امروز: 1405/06/07 ساعت : 04:12
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • گروگانگیری دونبش؛ بزرگراه نفوذ

    یادداشت از خدابخش عبدلی – استان قم، شهر قم

    اینکه کسی در حیات سیاسی خود، بخواهد در راستای منافع حزب و جناح و همفکرانش حرکت کند امری طبیعی و پذیرفته شده است البته حد و مرز و خطوط قرمزی هم دارد مانند تحفظ بر منافع ملی و اولویت ندادن منافع جناحی بر آن و عبور نکردن از مرزهای مورد احترام در فرهنگ عمومی و حاکمیت کشور؛

    اینکه یک شهروند معمولی، خانواده و فرزندان و بستگانش بخواهند و بتوانند سیر فی الارض داشته و در هر نقطه‌ای از جهان مدرن امروز رحل اقامت بیفکنند حقی طبیعی و مقبول است اگرچه در همین موضوع هم حدها  و مرزهایی وجود دارد

    اینکه یک شهروند بخواهد وارد تعاملات اقتصادی، تجاری و مالی شود حقی طبیعی و بلکه جز در مواردی امری بسیار عادی و لازم در مدیریت معاش آدمی و پیشرفت جوامع انسانی است

    اما داستان از آنجایی جالب می‌شود و شاید هم تلخ و هشدارآمیز، که کسی بخواهد هم وارد و قاهر در میدان سیاست باشد هم دستی بر تجارت و تجار داشته باشد و خود و صندلی‌اش را متاع تجارت سازد؛ از آنجا جالب می‌شود که کسی خواسته باشد در مهم‌ترین و حساس‌ترین جایگاه‌های مسوولیت‌های ملی، عرض اندام کند اما حواسش نباشد که چنین شخص و شخصیتی، آیا می‌تواند با وجود نزدیک‌ترین کسانش و خویش و بستگاتش در یک کشور بیگانه، آن هم خیلی بیگانه! در پهنه سیاست، پهن شود و طول و عرض و ارتفاع پیدا کند! آن هم در یک کشور کاملا متخاصم، کشوری که همگی، نه فقط  نسل امروز و دیروز،  حتی نسل‌های دهه بیست‌مان ،دهه سی و چهل‌مان، دهه پنجاه و شصت‌مان، همه و همه‌مان، نشنیدیم از این کشور، جز دشمنی و دشمنی و دشمنی و تحریم و جنگ و توطئه و …؛

    آری از نفوذ حرف زدن که درست است که اگر نفوذ نبود اینهمه آسیب و خسارت مالی و جانی جانگداز و پرسوز نبود!

    نفوذ بود و هست و اگر به این اگرها توجه و التفات نشود باز هم خواهد بود و با یک انگشت که هیچ! با دو دست کامل هم نمی‌توان از نشت یک لوله هزار اینچ، ممانعت نمود!

    قانون، لازم است و خوب؛ اما جلوی هر چیزی را باید از سرچشمه‌اش گرفت.

    از زمانی که تا به خود آمدیم دیدیم عجب! شهرها و دیارهایی در سیاره‌های دور، به وقت انتخاب و انتخاب کردن و شدن، رای‌ها را مثل متاعی می‌خرند و یا ذهن‌ها را با پروپاگاندای پر زور پر زر، از انتخاب درست می‌شویند و ما البته نه ما، آنها خرسند بودند به این که در فضای فشار بین‌الملل که نه! بین الدول، باید به لحاظ فراوانی انتخاب‌کنندگان، رکود را بشکنیم و رکورد را بزنیم!

    حواسمان نبود گویی عادت شد برای‌مان این سنت سیئه و این رویه باطله، و ثمره این کشت و کاشت نامبارک، شد اینکه کسانی ساختمان‌های سیاست را هم با پول خریدند و هر آنکسی را که خود خواستند از داخل آن جعبه‌های خوشرنگ و خوش‌نگار، به آن پنتهاوس‌های سیاست فرستادند؛ من این عملیات ساده پیچیده را گروگانگیری داخلی، نام می‌نهم! بله یاد این مثل و مثال می‌اندازمتان که از هر دست بدهی از همان دست می‌گیری؛ این قاعده اینجا هم، البته در قامتی وارونه، خودنمایی کرده است؛ داده‌اند و می‌گیرند؛ به چه قیمت و با چه کم و کیفیت!! چندان که گویی اصلا فرقی نمی‌کند حتی اگر در بحبوحه یک جنگ تمام‌عیار موجودیتی و تمدنی، آن هم با یک سیاستمدار دیوانه بسیار عاقل بوده باشی؛ کاری ندارد او تاجر است و سرمایه‌اش باید آن هم به هزار برابر برگردد پس گروگان وظیفه دارد خود را به هر قیمت و همتی! از گرو آزاد کند.

    اما داستان عجیب و ساده و پیچیده دیگر، گروگان دادن بستگان نزدیک کسانی است که ادعای اداره با دال و راء برای مردم و کشور می کنند سعی کردم تمرکز کنم که جای دال و راء را مباد که مبتلا به سهو و لهو شوم! آری چه نسبت و چه مناسبت آن کسی را که به عنوان مدیر و مسوول در جایگاهی حساس، تصمیم‌ساز یا تصمیم‌گیر نشسته باشد اما چندهزار گروگان در دشمن‌ترین کشور، به بهانه‌های متلون، به دشمنش هبه غیرمعوضه کرده باشد! آیا چنین سیاست‌مداری و چنین مسوول روی کاری_ اگرچه مسوول باید زیر کار باشد_خواهد توانست آن هم در گرهگاه‌ها، در جنگ‌گاه‌ها و در حساس‌ترین گاه‌ها، جانب ملتش، و حریم دولتش را بگیرد و منافع ملی را استیفا کند!؟ یا چونان مذبذبی و چون سازنواز طنازی هر لحظه، سازی کوک خواهد کرد و نوایی دیگرتر از دیگر و دیگری، سر خواهد داد و در این میان، این مردم باشرف مظلوم، که جان در رکاب ولایت داده و می‌دهند با این گروگان‌شده‌های دونبش داخل و خارج، چه زخم و زحمت‌هایی را متحمل می‌شوند و خواهند شد!

    آری زمان و مکان مناسب است برای تدییر در مقابل نفوذ؛ اما پترس‌های فداکار ما اگر خود در پیله گروگانگیری محبوس نیستند ملتفت باشند سد، یک سوراخ ندارد که با انگشتی، درز گرفته شود؛ اصلا بحث سوراخ نیست باید دید جای سالمی را می‌توان پیدا کرد با این حجم از پهنه و پهنای گروگانگیری و گروگان‌ها!

    و ما به تدبیر رهبر مظلوم و عزیزتر از جانمان، آن خلف سالک و صالح و آن مجاهد بزرگ که به امید و عنایت حق به زودی با رفع دشمنی‌ها جمالش را به دیده جسم و جان به نظاره خواهیم نشست و نوای جانفزایش را به هوش و گوش جان خواهیم شنید آری ما ولایتمداریم نه ولایت ندار!  که یعنی به امر ولایت و برای ولی‌مان جان می‌سپاریم تا رسد آن صبح دولت حقیقت که صاحب اصلی این ملک و ملت و مملکت، رخ از پس پرده غیبت بنماید و این مردم امیرالمومنین(ع) را از ابوموسی‌‌ها و اشعث‌ها و …برهاند باذن الله تعالی و عونه.

    خدابخش عبدلی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم