اما نمیتوان پیوند راهبردی میان آنها را انکار کرد.
سؤال اساسی این است: آیا مقاومت را یک جبهه میبینیم یا مجموعهای از ابزارهای قابل مصرف در سیاست خارجی؟دیپلماسی؛ ابزار قدرت
از آغاز جنگ تاکنون، روند غالب در لایه سیاست خارجی، رویآوردن به فضای دیپلماتیک در برابر تهدیدات جدی نظامی و امنیتی بوده است. اصرار بر بازگشت به همان مسیر و تکیه مجدد بر مذاکره با آمریکا، نادیده گرفتن تجربهای است که هزینههای سنگینی برای ملت ایران رقم زده است. از جنگ خرداد تا جنگ رمضان که در میانه مذاکرات رقم خوردند، از جنایات میناب تا لامرد، از محاصره دریایی تا تفاهم اسلامآباد، همگی منحوس و منسوخ بودن رویای مذاکره شرافتمندانه با آمریکا را در حافظه تاریخی این کشور اثبات و ثبت کرد. فرای تمام این جنایات و بدعهدیها، زمانی که طرف مقابل در میانه مذاکره دست به حمله نظامی میزند، مبنای اعتماد برای حل مسائل راهبردی از مسیر همان مذاکره از بین میرود.
اما کنار گذاشتن اعتماد به آمریکا به معنای کنار گذاشتن دیپلماسی نیست. اتفاقاً کشور بیش از همیشه به یک دیپلماسی فعال و قدرتساز نیاز دارد. جنگ موجود با توجه به روشنسازی ماهیت اختلاف جمهوری اسلامی ایران با آمریکا و غرب میتواند فرصتی برای بازآرایی سیاست خارجی ایران باشد. باید از ظرفیت موقعیت ژئوپلیتیکی کشور، تنگه هرمز، بنادر، منابع انرژی، بازار بزرگ ایران و شبکه کریدورهای شرق و غرب برای افزایش قدرت چانهزنی و عمق راهبردی کشور استفاده کرد. فعالسازی کریدورهای بینالمللی و پیوند اقتصادی عمیقتر با چین، روسیه، آسیای مرکزی و… بخشی از معماری قدرت ایران در این جهان در حال تغییر است. روابط با این کشورها نباید به سفرهای تشریفاتی، بیانیههای مشترک و قراردادهای روی کاغذ محدود بماند؛ بلکه باید به همکاریهای بلندمدت اقتصادی، امنیتی، دفاعی و فناورانه و پیوندهای پایدار راهبردی تبدیل شود.
این همان نقطهای است که دیپلماسی میتواند در خدمت مقاومت قرار گیرد؛ نه دیپلماسی برای گرفتن امتیاز از ایران و نه بازگشت به وضعیت پیش از جنگ، بلکه دیپلماسی برای ساختن قدرت، شکستن محاصره، فعال کردن ظرفیتهای منطقهای و بینالمللی و تغییر موازنه به نفع ایران و جبهه مقاومت.
توافقهای مقطعی، آتشبسها و تعاملات شتابزده با بازیگران منطقهای نیز باید از همین منظر بررسی شوند. مسئله فقط نتیجه کوتاهمدت این تصمیمات نیست؛ مسئله پیامی است که از آنها به دشمن مخابره میشود. اگر دشمن احساس کند با فشار نظامی و تضعیف جبهه مقاومت میتواند مسیر توافق را هموار کند، انگیزه بیشتری برای ادامه همین مسیر پیدا خواهد کرد.مردم؛ پشتوانه مقاومت
راهبرد مقاومت فقط در سیاست خارجی خلاصه نمیشود. یکی از مهمترین مؤلفههای راهبرد مقاومت، سرمایه اجتماعی و مشارکت فعال مردم است.
از تعطیلی طولانیمدت مجلس و کاهش کارکرد نظارتی آن، تا گزارشهای مکرر درباره مضرات تجمعات و کنشهای اجتماعی مردم در خیابان، مجموعهای از رفتارها این سؤال را ایجاد میکند که آیا دولت از «مردم فعال» استقبال میکند یا ترجیح میدهد مردم صرفاً در بزنگاههای خاص حضور داشته باشند و پس از آن از عرصه مطالبهگری و تصمیمسازی کنار بروند؟
این نگرانی زمانی جدیتر میشود که «وحدت» نیز از یک ضرورت ملی به ابزاری برای محدود کردن نقد تبدیل شود. وحدت، در جامعهای متکثر، به معنای حذف اختلاف نیست؛ به معنای پیدا کردن نقطه اشتراک میان رویکردهای متفاوت حول اصول است. اگر هر نقدی به سیاست دولت، هر مطالبهای از مسئولان و هر اعتراض دلسوزانهای با برچسب وحدتشکنی تخطئه شود، امکان گفتوگوی ملی از بین میرود. ملت را نمیتوان برای تحمل هزینهها محرم دانست و برای تصمیمگیری نامحرم.
این در حالی است که حضور اجتماعی مردم در دفاع از کشور، فرصت کمنظیری برای تقویت پیوند دولت و ملت و حرکت به سمت اقتصاد مردمی و مقاومتی فراهم کرده است. مردمی که در سختترین شرایط پای کشور ایستادهاند، فقط سرمایه عاطفی نظام نیستند؛ یک ظرفیت عظیم اقتصادی، اجتماعی و سیاسیاند که میتوانند بخشی از بار حل مسائل کشور را بر دوش بگیرند. مردم فقط پشتوانه مقاومت نیستند؛ خودِ مردم یکی از مؤلفههای قدرت مقاومتاند.اقتصاد جنگ؛ زیربنای مقاومت
عدم فروپاشی اقتصاد و معیشت مردم زیربنای مقاومت است، و این امر محقق نمیشود مگر با حکمرانی قاطع و بدون تعارف، پرهیز از بازی با زندگی مردم به وسیله حکمرانی اقتصادی شوکآفرین و عدم مراعات محفلهای تصمیمگیر و تصمیمساز در اقتصاد کشور.
تجربه برخی کشورها نشان میدهد شرایط جنگی لزوماً به عقبماندگی نمیانجامد؛ بحرانها میتوانند با برنامهریزی و مدیریت درست به فرصت تبدیل شوند. سیاست اقتصادی دولت در شرایط جنگی باید چند هدف را همزمان دنبال کند: حفظ قدرت خرید، حفظ تولید، کاهش آسیبپذیری ارزی، اصلاح نظام بانکی، تأمین مالی بخش مولد، فعالکردن ظرفیتهای ترانزیتی و افزایش درآمدهای غیرنفتی. حفظ قدرت خرید در جنگ بخشی از ملزومات امنیت و تابآوری ملی است؛ زیرا کاهش مصرف خانوار به کاهش تقاضا، آسیب به فروش بنگاهها و تولیدکنندگان و در نهایت رکود میانجامد. بنابراین سیاستهای حمایتی، اگر درست طراحی و بکارگیری شوند، در کنار کمک به معیشت خانوار، منتهی به حفظ تولید و تابآوری اقتصادی خواهند شد.
از این منظر، وقتی دولت از یارانه در انتهای زنجیره سخن میگوید و با حذف سوبسیدها قیمتها سر به فلک میکشند، افزایش مبلغ کالابرگ متناسب با تورم نیز نباید صرفاً یک وعده بماند. اگر دولت تصمیم ندارد که قدرت خرید را قربانی کند، باید منابع حفظ آن را پیدا و سازوکار اجرایی را مستقیماً مدیریت کند؛ نه اینکه پروژه میان دستگاهها دستبهدست شود تا نهایتاً دستگاهی با ادعای نبود منابع، دولت را از اجرا بازدارد. البته ادعای کمبود منابع در حالی صورت میگیرد که بر اساس آمارها، ۱۱۰ درصد از پیشبینی فروش نفت در بودجه امسال محقق شده و علیرغم ادعاها، صادرات نفت همچنان ادامه دارد.
از جهت دیگر قاطعیت در تثبیت و حفظ چرخه تولید و مصرف حائز اهمیت است. حمایت از تولید و مصرف به معنای پذیرش خلق پول بیضابطه نیست؛ مسئله بر سر جهت و کیفیت خلق نقدینگی است. اگر خلق پول و اعتبار به داراییهای غیرمولد، سفتهبازی یا بنگاههای وابسته برود، قطعاً بحرانزا خواهد شد. بحران بانک آینده، نمونهای از عدم قاطعیت برای مقابله با فساد و خلق نقدینگیهای غیرمتعارف در نظام بانکی برای سرپوش گذاشتن بر ساختارهای معیوب است. بنابراین اگر امروز خلق اعتبار اجتنابناپذیر است، باید درباره اینکه پول برای چه چیزی خلق و به کجا هدایت میشود تصمیمگیری کرد، تا زمانی که تأمین مالی هدفمند برای عدم فروپاشی قدرت خرید، تولید و اشتغال ضروری است، با گزاره «منابع نداریم» مواجه نشویم.
وجه دیگر حکمرانی جنگی، توجه به الزامات ساختاری است. یکی از مشکلات ما این است که مسائل بزرگ کشور هزاران صاحب و متولی و تصمیمگیر دارد؛ اما هیچکس مالک واقعی مسئله و تصمیمگیر نهایی برای جلو بردن آن نیست. به همین جهت جایگاه ریاستجمهوری موضوعیت بیشتری پیدا میکند. چابکی قوای سهگانه، خصوصاً رئیسجمهور و کابینه دولت، برای کنار زدن موانع اداری و بروکراسیهای پوچ و پیچیده و برای کوتاه کردن زنجیره تصمیمگیری ضروری است.
اینکه دولت دائماً در میان طرحها و راهکارها پرسه بزند و به قطعیت نرسد، اجرای سیاستها را نیز متوقف به ساختارهای اداری و طبقات تصمیمساز و ذینفع کند، به آشفتگی و ناکارآمدی و قربانی شدن اقتصاد منتهی خواهد شد. و اولین قربانی فشار اقتصادی ناشی از جنگ و تصمیمات آشفته و پرخطر، اقشار شکننده و دهکهای پایین خواهند بود.
یکی از خطرناکترین خطاها آن است که دولت تمام مشکلات را به جنگ و تحریم نسبت دهد و مسئولیت سیاستگذاری داخلی را کمرنگ کند. درباره هزینههای جنگ باید پرسید چه میزان از مشکلات ناشی از فشار خارجی و چه میزان ناشی از ضعف سیاستگذاری داخلی و خارجی، ناکارآمدی ساختاری و خطای محاسباتی تصمیمگیران است. برای مثال محاصره دریایی مصداقی عینی از نتیجه خطای محاسباتی در دستگاه فکری مسئولان است. اعتماد به دشمن بدعهد بدسابقه در پایان چهل روز و ایجاد فرصت تنفس برای او، به شکلگیری محاصره دریایی توسط دشمن منجر گشت. عدم پاسخدهی متناسب و سریع نیز آن را تثبیت کرد. قاعدتاً تا روزی که در دستگاه محاسباتی مسئولان مسجل نشود که توافق عزتمندانه و سودمند با آمریکا خیالی واهی و پوچ است، مشابه تجارب مکرر گذشته سرنوشت اقتصاد کشور را به آن گره خواهند زد و تجارب تلخ بدعهدی آمریکا تا تسلیم کامل ما تکرار خواهد شد. با چنین رویکردی نه محاصره برداشته خواهد شد و نه راهکاری برای دور زدن آن طراحی و به کار گرفته میشود.
در نهایت، تفاوت مهمی وجود دارد میان اینکه دولت ضعفهای واقعی اقتصاد را شناسایی و برای رفع آنها برنامه ارائه کند، با اینکه دائماً تصویری از ناتوانی، بیپولی و بنبست به جامعه و دشمن مخابره شود. ضعفنمایی نباید به سیاست تبدیل شود. وقتی مسئولان دائماً از «نمیشود» سخن میگویند، ترس و عدم اطمینان خاطر بازار و مردم و صنایع را تشدید میکنند و حتی بر محاسبات دشمن اثر میگذارند. البته این به معنای پنهان کردن ضعفها نیست. مردم حق دارند واقعیت را بدانند و از ضعفها و ظرفیتها آگاه شوند. اما میان شفافیت درباره ضعف و تبدیل ضعف به دستاویز و روایت غالب حکمرانی تفاوت وجود دارد.
مقاومت یعنی قوی شدن
مسئله فقط مقاومت در میدان نظامی یا سخن گفتن از مقاومت نیست؛ مسئله این است که آیا ساختار حکمرانی کشور میخواهد مقاومت کند یا نه. مقاومت نظامی بدون اقتصاد تابآور پایدار نمیماند؛ اقتصاد بدون سرمایه اجتماعی فرسوده میشود؛ سرمایه اجتماعی بدون جمهوریت و مشارکت فعال مردم تضعیف میشود؛ و سیاست خارجی بدون پشتوانه اقتصادی و قدرت داخلی نمیتواند موازنه را تغییر دهد. اگر مقاومت را فقط هزینه ببینیم، هر فشار تازهای ما را به عقبنشینی میبرد. در صورتی که مقاومت، فرآیند ساختن ایران قوی را تسریع میکند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید