بیکفایتی مدیریتی در دولت گردنگیری ندارد. پس از دو سال از گذشت دوران مدیریت آقای پزشکیان بر قوه مجریه ایشان به جای پاسخ به ضعفهای دولتش با هجوم به دیگران، انتقادها را با «بلدی، بیا خودت درستش کن» پاسخ میدهد بدون آنکه کاری با مسئولان فجایع رقم خورده در دولتش داشته باشد یا اشتباهات خود را بپذیرد.
مجلس را که حدود یکسال است به بهانه وضعیت جنگی از دور خارج کردهاند و عملا جایگاه نظارتیاش را از بین بردهاند. قبل از آن نیز هر فشاری که به دولت بابت تغییر وزرا وارد میآمد با هجمه سنگین علیه مجلس پاسخ داده میشد که اگر با ادبیات خود آقای پزشکیان بخواهیم بیانش کنیم وظیفه ذاتی مجلس را به زعم خود چوب لای چرخ دولت گذاشتن تلقی میکردند. در تنها موردی هم که استیضاح بنا به عملکرد فاجعه وزیر اقتصاد وقت به ثمر نشست، همان فرد مدتی بعد با حکم رئیس جمهور بر کرسی ریاست بانک مرکزی تکیه کرد.
آقای پزشکیان طبق ادعایتان کار را به کاربلدها سپردهاید. بیایید از عملکرد کاربلدهایتان دفاع کنید. اخبار روزانه را که مطالعه میکنیم علاوه بر گرانی در بازار و افزایش قیمت طلا و… رخ میدهد و شما در پاسخ به منتقدان به صورت پیش فرض شرایط جنگی را مقصر اول و آخر اوضاع معرفی میکنید، موارد دیگری نیز مشاهده میشود که به نظر نمیرسد این بهانه شما در آن حوزهها کاربرد چندانی داشته باشد.
مدیرکل دامپزشکی استان تهران، در نشست خبری سازمان جهاد کشاورزی استان تهران اظهار کرد: حدود ۳۰۰۰ تن مرغ نزدیک به پایان تاریخ مصرف در سردخانههای استان تهران شناسایی شد که با پیگیریهای انجامشده، بخشی از آن در مهلت مقرر مصرف شد و تاریخ مصرف حدود ۲۰۰۰ تن باقیمانده به پایان رسید.
2000000 کیلوگرم مرغ که با قیمت روز بازار ارزشی بیش از 900 میلیارد تومان را داراست در اثر سوء مدیریت از بین رفت. در وضعیت که خود دولتیها کاسه چه کنم چه کنم دست گرفتهاند و نمیشود و نداریم فریاد میزنند، بیایند و پاسخ بدهند با داشتهها چه کردهاند. در وضعیتی که تامین ارز برای واردات مرغ و نهادههای دامی به گفته خودشان به سختی صورت میپذیرد، تاوان چنین نشتی از منابع مصرفی موجود برعهده چه کسی است؟!
در راستای همین موضوع، مرور وا اسفا گفتنهای برخی رسانهها در دولت قبل که اکنون در قبال بحران مدیریتی دولت فعلی روزه سکوت گرفتهاند بسیار جالب است. در آن زمان، روزنامه «سازندگی» وابسته به حزب کارگزاران، تیتر یک خود را به افزایش قیمت مرغ اختصاص داد و با تیتر «عصیان مرغ» به این موضوع پرداخت، اما اکنون سوت زنان از کنار فجایعی که مقصر اول و آخر آن دولت است میگذرند. قلمشان صرفا زمانی به حرکت در میآید که بوی مذاکره به مشامشان برسد و بتوانند مقصری غیر از دولت برای وضع موجود بتراشند.
مسئله اما فقط چند هزار تن مرغ از دسترفته نیست؛ موضوع اصلی، نوع نگاه به مسئولیت و پاسخگویی در ساختار اجرایی کشور است. وقتی یک دستگاه در تامین، توزیع و مصرف یک کالای اساسی با چنین حجمی از اتلاف مواجه میشود، افکار عمومی حق دارد بداند چه کسی مسئول این تصمیمها بوده، چه کسی باید درباره آن توضیح بدهد و چه اقدامی برای جلوگیری از تکرار آن انجام شده است. نمیتوان همه مشکلات را به شرایط بیرونی، تحریم، جنگ یا دیگران نسبت داد و در عین حال درباره خطاهای آشکار مدیریتی سکوت کرد. اگر قرار است دولت از عملکرد مدیران خود دفاع کند، نخستین گام این دفاع باید ارائه گزارش روشن از عملکرد آنها، پذیرش خطاهای احتمالی و معرفی مسئولان ضعفها باشد. کارآمدی دولت با جمله سازی با کلماتی مثل «کاربلد» «دستی برآتش» و… اثبات نمیشود؛ نتیجه عملکرد است که در نهایت معیار قضاوت مردم خواهد بود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید